علیٌّ حُبُه جُنّه
علیٌّ حُبُه جُنّه
علیٌّ حُبُه جُنّه
علیٌّ حُبُه جُنّه
علیٌّ حُبُه جُنّه
علیٌّ حُبُه جُنّه
علیٌّ حُبُه جُنّه
علیٌّ حُبُه جُنّه
علیٌّ حُبُه جُنّه
علیٌّ حُبُه جُنّه
علیٌّ حُبُه جُنّه
علیٌّ حُبُه جُنّه
قصهٔ غدیر
خبری در راه است!
این آخرین حج پیامبر خدا بود. همین خبر باعث شد تا هزاران مسلمان خود را به مکه برسانند. ایشان در راه بازگشت از سفر در محلی میان مکه و مدینه به نام «جحفه» در کنار «آبگیر غدیر» توقف کرد و دستور داد: «آنان که رفتهاند، بازگردند و کسانی که عقب ماندهاند، به ما ملحق شوند!»
چه شده است؟! همهمهای برپا شد! جمع حاجیان در یک گوشه نشسته یا ایستاده، چشم به لبهای پیامبر خاتم دوختهاند.
آنچه نازل شد را ابلاغ کن!
یکشنبه بود، هجدهمین روز از ماه ذیالحجۀ سال دهم هجری قمری که دهها هزار مسلمان در غدیر به تماشای مهمترین رویداد تاریخ نشستهاند.
فرمان الهی نازل شده است: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ…؛ پیامبر! آنچه را از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شد، ابلاغ کن و اگر چنین نکنی، پیامش را نرساندهای.»
آن رسالت چیست؟! چه امر خطیری است که دستور به توقف صادر شده است؟ آخرین پیامبر نیز بیتاب از رسالتی که بر دوش دارد، در انتظار لحظات موعود است.
حاضران به غایبان برسانند!
پیامبر خاتم در خطبهای رسا، فرمان الهی برای جانشینی اميرالمؤمنان به جای خود را به گوش همگان رساند. جملات حضرت پشت سرهم در صحرای غدیر طنینانداز میشد.
پیامبر دست حضرت را بالا برد و سه بار به بلندای تاریخ فریاد زد: «من کنت مولاه فهذا على مولاه؛ هر کس که من مولای او هستم، از این پس “علی” مولای اوست» سپس خطاب به مردم فرمود: «باید آنانکه حاضرند، این امر را به غایبان برسانند و ابلاغ کنند.»
تاج عرش به حق رسید!
عربها رسم داشتند برای جانشینی شیخ عشیره، عمامهٔ خود را بر سر فرد منتخب میگذاشتند. این عمامه نماد جانشینی بود.
پیامبر خاتم بعد از پایان خطبۀ غدیر، عمامۀ سیاه رنگ خود را که «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرمؤمنان قرار داد و انتهای عمامه را بر دوش آن حضرت آویزان نمود، و فرمود: «عمامه، تاج عرب است.»
این سحاب علامت امامت و رهبری است و روایت است تا پایان رحلت رسول خاتم، بر سر مبارک مولای متقیان بوده است.
همگان این سخن را تکرار کنند!
حضرت در پایان خطبهٔ غدیر از همگان خواست، این جملات را تکرار کنند:
«ما فرمان تو را كه از جانب خداوند دربارۀ على بن ابىطالب و امامانی از فرزندانش به ما رساندى اطاعت مىكنيم و به آن راضى هستيم، و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو بر اين مدعا بيعت مىكنيم. عهد و پيمان در اينباره براى ايشان از ما، از قلبها و جانها و زبانها و ضماير و دستانمان گرفته شد. هر كس با دستش توانست وگرنه با زبانش بدان اقرار كرده است.»
همۀ مردم سخنان حضرت را تكرار كردند و بدين وسيله بيعت عمومى گرفته شد.
پویش نجوای غدیر
عید غدیر امسال را در پناه آستان قدسی حضرت، در حالی آغاز میکنیم که در این روزهای انتظار و بیپناهی، بیش از هر زمان دیگر به قدرت حضرت مظهر العجائب و دست نجاتبخش منجی عالم، دل بستهایم. به همین بهانه، به پویش ما بپیوندید و هرچه در دل دارید را به حضرت پدر، امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) بگویید.
