حمد و ثنای الهی

متن کامل «خطبۀ غدیر» | بخش اول

خطبۀ غدیر توسط پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در واقعۀ غدیر خوانده شد و در آن به فرمان خداوند، امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) به عنوان جانشین پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) معرفی شد.

خطبۀ غدیر در ۱۸ ذی‌الحجه سال ۱۰ هجری قمری، هنگام بازگشت از حجة الوداع در غدیر خم بعد از نزول آیۀ تبلیغ ایراد شد.

این خطبه از قوی‌ترین دلایل ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بعداز پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است. قرائن و شواهد مختلفی این حدیث را در اثبات ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) تأیید می‌کنند. این بخش از خطبه را بیش از ۱۱۰ نفر از صحابه و ۸۴ نفر از تابعین به صورت متواتر نقل کرده‌اند.

خطبۀ غدیر از حمد و ثنای خداوند شروع شده و به امامت امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) و فرزندانش و معرفی امامت ختم می‌شود.

متن کامل این خطبه بدین شرح است:

 

بخش اول: حمد و ثنای الهی

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي عَلا في تَوَحُّدِهِ وَ دَنا في تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ في سُلْطانِهِ وَعَظُمَ في اَرْکانِهِ، وَاَحاطَ بِکلِّ شَيءٍ عِلْماً وَ هُوَ في مَکانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ حَمیداً لَمْ یزَلْ، مَحْموداً لایزالُ (وَ مَجیداً لایزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ کلُّ أَمْرٍ إِلَیهِ یعُودُ). بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ وَداحِي الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضینَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائکةِ وَالرُّوحِ ، مُتَفَضِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ. یلْحَظُ کلَّ عَینٍ وَالْعُیونُ لاتَراهُ.

ستایش خدای را سزاست که در یگانگی‌اش بلندمرتبه و در تنهایی‌اش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش‌اش بزرگ است. بى آنکه مکان گیرد و جابه جا شود ، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.

همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست. اوست آفرینندۀ آسمان‌ها و گسترانندۀ زمین‌ها و حکمران آن‌ها. دور و منزه از خصایص آفریده‌هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است . هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونی‌بخش آفریده‌ها و نعمت‌ده ایجاد شده‌هاست . به یک نیم‌نگاه دیده‌ها را ببیند و دیده‌ها هرگز او را نبینند.

کریمٌ حَلیمٌ ذُو أَناتٍ، قَدْ وَسِعَ کلَّ شَيءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَیهِمْ بِنِعْمَتِهِ. لا یعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلا یبادِرُ إِلَیهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَیهِ اَلْمَکنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَیهِ الْخَفِیاتُ. لَهُ الْإِحاطَةُ بِکلِّ شَیءٍ، والغَلَبَةُ علی کلِّ شَيءٍ والقُوَّةُ في کلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلی کلِّ شَئٍ وَلَیسَ مِثْلَهُ شَیءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیءِ حینَ لاشَيءَ دائمٌ حَي وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ. جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِکهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یدْرِک الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطیفُ الْخَبیرُ. لا یلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعاینَةٍ، وَلا یجِدُ أَحَدٌ کیفَ هُوَ مِنْ سِرٍ وَ عَلانِیةٍ إِلاّ بِما دَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلی نَفْسِهِ.

کریم و بردبار و شکیباست. رحمتش جهان‌شمول و عطایش منّت‌گذار. در انتقام بی‌شتاب و در کیفر سزاواران عذاب، صبور و شکیباست. بر نهان‌ها آگاه و بر درون‌ها دانا. پوشیده‌ها بر او آشکار و پنهان‌ها بر او روشن است. او راست فراگیری و چیرگی بر هر هستی. نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژۀ اوست. او را همانندی نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریکستان لاشیء. جاودانه و زنده و عدل‌گستر. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و حکیم. دیده‌ها را بر او راهی نیست و اوست دریابندۀ دیده‌ها. بر پنهانی‌ها آگاه و بر کارها داناست. کسی از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشکار دست نیابد مگر او - عزّوجلّ - خود، راه نماید و بشناساند.

وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله الَّذي مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذي یغْشَی الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذي ینْفِذُ أَمْرَهُ بِلا مُشاوَرَةِ مُشیرٍ وَلا مَعَهُ شَریک في تَقْدیرِهِ وَلا یعاوَنُ في تَدْبیرِهِ. صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلی غَیرِ مِثالٍ، وَخَلَقَ ما خَلَقَ بِلا مَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَلا تَکلُّفٍ وَلاَ احْتِیالٍ. أَنْشَأَها فَکانَتْ وَ بَرَأَها فَبانَتْ. فَهُوَ الله الَّذي لا إِلاهَ إِلاَّ هُو المُتْقِنُ الصَّنْعَةَ، اَلْحَسَنُ الصَّنیعَةِ، الْعَدْلُ الَّذي لایجُوُر، وَالْأَکرَمُ الَّذي تَرْجِعُ إِلَیهِ الْأُمُورُ. وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله الَّذي تَواضَعَ کلُّ شَيءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَذَلَّ کلُّ شَيءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ کلُّ شَيءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَخَضَعَ کلُّ شَيءٍ لِهَیبَتِهِ. مَلِک الْاَمْلاک وَ مُفَلِّک الْأَفْلاک وَمُسَخِّرُ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، کلٌّ یجْری لاَِجَلٍ مُسَمّی. یکوِّرُ الَّلیلَ عَلَی النَّهارِ وَ یکوِّرُ النَّهارَ عَلَی الَّلیلِ یطْلُبُهُ حَثیثاً. قاصِمُ کلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مُهْلِک کلِّ شَیطانٍ مَریدٍ.

