در بخش اول این مطلب حمد و ثنای الهی مطرح شد. در این بخش فرمان الهی برای مطلبی مهم بیان میشود:
بخش دوم: فرمان الهی برای مطلبی مهم
وَأُقِرُّ لَهُ عَلی نَفْسي بِالْعُبُودِیةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیةِ، وَأُؤَدّي ما أَوْحی بِهِ إِلَي حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بی مِنْهُ قارِعَةٌ لا یدْفَعُها عَنّي أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حیلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ -لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ - لاَِنَّهُ قَدْ أَعْلَمَني أَنِّي إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَيَّ (فی حَقِّ عَلِي) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لي تَبارَک وَتَعالَی الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَ الله الْکافِي الْکریمُ.
و اکنون به عبودیت خویش و پروردگاری او گواهی میدهم. و وظیفۀ خود را در آنچه وحی شده انجام میدهم مباد که از سوی او عذابی فرود آید که کسی یاری دور ساختن آن از من نباشد. هرچند توانش بسیار و دوستیاش (با من) خالص باشد. معبودی جز او نیست چرا که اعلام فرموده که اگر آنچه (دربارۀ علی) نازل کرده به مردم نرسانم، وظیفۀ رسالتش را انجام ندادهام؛ و خداوند تبارک و تعالی امنیت از [آزار] مردم را برایم تضمین کرده و البته که او بسنده و بخشنده است.
فَأَوْحی إِلَيَّ :«بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک» - في عَلِي یعْني في الْخِلاَفَةِ لِعَلِي بْنِ أَبی طالِبٍ - وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله یعْصِمُک مِنَ النّاسِ). مَعاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ في تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ الله تَعالی إِلَي، وَ أَنَا أُبَینُ لَکمْ سَبَبَ هذِهِ الْآیةِ: إِنَّ جَبْرئیلَ هَبَطَ إِلَي مِراراً ثَلاثاً یأْمُرُنی عَنِ السَّلامِ رَبّي - وَ هُو السَّلامُ - أَنْ أَقُومَ في هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ کلَّ أَبْیضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِي بْنَ أَبي طالِبٍ أَخي وَ وَصِیي وَ خَلیفَتي (عَلی أُمَّتي) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدي، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّي مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِي بَعْدي وَهُوَ وَلِیکمْ بَعْدَ الله وَ رَسُولِهِ. وَقَدْ أَنْزَلَ الله تَبارَک وَ تَعالی عَلَيَّ بِذالِک آیةً مِنْ کتابِهِ (هِي): (إِنَّما وَلِیکمُ الله وَ رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یقیمُونَ الصَّلاةَ وَیؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکعُونَ) ، وَ عَلِي بْنُ أَبي طالِبٍ الَّذي أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَی الزَّکاةَ وَهُوَ راکعٌ یریدُ الله عَزَّ وَجَلَّ في کلِّ حالٍ.
پس آنگاه خداوند چنین وحیام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. ای فرستادۀ ما! آنچه از سوی پروردگارت دربارۀ علی و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ کن، وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرساندهای؛ و او تو را از آسیب مردمان نگاه میدارد.» هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده، در تبلیغ آن کوتاهی نکردهام و حال برایتان سبب نزول آیه را بیان میکنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی سلام، پروردگارم - که تنها او سلام است - فرمانی آورد که در این مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که: علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیکن پیامبری پس از من نخواهد بود. او (علی)، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است؛ و پروردگارم آیهای بر من نازل فرموده که: «همانا ولی، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و مؤمنانی هستند که نماز به پا میدارند و در حال رکوع زکات میپردازند.» و هر آینه علی بن ابیطالب نماز به پا داشته و در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است.
