نادرشاه

ارادت طلایی نادرشاه به حرم مطهر علوی

در دوران صفویه، بنای مرقد مطهر علوی با کاشی‌های آبی و لاجوردی پوشانده شده بود. اما پس‌از پایان حکومت صفویان و روی کار آمدن نادرشاه افشار در ایران، او فرمان داد کاشی‌های روی گنبد، مناره‌ها و ایوان بزرگ شرقی برداشته شود و به‌جای آن‌ها، صفحات مسی پوشیده شده با طلای خالص نصب گردد.

کار تذهیب مرقد مطهر علوی در سال ۱۱۵۵هجری قمری برابر با  ۱۷۴۲میلادی به دستور نادرشاه آغاز شد و در سال ۱۱۵۶هـ.ق برابر با ۱۷۴۳م، به پایان رسید.

 

دستور نادرشاه برای طلاکاری گنبد حرم علوی

میرزا محمدمهدی استرآبادی در کتاب تاریخ جهان‌گشای نادری چنین می‌نویسد:

«با صدور فرمان شاهی مبنی بر تذهیب گنبد نجف اشرف، کارگزاران و مسئولان مأمور اجرای این فرمان شدند. آنان با نهایت زیبایی و دقت، تذهیب گنبدی را که در بلندای خود با آسمان برابری می‌کرد، به انجام رساندند. سپس از همۀ کسانی که در این کار نقش داشتند قدردانی شد. برای این کار مبلغ ده هزار (معادل پنجاه هزار تومان آن زمان) هزینه گردید تا گنبد بلند و درخشان با طلا آراسته شود.»

میرزا محمدکاظم مروی نیز در کتاب «عالم‌آرای نادری» شرح مفصلی دربارۀ اقدام نادرشاه آورده و چنین می‌نویسد :

«چون ادای نذر، گسترش نیکی و بخشش مال از کارهای پسندیده است، خداوند در قرآن کریم فرموده است:  یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً (سورۀ انسان:۷)؛ همچنین بخشیدن بخشی از اموال و کالاها و اطعام بینوایان، یتیمان و اسیران عملی است که قرآن کریم در آیۀ شریفه : وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلى حُبهِ مِسْكِيناً ويَتِيماً وأسِيراً (سورۀ انسان:۸) به آن اشاره کرده و برای آن پاداشی بزرگ در آخرت وعده داده است.»

دلیل نذر خاص نادرشاه

در کتاب «عالم‌آرای نادری» بیان شده است: «سلطان بزرگ و خردمند، اعلیحضرت و خاقان گرامی، که هم عامل نیکی است و هم سلطان سلاطین جهان، وقتی پرچم فاتح را به مالک هند، بلوچستان و ترکستان فرستاد و وارد خراسان شد و به سرزمین مقدسی رسید که گنبد مرقد شریف در آن بود و زیارت امام مظلوم، علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام)، ممکن بود، تصمیم گرفت گنبد سلطان اولیا در نجف اشرف را با طلا تزیین کند تا مثل گنبد ثامن‌الحجج درخشان شود.

به محض اینکه این فکر به ذهنش رسید، دستور فوری داد تا معماران و استادان حرم رضوی جمع شوند. گروهی از متخصصان متعهد، به ریاست محمدحسین بیگ و همراهی آقا نجف، که اهل قزوین بود و در معماری و تزیین مهارت داشت، به حضور سلطان رسیدند.»

نامه‌ای از ایران به والی بغداد

سپس نامه‌ای روشن و درخشان مانند نور خورشید به احمد پاشا، والی بغداد، فرستاده شد که مضمونش این بود: «پادشاه عزیز ما که همیشه در کار نیک و بخشش پیشتاز است، تصمیم گرفته گنبد شریف سلطان اولیا، نمایندۀ هنر الهی و پسرعموی حضرت مصطفی، یعنی امیرمؤمنان (علیه‌السلام)، را با طلای سرخ تزیین کند.»

در این ایام، ما گروهی از رؤسای کارگران و معماران با تجربه و آگاه را همراه با مبلغ پنجاه هزار تومان شرقی خالص و شش هزار تومان تبریزی به آن مناطق اعزام کردیم، با این امید که با توفیق الهی و به قدرت سلطان معظم صاحب ایمان، کارها به انجام برسد و خدمات شایستۀ او برای رسیدن به عزت در دنیا و رفعت در آخرت آشکار گردد.