و گواهی می‌دهم که او «الله» است . همو که تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بی مشاور، فرمانش را اجرا، بی شریک تقدیرش را امضا و بی یاور سامان‌دهی فرماید. صورت آفرینش او را الگویی نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره‌جویی، هستی بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است. پس اوست «الله» که معبودی به جز او نیست. همو که صُنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگری است که ستم روا نمی‌دارد و کریمی که کارها به او باز می‌گردد. و گواهی می‌دهم که او «الله» است که آفریدگان در برابر بزرگی‌اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانایی‌اش تسلیم و به هیبت و بزرگی‌اش فروتنند. پادشاه هستی‌ها و چرخانندۀ سپهرها و رام‌کنندۀ آفتاب و ماه که هریک تا اَجَل معین جریان یابند. او پردۀ شب را به روز و پردۀ روز را - که شتابان در پی شب است - به شب پیچد. اوست شکنندۀ هر ستمگر سرکش و نابودکنندۀ هر شیطان رانده‌شده.

لَمْ یکنْ لَهُ ضِدٌّ وَلا مَعَهُ نِدٌّ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَدْ وَلَمْ یکنْ لَهُ کفْواً أَحَدٌ. إلهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ یشاءُ فَیمْضي، وَیریدُ فَیقْضي، وَیعْلَمُ فَیحْصي، وَیمیتُ وَیحْیی، وَیفْقِرُ وَیغْنی، وَیضْحِک وَیبْکي، (وَیدْني وَ یقْصي) وَیمْنَعُ وَیعْطي، لَهُ الْمُلْک وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیدِهِ الْخَیرُ وَ هُوَ عَلی کلِّ شَيءٍ قَدیرٌ. یولِجُ الَّلیلَ في النَّهارِ وَیولِجُ النَّهارَ في الَّلیل، لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجیبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِي الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذي لایشْکلُ عَلَیهِ شَيءٌ، وَ لایضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخینَ وَلایبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّینَ. اَلْعاصِمُ لِلصّالِحینَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحینَ، وَ مَوْلَی الْمُؤْمِنینَ وَرَبُّ الْعالَمینَ. الَّذي اسْتَحَقَّ مِنْ کلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ یشْکرَهُ وَیحْمَدَهُ (عَلی کلِّ حالٍ).

نه او را ناسازی باشد و نه برایش انباز و مانندی. یکتا و بی نیاز، نه زاده و نه زاییده شده، او را همتایی نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده کند و حکم نماید. بداند و بشمارد. بمیراند و زنده کند. نیازمند و بی نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیک آورد و دور برد. بازدارد و عطا کند. او راست پادشاهی و ستایش. به دست اوست تمام نیکی. و هموست بر هر چیز توانا. شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودی جز او نیست؛ گران‌مایه و آمرزنده؛ اجابت‌کنندۀ دعا و افزایندۀ عطا، برشمارندۀ نفَس‌ها؛ پروردگار پری و انسان. چیزی بر او مشکل ننماید، فریاد فریادکنندگان او را آزرده نکند و اصرارِ اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد. نیکوکاران را نگاه‌دار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب‌اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن که در همۀ احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.

أَحْمَدُهُ کثیراً وَأَشْکرُهُ دائماً عَلَی السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائکتِهِ وکتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطیعُ وَأُبادِرُ إِلی کلِّ ما یرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِما قَضاهُ، رَغْبَةً في طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ الله الَّذي لا یؤْمَنُ مَکرُهُ وَلا یخافُ جَورُهُ.

او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می‌گویم بر شادی و رنج و بر آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته‌ها و فرستاده‌هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن می‌گذارم و اطاعت می‌کنم؛ و به سوی خشنودی او می‌شتابم و به حکم او تسلیمم؛ چرا که به فرمانبری او شائق و از کیفر او ترسانم. زیرا او خدایی است که کسی از مکرش در امان نبوده و از بی‌عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمی نیست).

ادامۀ این مطلب را در بخش دوم بخوانید.

 

منابع
علامه امینی، الغدیر، ج۱ص۱۲-۱۵۱و۲۹۴-۳۲۲.

شیخ عبدالله، بحرانی، عوالم العلوم، ج۱۵/۳ص ۳۰۷-۳۲۷.
علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۳۷ص۱۸۱-۱۸۲.
حر عاملی، اثبات الهداة، ج۲ص۲۰۰-۲۵۰.
سید ابن طاووس، الطرائف، ص۳۳.

مطالب بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *