آقا میرزا احمد که از علمای بهنام تبریز بود در سال ۱۳۲۰ ه.ق مطابق با سال ۱۲۸۱ ه.ش صاحب پسری شد که به جهت عشق وافری که به حضرت سیدالشهدا (علیهالسلام) داشتند نام او را « عبدالحسین» انتخاب کردند .
پدر علامه امینی که بود؟
آقا میرزا احمد از دانشمندان نامی تبریز که در سال ۱۲۸۷ ه.ق در قریۀ سردها از نواحی تبریز متولد شده بود.
از سال ۱۳۰۴ برای ادامهتحصیل به شهر آمده و بعد از فراگیری مقدمات در محضر درس عالمۀ بزرگوار مرحوم حاج میرزا اسدالله حضور یافت و بر مرتبهای از دانشپژوهشی رسید که صلاحیت علمی او از سوی زعیم بزرگوار حضرت آیتالله میرزا علی آقای شیرازی و فقیه برجسته حاج میرزا علی ایروانی مورد تأیید واقع شد.
علیکلحال علم و عمل از وی شخصیتی برجسته ساخته بود بهطوری که زبانزد خاص و عام گردید. همینها کفایت میکرد بر این امر که آقا عبدالحسین آغاز فراگیری علوم را از این پدر فاضل و عامل به عمل شروع کند.
آموزش ادبیات فارسی و عربی، منطق، فقه و اصول و دروس متداول حوزۀ علمیه را از پدر فرا میگرفت. در کنار این علوم کتابهای گوناگونی در حدیث و اعتقادات را نزد پدر فرا گرفت و از آنها بهره برد.
جد علامه امینی که بود؟
جد وی مشهور به امین الشرع از اهالی آذربایجان بود که سال ۱۲۷۵ ه.ق متولد شده و خود را به علم و ادب و پاکی و پرهیزکاری آراسته بود.
آن بزرگمرد شیفتۀ جمع آثار ائمۀ اطهار (علیهالسلام) بود و از آنجا که از ادب فارسی و ترکی بهرۀ وافری برده بود، قصایدی چند به این دو زبان داشت.
لذا خانوادۀ آقا عبدالحسین به مناسبت شهرت جدش به امینی معروف شده بود و راهی را پیش گرفته بود که همچون جد بزرگوارش او هم امین شرع و مواضع اسلام ناب محمدی و علوی باشد.
تحصیلات و اساتید
بنابراین تا سال ۱۳۴۲ ه.ق آقا عبدالحسین قریب ۲۲ سال از محضر پرفیض پدر بهرهها برد و با نشست و برخاست او علماً و عملاً با اسلام و قرآن آشنا شده بود.
البته این نکته قابل ذکر است که در همین مدت از محضر بزرگان دیگری چون: جناب حاج سید محمد مؤلف کتاب گرانسنگ «مصباح الساکنین» مشهور به مولانا و جناب حاج سید مرتضی خسروشاهی، صاحب «العطاء الحقیر در معنی حدیث غدیر» و جناب شیخ حسین، مولف «هدیة النام» بهرههای علمی و اخلاقی وافری برد.
چرا راهی نجف شد؟
حوزۀ علمیه نجف، قدیمیترین حوزۀ علمیۀ شیعه است که سابقهای هزارساله دارد. تا جایی که بنا به شواهد تاریخی از عصر شیخ الطائفه طوسی (رحمتالله) مهد علم و تقوا و فضیلت بوده و بسیاری از بزرگان شیعه در این حوزۀ علمیه تربیت شدهاند.
با توجه به این که تحصیل در حوزۀ نجف، برای هر طلبهای یک آرزوی بزرگ به شمار میآمده است و علاوهبر آن به جهت نابسامانی اوضاع ایران در آغاز کودتا و سپس سلطنت و به کار آمدن رضاخان، آقا عبدالحسین به این نتیجه رسید که ادامۀ راه را با هجرت به نجف اشرف در حوزۀ آن دیار ادامه دهد.
به هر حال، با در میان نهادن این تصمیم با پدر و نظر مثبت او در نهایت وی در سال ۱۳۴۲ ه.ق رسماً راهی نجف شد تا در ذیل توفیقات حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیهالسلام) برگ دیگری از زندگی پر برکت این مرد رقم زده شود.
لذا با شور و پشتکاری وصف ناشدنی درصدد تکمیل معارف الهی بود. ازاینرو در مکتب درس حضرت آیات سید محمد فیروز آبادی و سید ابوتراب خوانساری حاضر شد و استفادۀ اکمل را از محضر این عزیزان برد.