حقوق تمامی کارگران و صنعتگرانی که در ساخت گنبد مطهر علوی تلاش کرده‌اند بر عهدۀ امنای صندوق سلطان معظم است، به‌شرط آنکه حقوق آن‌ها رضایت‌بخش باشد و هیچ کم‌کاری یا دریغی در پرداخت آن صورت نگیرد. همچنین رضایت فقرا و نیازمندان باید همواره در نظر گرفته شود تا آثار قدسی و الهی حاصل شود.

اگر بودجۀ اختصاص داده شده کم باشد، در آن صورت نامه‌ای حاوی مبلغ مورد نیاز نوشته شده و به حاکمان ولایت کرمانشاه و همدان و مأموران و کارگران آن‌ها ارسال می‌گردد. بهترین خدمات باید به این عزیزان به‌هرشکل ممکن ارائه شود. این دستور از سرزمین «فيض البنيان» همراه با مبلغ مورد نیاز در سال ۱۱۵۳هجری صادر شد.

اجرای دستورات توسط  والی بغداد

احمد پاشا، رؤسای کارگران و معماران را هنگام ورودشان به دارالسلام بغداد پذیرفت و همان‌طور که شایسته بود، از آن‌ها پذیرایی کرد. پس‌از آن، راهی شد تا شرف دیدار سلطان نجف را پیدا کند و به کارگران و رؤسای کارگران اعزامی ازسوی پادشاه، دو برابر آنچه درخواست کرده بودند، داد و به این ترتیب دستورات به‌طور کامل اجرا شد.

همچنین، ۳۰۰ کارگر به‌همراه حیوانات باربر مود نیاز برای حمل مصالح ساختمانی ضروری به‌طور مستمر از دارالسلام به نجف برای ساخت گنبد مطهر تعیین شدند. استادان نیز زمان مناسب برای آغاز ساخت کاشی‌های طلایی و داربست‌های گنبد مطهر علوی را مشخص کردند.

خلاصه آنکه، ساخت گنبد مطهر در سال ۱۱۵۵‌هجری قمری به پایان رسید. میرزا عبدالرزاق تبریزی جهانشاهی تاریخ این گنبد والا را به زبان ترکی به‌صورت منظوم شرح داده است.

در نتیجه، احمد پاشا پس‌از تکمیل گنبد مطهرعلوی گزارشی دربارۀ این دستاورد نوشت و آن را به دربار سلطان معظم ارسال کرد. او به رؤسای کارگران، معماران و دیگر مشارکت‌کنندگان در پروژه، لباس‌های فاخر و هدایای ارزشمند فراوان اهدا نمود و با بزرگداشت و تقدیر از تلاش‌هایشان، رضایت و خوشحالی آن‌ها را جلب کرد و سلطان بزرگ و پرنور به آنان اجازۀ بازگشت داد.

پس‌از بازگشت رؤسای کارگران و سایر مشارکت‌کنندگان و بازدیدشان از دربار سلطنتی، مراقبت ویژه‌ای از آن‌ها صورت گرفت تا تقدیر و ارزش‌گذاری تلاش‌هایشان نشان داده شود. همچنین تعداد زیادی پارچه و جواهرات هندی به احمد پاشا ارسال گردید.


آرزوی نادرشاه

نادرشاه همواره آرزو داشت که از عتبات مقدسه بازدید کند و رؤیای دیدار گنبد سلطان نجف را در سر داشت. خوشبختانه در این دوره، توفیق شامل حال او شد و موفق به زیارت آن مکان پاک و فرشته‌نشین گردید.پس‌از آنکه پادشاه زمان از زیارت شهید کربلا و محل دفن پیکری که بدون سر آرام گرفته بود، شرفیاب شد، به زیارت دیگر شهدای کربلا پرداخت و سپس عزم سفر به نجف کرد.

او با حالتی فروتنی و همچون یک زائر وارد آن عتبه مقدسه شد که محل حضور مردان الهی و شیر خداوند غالب، امام مشرق و مغرب، امیرالمؤمنین و امام متقین علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) بود، تا مراسم طواف را در اطراف این روضۀ مطهر انجام دهد.

