در قسمت دوم این مطلب شبهۀ منافقین در معناى «مولى» بیان شد، در این قسمت شبهۀ منافقین در نسبت غدیر به امر الهى بیان میشود:
۳. شبهۀ منافقین در نسبت غدیر به امر الهى[۵]
پساز اتمام خطبۀ غدیر و بیعت همگانى با امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، سومین روش در شبههاندازى نسبتِ ساختگى بودن مراسم غدیر ازسوى پیامبر (صلىاللهعلیهوآله) و نسبت غیر حقیقى آن به خدا بود.
این مطلب را منافقین رسماً دامن زدند و علناً بر زبان آوردند. کیفیت به میان آوردن این شایعه هم در این قالب بود که «خدا به او امر نکرده و این مطلبى است که از پیش خود ساخته و به خدا نسبت مىدهد»، که در عربى از آن با کلمۀ «تَقَوُّل» یاد مىشود، و سپس کلمۀ «کذّاب» را هم به آن افزودند، و براى توجیه علت این «تقوُّل» هدف شرافت دادن به پسر عمویش را مطرح کردند.
آنچه دراینباره شایع کردند و با کلماتشان به تخریب اذهان مردم پرداختند عبارت بود از:
«لا وَ اللَّهِ ما اَمَرَهُ اللَّهُ بِهذا، وَ ما هُوَ اِلاّ شَىْءٌ یَتَقَوَّلُهُ! اِنَّ مُحَمَّداً کَذّابٌ عَلى رَبِّهِ وَ ما اَمَرَهُ اللَّهُ بِهذا فى عَلِىٍّ! وَ اللَّهِ ما هذا مِنْ تِلْقاءِ اللَّهِ وَ لکِنَّهُ اَرادِ اَنْ یُشَرِّفَ ابْنَ عَمِّهِ:
نه به خدا قسم، خدا او را به این مطلب امر نکرده است؛ و این نیست مگر چیزى که به ناحق به خدا نسبت مىدهد! محمد بر پروردگارش دروغ میبندد و خداوند چنین دستورى دربارۀ على به او نداده است!»
به خدا قسم این مطلب ازجانب خدا نیست، و او قصد دارد پسر عمویش را شرافت دهد.
این توطئه و شبهه فوراً ازسوى خداوند تعالى در نطفه خفه شد و ده آیه از سورۀ حاقّه در تأیید پیامبر (صلىاللهعلیهوآله) و وَحْیانى بودن غدیر نازل شد و بنیانى محکم براى غدیر را تا ابدیت در متن قرآن پایهگذارى کرد.
آیات ۴۳ تا ۵۲ سورۀ حاقه که مىفرماید:
«تَنْزیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمینَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الاَقاویلِ. لاَخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمینِ. ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتینَ. فَما مِنْکُمْ مِنْ اَحَدٍ عَنْهُ حاجِزینَ. وَ اِنَّهُ لَتَذْکِرَهٌ لِلْمُتَّقینَ. وَ اِنّا لَنَعْلَمُ اَنَّ مِنْکُمْ مُکَذِّبینَ وَ اِنَّهُ لَحَسْرَهٌ عَلَى الْکافِرینَ. وَ اِنَّهُ لَحَقُّ الْیَقینِ. فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظیمِ»:
«نازل شده از پروردگار عالم است. اگر بعضى گفتهها را به ناحق به ما نسبت دهد دست راست او را مىگیریم و سپس رگ گردن او را قطع مىکنیم، و هیچ یک از شما نمىتواند ما را از چنین برخوردى مانع شود.
این یادمانى براى متقین است. ما میدانیم که در میان شما تکذیبکنندگان وجود دارند. این حسرت بر کافران است و یقین حقیقى است. پس به نام پروردگار عظیمت تسبیح بگو».
پاسخى که این آیات به شایعۀ نسبت نداشتن غدیر به خداوند مىداد اینگونه بود که میفرماید:
«ولایت على نازل شده از پروردگار عالم است. اگر محمد بعضى از گفتهها را به ناحق به ما نسبت دهد ما دست راست او را میگیرم و سپس رگ گردن او را قطع میکنیم، و هیچکس از شما نمىتواند مانع چنین کارى شود.
ولایت على یادآورى براى متقین در عالم است، و ما مىدانیم که در میان شما تکذیبکنندگانى نسبت به ولایت على وجود دارد که ابوبکر و عمر هستند.
على حسرت بر کافران است و ولایت او یقینِ حقیقى است. پس اى محمد، با نام پروردگار عظیمت تسبیح بگو و او را شکر کن بر این فضیلتى که به تو عنایت کرده است».[۶]
ادامۀ این مطلب را در قسمت چهارم بخوانید.
منابع:
- واقعۀ قرآنى غدیر: ص۱۳۸. سخنرانى استثنایى غدیر: ص۲۹ - ۳۴.
- بحار الانوار: ج۹ ص۲۲۸ و ج۲۴ ص۳۳۷ و ج۳۶ ص۱۴۹،۱۰۱ و ج۳۷