الغدیر، حاصل نیم قرن تحقیق
بدون شک از میان تألیفات علامۀ بزرگوار امینی، هیچیک به پایهومایۀ شاهکار گرانسنگ او، یعنی کتاب « الغدیر» نمیرسد. مؤلف نستوه آن قریب به نیم قرن، یعنی ۵۰ سال از حیات پربار خود را برای نگارش این دایرةالمعارف جامع که در اثبات حقانیت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) است را صرف نموده و چه بسا زحمات بسیاری را متحمل این امر شد.
سفرهای علمی و رنجهای علامه برای نگارش «الغدیر»
از سفرهای متعددی که داشت به ایران و هند و سوریه و ترکیه برای بررسی مصادر ماجرای غدیر گرفته تا جایی که قلم در دست گرفت و شروع کرد به نوشتن و یکتنه در برابر تحریفکنندگان تاریخ قیام کرد و با قلم توانا و آتشین و در عین حال منطقی و عینی خود، پردهها را کنار زد و حقایق را از لابهلای زوایای تاریک تاریخ بیرون کشید.
این درحالی است که وی به خوبی انصاف و حفظ امانت علمی در مباحث کلامی و اعتقادی را رعایت کرده تا جایی که استاد محمد عبدالغنی حسن مصری در تقریظ کتاب الغدیر، او را پژوهشگری میداند که با وجود عشق و علاقۀ فراوان به امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) و شیعیانش، امانت علمی و بیغرضی در مباحث را بیش از توجه به احساسات و عواطف مورد توجه قرار داده است همین امر باعث شد که حال بیش از ۵۰ سال که از تدوین کتاب الغدیر میگذرد، با اطمینان میتوان گفت که جامعۀ محققین اعم از شیعه و سنی با نام الغدیر و با نوشتههای علمی و عمیق محققانه و پراحساس علامه امینی آشنا هستند.
الغدیر، پلی میان دنیای تشیع و تسنن
اما در طول این زمان هنوز کسی نتوانسته برای الغدیر حتی صفحهای ردیه و یا نقدی که قابل اعتنا باشد، بنویسد. این خود نشانگر استحکام و اتقان مطالب این کتاب است که حتی مخالفین شیعه نیز نتوانستهاند اشکالی بدان وارد نمایند.
دکتر صاح الصاوی، ادیب و شاعر مستبصر مصری میگوید: «میتوانیم کتاب الغدیر را همانند پلی بدانیم که علامه آن را میان دنیای تشیع و تسنن برقرار ساخته است. البته این امر به آسانی به دست نیامد.»
رحلت مرزبان حریم تشیع
تلاش بیپایان، معمار مدینۀ الغدیر را دچار فتور جسمی کرد و بیمار شد. بیماری اندکاندک رو به فزونی گرفت و او را از کار باز داشت. بیماری و بستری شدن علامه حدود ۲ سال به طول انجامید و معالجات خارج از کشور هم مفید واقع نشد.
تا این که سرانجام آیتی از آیات الهی و عاشقی از عاشقان ولایت و ماجهدی نستوه در روز جمعه ۱۲ تیرماه ۱۳۴۹ شمسی نزدیک ظهر جان به جان آفرین تسلیم کرد.
صبح روز بعد، پیکر وی در تهران پرشکوه و با خیل زیادی از ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت، تشییع شد و پساز چند روز به نجف انتقال یافت و در آن دیار مقدس، بعداز تشییع ماندگار و طواف در حرم علوی، در کتابخانۀ عمومی که خود مؤسس آن بود، به وصیت خودشان، به خاک سپرده شد.
برگرفته از «خم خانه»؛ ویژهنامۀ آستان مقدس علوی
2 پاسخ
سلام،
اینقدر این آیت بسیار بزرگ الهی، ذوب در ولایت بوده و تمام کارهایش فقط برای خدا بوده لذا در دلها جای کرده است و کارهایش برجسته و نمایان هست و خواهد بود.
از شما و همه کسانی که علامه امینی ها و آثار نورانی ایشان را زنده نگهداشته اید تشکر میکنیم و عاقبت بخیری برایتان آرزو میکنیم. من عاشق علامه امینی و شما اشاعه دهندگان فرهنگ ولایت هستم.
از شما عزیزان ، که قطعا پیش خدا و حضرت محمد و آل محمد ( صل الله علیه و ال و سلم ) دارای آبرو هستید ، عاجزانه میخوام که از خدا بخواهید این حقیر به نفس خودم غالب شوم.