سپس جبهۀ اخلاص خود را بر زمین آن مکان مقدس، که قبلۀ حاجتمندان و مأمن رسیدن به اهداف است، نهاد و از خداوند بخشنده و کریم خواست تا هرآنچه در دل دارد، بدون کم و کاست برآورده شود.

خلاصه آنکه، وقتی پادشاه زمان و فاتح ممالک از پاسخ سلطان ولایت به پرسش خود مطمئن شد، سر از سجده‌ دهندۀ بخشش‌های الهی برداشت و خادمان عتبه مقدسه و ساکنان اطراف آن را با انواع هدایا تکریم کرد و آن‌ها را تشویق نمود تا در آراستن این مکان پاک و تأمین رفاه خادمان و ساکنان تلاش بیشتری به خرج دهند. سپس تصمیم گرفت پرچم حرکت خود را به سوی دارالسلام برافرازد و پس‌از کسب اجازه از مرقد امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، در طلوع آفتاب باشکوه حرکت کند.

 

نذر نادرشاه برای فتح هند

شایسته است در اینجا اشاره‌ای هم داشته باشیم به آنچه البراقی از شیخ محمد کبّه در کتابش «الدرر المنثورة فی فوائد من ابواب غیر محصوره» که چنین نقل کرده است:

«در سال ۱۱۵۵‌هجری قمری، گنبد مولای ما امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) با طلای ناب بر فراز حرم مطهر ساخته شد. این گنبد توسط نادرشاه ساخته شد، چراکه او نذر کرده بود -اگر خداوند به او توان دهد- از سرزمین هند چنین کاری را انجام دهد. خداوند توانایی او را فراهم کرد و هند و بسیاری از سرزمین‌ها فتح شدند و به او لقب «أبوالفتوح» داده شد. او به انجام نذر خود وفادار ماند.

شیخ جعفر محبوبه نیز نوشته است:
«سلطان نادرشاه افشاری از نجف بازدید کرد. وی در سال ۱۱۵۶‌هجری قمری از مسیر خانقین به بغداد رفت، سپس به حله و از آنجا به نجف رسید. او در روز یکشنبه بیست و یکم شوال وارد نجف شد و تا روز جمعه در آنجا اقامت نمود، سپس به کربلا حرکت کرد و در آنجا پنج روز همراه با وزرای خود، سپاهیان و بزرگان دولت، و ندیمش میرزا زکی اقامت داشت.»

 

شعری در وصف معجزۀ امیرمؤمنان (علیه‌السلام)

ندیم او دربارۀ نجف چنین سرود:

در خاک نجف (ندیم) آسوده بخواب

اندیشه مکن ز پرسش روز حساب

جایی که بدل بسر که گردد می‌ناب

بی‌تردید گناه مبدل به ثواب می‌شود

شیخ محبوبه ترجمه این دو بیت را در حاشیۀ کتاب خود آورده است:

«بخواب ای ندیم، بر خاک نجف، آسوده و در امنیت، و دربارۀ آنچه در روز حساب (قیامت) رخ می‌دهد، نپرس؛ زیرا زمینی که در آن شراب به‌طور معجزه‌آسا تبدیل می‌شود، بی‌تردید و بدون شبهه، گناهان در آن به حسنات بدل می‌گردند.»

این اشاره به معجزۀ مشهوری امیرمؤمنان (علیه‌السلام) است و از نسل‌های گذشته به نسل‌های بعد انتقال یافته است. گفته شده است که برخی افراد ناپاک، شرابی را از خارج به شهر مقدس نجف آورده بودند، اما شراب حتی به اولین مرزهای حرم نرسید و به‌طور معجزه‌آسا تبدیل شد. سخن ندیمِ نادرشاه نیز شاهدی بر وقوع این معجزه شگفت‌انگیز است و افزون‌بر آن، این معجزه ازجمله حقایق مشهور و غیرقابل انکار به شمار می‌رود.

زیارت عجیب نادرشاه در نجف

شیخ محمدحسین حرزالدین نیز نقل کرده است:

«در فصل تاریخ کتاب النوادر، روایت‌هایی از پدرش، علامه شیخ علی بن شیخ عبدالله حرزالدین، روایت شده است که، سلطان نادرشاه افشاری در سال ۱۱۵۷‌هجری قمری از مرقد امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نجف اشرف بازدید کرد.