دلنوشتههای خود را برای ما بفرستید تا علاوه بر انتشار آثار منتخب، هدیهای متبرک از آستان مقدس علوی به شما اهدا شود.
«یا علی به حق غدیر، چشممان را به ظهور فرزندت روشن کن»
ریحانه
السلام علیک یا علی بن ابیطالب، نامت که میآید، دل آرام میشود؛ انگار تمام خستگیِ دنیا، گوشهای از مهربانیِ تو گم میشود. تو همان نوری هستی که در تاریکیِ آدمها خاموش نمیشود، همان دستی که حتی وقتی زمین میخوریم، باز ما را بلند میکند.
سید هادی
سلام عرض ادب تشکر بخاطر دادن حاجتم یا امیر انشاالله بعد از اینم هم زیر سایه شما زندگی میکنیم
حنانه
عزیز دور و بعید من! آه از فراق و دلتنگیِ تو که گریبان زندگی ام را سفت چسبیده.. کوتاه کن دستِ فاصله ها را دوباره مرا به دیدار بطلب تا دلت بخواهد زخم کنار گذاشته ام برای دستانت که از جنس مرهم است گر دهد دست که روزی به وصال تو رسم با تو گویم که مرا بی تو چه ها پیش آمد
پرستو
مولای من... غدیر،عید ولایت شماست اما برای من جامانده روز اوج دلتنگی است...
رعنا
یا علی یا علی مدد به حرمت این شب عظیم به حرمت پنج تن آل عبا به حرمت بی بی دو عالم به حرمت شب عرفه یه نگاهی به من عاجز به من محتاج به من بینوا به من دلی که پر از حرف است بنما دستم را بگیر یا علی مددی
مرتضی
مولای من من دوست دارم تا اخر عمر برای شما و این خانواده بخونم خودت هوامو داشته باش دلم به شما گرمه به حق عید بزرگت خودت درستش کن
فصلنامهٔ خم نامه؛ شمارهٔ اول
نخستین شمارهٔ فصلنامهٔ «خم نامه»، به شرح متفاوت ناگفتههایی از واقعهٔ غدیرخم و جایگاه والای مولای متقیان حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) میپردازد.
نوشتاری که با روایات مستند و مقالات تأمل برانگیز در رابطه با جایگاه غدیر در شعر فارسی آغاز شده و سپس به آیینهٔ غدیر در طول تاریخ سفر میکند.
در ادامه با نقل چندین داستان خواندنی و بیان مقالهای در باب عدل علوی، زوایایی پنهان از شخصیت، مقاومت و عدالت امیرمؤمنان علی (علیهالسلام) را آشکار میسازد.
ماجرای خاتمبخشی و سوال مهم مرد یهودی تازه مسلمان
مقابله با خویشاوندسالاری و نژادپرستی در حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام
دلاوری «سوده همدانی» از یاران علیهالسلام در برابر معاویه
فرمان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به عید گرفتن غدیر
عدالت امیرالمؤمنین علیهالسلام حتی در میدان جنگ
غدیر در شعر فارسی
این سرودهها، یادگاری از شاعران نامداری است که هنر و عشق را در واژههای خود جاودانه ساختهاند.
نماهنگ غدیر
۱ دقیقه و ۱۲ ثانیه
۲ دقیقه و ۳۸ ثانیه
۱ دقیقه و ۳۴ ثانیه
نگارههای غدیری
کهنترین نگارههای غدیر موجود در موزههای بزرگ دنیا را در اینجا تماشا کنید.
هجدهم ذیالحجه، روزی است که خداوند درستی امر رسالت پیامبر بزرگ اسلام را منوط به ابلاغ ولایت مولای متقیان به مسلمانان اعلام کرد.
عید بودن «غدیر» نیز، کمال دین و اتمام نعمت در سایهٔ تداوم خط رسالت در شکل و قالب امامت است. فرخندگی این روز بر همگان روشن است همانطور که پیامبر خاتم از آن به عنوان برترین اعیاد امت خود نام میبرد.
هشتمین اختر تابناک امامت دربارهٔ غدیر میفرماید: «روز غدیر روز تبسم به روی مؤمنین است. کسی که در این روز به روی برادر مؤمنش تبسم کند، خداوند در روز قیامت، نظر رحمت به او میافکند، هزار حاجتش را برآورده ساخته و قصری از در سفید برایش بنا میکند و صورتش را زیبا میسازد.»