وَسَأَلْتُ جَبْرَئیلَ أَنْ یسْتَعْفِي لِي (السَّلامَ) عَنْ تَبْلیغِ ذالِک إِلیکمْ – أَیهَا النّاسُ - لِعِلْمی بِقِلَّةِ الْمُتَّقینَ وَکثْرَةِ الْمُنافِقینَ وَإِدغالِ اللّائمینَ وَ حِیلِ الْمُسْتَهْزِئینَ بِالْإِسْلامِ، الَّذینَ وَصَفَهُمُ الله في کتابِهِ بِأَنَّهُمْ یقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَیسَ في قُلوبِهِمْ، وَیحْسَبُونَهُ هَیناً وَ هُوَ عِنْدَ الله عَظیمٌ. وَکثْرَةِ أَذاهُمْ لي غَیرَ مَرَّةٍ حَتّی سَمَّوني أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّي کذالِک لِکثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِیي وَ إِقْبالي عَلَیهِ (وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّي) حَتّی أَنْزَلَ الله عَزَّوَجَلَّ في ذالِک (وَ مِنْهُمُ الَّذینَ یؤْذونَ النَّبِی وَ یقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ - (عَلَی الَّذینَ یزْعُمونَ أَنَّهُ أُذُنٌ) - خَیرٍ لَکمْ، یؤْمِنُ بِالله وَ یؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ) الآیةُ .
و من از جبرئیل درخواستم که از خداوند سلام اجازه کند و مرا از این مأموریت معاف فرماید. زیرا کمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسۀ ملامتگران و مکر مسخرهکنندگان اسلام را میدانم؛ همانان که خداوند در کتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را میگویند که در دلهایشان نیست و آن را اندک و آسان میشمارند حال آن که نزد خداوند بس بزرگ است.» و نیز از آن روی که منافقان بارها مرا آزار رسانیده تا بدانجا که مرا اُذُن [سخنشنو و زودباور] نامیدهاند، به خاطر همراهی افزون علی با من و رویکرد من به او و تمایل و پذیرش او از من، تا بدانجا که خداوند در این موضوع آیهای فرو فرستاده: «و از آنانند کسانی که پیامبر خدا را میآزارند و میگویند: او سخنشنو و زودباور است. بگو: آری سخنشنو است. - بر علیه آنان که گمان میکنند او تنها سخن میشنود - لیکن به خیر شماست، او (پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)) به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق میکند و راستگو میانگارد .»
وَلَوْ شِئْتُ أَنْ أُسَمِّي الْقائلینَ بِذالِک بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّیتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَیهِمْ بِأَعْیانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَیهِمُ لَدَلَلْتُ، وَلکنِّی وَالله في أُمورِهمْ قَدْ تَکرَّمْتُ. وَکلُّ ذالِک لایرْضَی الله مِنّی إِلاّ أَنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ الله إِلَي (فی حَقِّ عَلِی)، ثُمَّ تلا: (یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک - في حَقِّ عَلِي - وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله یعْصِمُک مِنَ النّاسِ) .
و اگر میخواستم نام گویندگان چنین سخنی را بر زبان آورم و یا به آنان اشارت کنم و یا مردمان را به سویشان هدایت کنم [که آنان را شناسایی کنند] میتوانستم. لیکن سوگند به خدا در کارشان کرامت نموده لب فروبستم. با این حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر این که آن چه در حق علی (علیهالسلام) فرو فرستاده به گوش شما برسانم. سپس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) چنین خواند: «ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده - در حقّ علی - ابلاغ کن؛ وگرنه کار رسالتش را انجام ندادهای. و البته خداوند تو را از آسیب مردمان نگاه میدارد.»
ادامۀ این مطلب را در بخش سوم بخوانید.
منابع
علامه امینی، الغدیر، ج۱ص۱۲-۱۵۱و۲۹۴-۳۲۲.
شیخ عبدالله، بحرانی، عوالم العلوم، ج۱۵/۳ص ۳۰۷-۳۲۷.
علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۳۷ص۱۸۱-۱۸۲.
حر عاملی، اثبات الهداة، ج۲ص۲۰۰-۲۵۰.
سید ابن طاووس، الطرائف، ص۳۳.