هنگامی که نادرشاه وارد نجف شد تا به زیارت مرقد مطهر مشرف شود، از مسیر عمومی شرقی -که همان زائرسرای عباسی بود و توسط شاه‌عباس اول صفوی برای زائران ساخته شده بود -حرکت نکرد، بلکه از کوچۀ جنوبی که به باب‌القبله و محلۀ البراق منتهی می‌شد، وارد شد.

سلطان دستور داد تا گردن او به زنجیری بسته شود و از‌طریق این زنجیر با تواضع و فروتنی از کوچه‌ای باریک وارد حرم امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) شود. هیچ‌یک از وزرا و دیگران جرأت نداشتند شاه را همان‌طور که می‌خواست، هدایت کنند، تا اینکه مردی ناشناس آمد و گفت: من او را هدایت می‌کنم. و بدین‌ترتیب نادرشاه با این وضعیت وارد حرم گردید و مرد ناشناس پس‌از آن رفت.

گفته شده است که این زنجیر، همان زنجیر طلایی است که در ایوان طلای درب شرقی حرم مطهر آویزان است. کوچه‌ای که نادرشاه از آن عبور کرد به «زقاق زنجیل» مشهور شد و در اسناد و مدارک قدیمی این منطقه، که جنوب رباط عباسی و جنوب حرم مطهر قرار دارد، ثبت شده است.»

 

ماجرای علاقۀ نادرشاه به امیرمؤمنان (علیه‌السلام)

شیخ محمد حسین حرزالدین نیز از کتاب فارسی «نادرنامه» تألیف محمد حسین قدوسی نقل کرده است: «زمانی که مردم ایران از ظلم افغان‌ها به‌ویژه در اصفهان رنج می‌بردند و شکایات خود را به علمای نجف عرضه کردند تا یاری بگیرند، یکی از علمای بزرگ سادات نجف، سید هاشم الحطاب، در نهایت نگرانی و تفکر قرار داشت. او در خواب پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را دید و به آن‌ها روی آورد تا شکایات شیعیان ایران را مطرح کند.

ناگهان عباس بن علی (علیه‌السلام) وارد شد و در دستش قلاده‌ای بود که سر دیگر آن به گردن حیوانی وحشی بسته شده بود، حیوانی باشکوه با دو چشم نافذ کوچک. وقتی این شخص ظاهر شد، امیرمؤمنان (علیه‌السلام) فرمود: شیعیان به‌زودی نجات خواهند یافت.

سید هاشم تا زمان تعبیر این رؤیا در انتظار ماند تا نادرشاه پادشاه شد. وقتی نادرشاه به نجف اشرف آمد، برای او خیمه‌ای خارج از شهر برپا کردند و علمای روحانی وارد خیمه شدند، به جز سید هاشم الحطاب. نادرشاه پرسید چرا او دیر کرده است و به او گفته شد که سید از زهاد است و از معاشرت و سیاست دوری می‌کند. شاه اصرار کرد که او را ملاقات کند و به اطرافیانش دستور داد به هر شکلی که مطابق میل و رغبت سید باشد، او را ملاقات کنند.

به خاطر مصالح شیعیان، سید روی خر خود سوار شد و وارد خیمه نادرشاه گردید، خر را به ستون خیمه بست و نادرشاه برای استقبال از او برخاست. وقتی نگاه سید به نادرشاه افتاد، چند بار با صدای بلند فریاد زد: «الله اکبر! الله اکبر! الله اکبر!» نادرشاه شگفت‌زده شد و علت را پرسید؛ سید رؤیا را برای او شرح داد. نادرشاه پس‌از شنیدن رؤیا دستور داد تا برای او طنابی آورده شود و خود را به آن طناب بست و به‌این‌ترتیب با همان حالت حیوانی به‌سوی مرقد مطهر رفت. پس‌از آن، هرگاه نادرشاه قصد زیارت داشت، دستور می‌داد قلاده‌ای به گردنش بسته شود و به همین صورت وارد حرم می‌شد.

از‌این‌رو، نادرشاه علاقه و ایمان خاصی به امیرمؤمنان (علیه‌السلام) پیدا کرد و به مرمت مکان مقدس، تذهیب ایوان و زیباسازی آن اقدام نمود. از آن زمان، او لقب «سگ آستان علی نَدَر قلی» را برای خود انتخاب کرد.

 

منبع
برگرفته از «کتاب تاریخ المرقد العلوی المطهر»

 

مطالب بیشتر

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *