پیش‌گویی پیامبر خاتم از مصائب حضرت زهرا و مولای متقیان

پیش‌گویی پیامبر خاتم از مصائب بانوی دو عالم و مولای متقیان

پیامبر رحمت و مهربانی، با قلبی مالامال از درد و چشمانی نمناک از اشک، آینده‌ای پر از تنهایی و سختی برای حضرت زهرا (سلام‌ا‌‌لله‌علیها) و امیرمؤمنان (علیه‌السلام) بیان کردند، او از رنج‌هایی که به زودی بر اهل‌بیتش نازل می‌شد، آگاه بود و این مصائب را پیش‌بینی کرد.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به اذن خداوند، دانای غیب بود و با اذن پروردگار می‌توانست از آینده و اخبار غیب مطلع گردد. فاطمه پارۀ تن پیامبر و علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) برادر و جانشین او بود، از سختی و مشقت بر اهل‌بیتش اشک می‌ریخت.

اشک غربت
روزی حضرت زهرا (سلام‌ا‌‌لله‌علیها) و امیرمؤمنان (علیه‌السلام) امام حسن و حسین (علیهماالسلام) و یکی پس از دیگری خدمت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) رسیدند؛ نگاه رسول خدا که به هریک می‌افتاد می‌گریست.

ابن‌عباس نقل کرده است: «روزی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نشسته بودند که امام حسن (علیه‌السلام) وارد شد. هنگامی که پیامبر او را دید، گریست و فرمود: «نزد من بیا، نزد من بیا، ای فرزندم.» او را به خود نزدیک کرد تا آنکه او را بر ران راست خویش نشاند.

سپس امام حسین (علیه‌السلام) آمد. چون پیامبر خاتم او را دید، گریست و فرمود: «نزد من بیا، نزد من بیا، ای فرزندم.» و او را بر ران چپ خود نشاند.

سپس حضرت فاطمه (سلام‌ا‌‌لله‌علیها) آمد. هنگامی که او را دید، گریست و فرمود: «نزد من بیا، نزد من بیا، ای دخترم.» و او را به خود نزدیک کرد تا او را در برابر خویش نشاند.

سپس امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) آمد. چون پیامبر خاتم او را دید، گریست و فرمود: «نزد من بیا، نزد من بیا، ای برادرم.» و او را به خود نزدیک کرد تا در سمت راست خویش نشاند.

اصحاب عرض کردند: «ای رسول خدا! هریک از اینان را که دیدید گریستید؛ آیا در میان آنان کسی نیست که دیدارش شما را شادمان سازد؟»

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: «سوگند به آنکه مرا به حق به پیامبری برانگیخت، بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده قرار داد و مرا بر همۀ آفریدگان برگزید، همانا من و اینان گرامی‌ترین آفریدگان نزد خدای عزوجل هستیم، و بر روی زمین هیچ انسانی نزد من محبوب‌تر از آنان نیست.»

 

از خیانت امت تا شهادت مولا

پیامبر خاتم پیش‌بینی کردند که مولای متقیان با نیرنگی از سوی امت روبرو خواهد شد و از مقامی که حق اوست، دور نگه داشته می‌شود. این سرنوشت تا زمانی ادامه می‌یابد که ایشان در ماه مبارک رمضان به شهادت می‌رسند.

رسول خدا به امیرمؤمنان (علیه‌السلام) نگاه کرد و فرمود: «اما علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، او برادر من، دلسوز من، صاحب امر پس از من، پرچمدار من در دنیا و آخرت، صاحب حوض و شفاعت من، سرپرست هر مؤمن و پیشوای هر پرهیزکار است. او وصی و جانشین من بر امتم، در زمان زندگی و پس از وفات من است. دوستدار او دوستدار من، و دشمن او دشمن من است. به سبب ولایت او امت من مورد رحمت قرار گرفت، و پس از وفات من، به سبب مخالفت با او گرفتار لعنت شد.
من هنگامی که او را دیدم گریستم، زیرا خیانت امت نسبت به او پس از خود را به یاد آوردم؛ تا آنجا که او را از جایگاهی که خداوند پس از من برای او قرار داده است کنار می‌زنند.
سپس این امر ادامه می‌یابد تا آنکه ضربتی بر فرق سرش زده می‌شود که محاسنش از خون سرش رنگین می‌گردد؛ در برترین ماه‌ها، یعنی ماه رمضان، همان ماهی که قرآن در آن، برای هدایت مردم و همراه با نشانه‌های روشن هدایت و فرقان نازل شده است.»

 

رنج‌های سرور زنان بهشت
پیامبر اسلام از اندوه و رنج‌های آیندۀ حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) پس‌از شهادت خود سخن گفته و  عقوبت را برای ظلم‌کنندگان به ایشان از خداوند طلب کردند.

پیامبر خاتم دربارۀ علت گریه برای دخترش فرمود: «اما دخترم فاطمه (سلام‌الله‌علیها)، او سرور زنان جهانیان از نخستین و آخرین است. او پارهٔ تن من، نور چشم من، میوهٔ دل من و روح من است که در میان دو پهلوی من است. او حوریه‌ای در سیمای انسان است. هرگاه در محراب عبادت خود در برابر پروردگارش به نماز می‌ایستد، نور او برای فرشتگان آسمان می‌درخشد، همان‌گونه که ستارگان برای اهل زمین می‌درخشند.

پس خدای عزوجل به فرشتگان می‌فرماید: «ای فرشتگان من! به فاطمه، سرور زنان آفریدگانم، بنگرید که در پیشگاه من ایستاده است؛ بدنش از بیم من به لرزه افتاده و با تمام دل به عبادت من روی آورده است. شما را گواه می‌گیرم که شیعیان او را از آتش ایمن ساختم.»

و من هنگامی که او را دیدم، به یاد آنچه پس از من بر او خواهد رفت افتادم؛ گویی او را می‌بینم که خواری به خانه‌اش راه یافته، حرمتش شکسته شده، حقش غصب گردیده، از میراثش محروم شده، پهلویش شکسته و فرزند در شکمش سقط شده است؛ درحالی‌که فریاد می‌زند: «وا محمداه!»

اما پاسخی نمی‌شنود، یاری می‌طلبد ولی کسی به یاری‌اش نمی‌آید. پس از من همواره اندوهگین، غم‌زده و گریان خواهد بود؛ گاهی قطع شدن وحی از خانه‌اش را به یاد می‌آورد، و گاهی جدایی مرا. هرگاه شب فرا رسد، از فقدان من و از دست دادن صدایی که هنگام تلاوت قرآن در نماز شب از من می‌شنید، احساس تنهایی می‌کند. سپس او را خوار می‌بینند، پس از آنکه عزیز و گرامی بود.

در آن هنگام، خدای متعال با فرشتگانی او را مأنوس می‌سازد. آنان او را با همان ندایی که مریم دختر عمران را ندا دادند، ندا می‌دهند: «ای فاطمه! همانا خداوند تو را برگزیده، پاک ساخته و بر زنان جهانیان برتری داده است. ای فاطمه! برای پروردگارت فرمان‌بردار باش، سجده کن و همراه رکوع‌کنندگان رکوع نما.» سپس جراحت او آغاز می‌شود و مجروح می‌گردد.

خداوند عزوجل مریم دختر عمران را نزد او می‌فرستد تا از او پرستاری کند و در آن جراحت مونس او باشد. در آن هنگام فاطمه می‌گوید: «پروردگارا! از زندگی خسته شده‌ام و از اهل دنیا دل‌زده‌ام؛ مرا به پدرم ملحق فرما.» پس خداوند او را به من ملحق می‌سازد، و او نخستین فرد از اهل‌بیت من خواهد بود که به من می‌پیوندد پس او درحالی نزد من خواهد آمد که اندوهگین، غم‌زده، رنج‌کشیده، حقش غصب‌شده و به شهادت رسیده است.

در آن هنگام می‌گویم: خدایا! ستم‌کننده به او را لعنت کن، کسی را که حق او را غصب کرد کیفر ده، آنکه او را خوار ساخت خوار گردان، و آنکه بر پهلویش ضربه زد تا فرزندش را سقط کرد، برای همیشه در آتش دوزخ جاودان بدار. در آن هنگام فرشتگان می‌گویند: آمین.»

حسن؛ اسوه صبر
رسول‌الله با تعابیر زیبایی، مثل نور چشم و میوه دل از امام حسن (علیه‌السلام)، یاد کردند و از مصائب پیش‌روی ایشان که به شهادت ختم خواهد شد سخن گفتند.

پیامبر خاتم امام حسن (علیه‌السلام) را نگریست و به یارانش فرمود: «اما حسن، او فرزند من، از نسل من، از وجود من، نور چشم من، روشنایی قلب من و میوه دل من است. او سرور جوانان بهشت و حجت خدا بر امامان است. فرمان او فرمان من و گفتار او گفتار من است. هر کس از او پیروی کند، از من است و هر کس نافرمانی او کند، از من نیست. هنگامی که به او نگریستم، آنچه پس از من از خواری بر او خواهد رفت به یاد آوردم. پیوسته این ماجرا ادامه می‌یابد تا آنکه از روی ستم و دشمنی با زهر به شهادت می‌رسد. در آن هنگام، فرشتگان و آسمان‌های هفت‌گانه بر مرگ او می‌گریند و همه موجودات، حتی پرندگان در آسمان و ماهیان در درون آب، بر او گریه می‌کنند. هر کس بر او بگرید، در روزی که چشم‌ها نابینا می‌شوند، چشمانش نابینا نخواهد شد. هر کس بر او اندوهگین شود، در روزی که دل‌ها اندوهگین می‌شوند، دل او اندوهگین نخواهد شد. و هر کس او را در بقیع زیارت کند، در روزی که قدم‌ها بر صراط می‌لغزند، قدم‌های او استوار خواهد ماند.»

حسین؛ چراغ هدایت امت

پیامبر اسلام، امام حسین (علیه‌السلام) را سروری از جوانان بهشت و نماد نجات امت اسلام معرفی کردند و گفتند در نهایت او با مظلومیت به شهادت می‌رسد.

رسول خدا درحالی‌که به امام حسین (علیه‌السلام) اشاره می‌کرد فرمود: «اما حسین، او از من، فرزند من، از نسل من و پس از برادرش بهترین آفریدگان است. او پیشوای مسلمانان، سرپرست مؤمنان، جانشین پروردگار جهانیان، پناهگاه سرگشتگان و حجت خدا بر همه آفریدگان است. او سرور جوانان اهل بهشت و درِ نجات امت است. فرمان او فرمان من و اطاعت از او اطاعت از من است. هر کس از او پیروی کند، از من است و هر کس نافرمانی او کند، از من نیست. چون او را دیدم، به یاد آنچه پس از من بر او خواهد رفت افتادم؛ گویی او را می‌بینم که به حرم من پناه آورده، اما پناهش نمی‌دهند. پس در خواب او را به سینه خود می‌فشارم، به او فرمان می‌دهم که از شهر هجرت من کوچ کند و او را به شهادت بشارت می‌دهم. پس او به سوی سرزمین شهادت و محل کشته شدن خود، یعنی سرزمین کرب و بلا، قتل و نابودی، رهسپار می‌شود. گروهی از مسلمانان او را یاری می‌کنند؛ آنان در روز قیامت سرور شهیدان امت من خواهند بود. و گویی او را می‌بینم که تیری به سویش پرتاب شده، از اسب خود بر زمین افتاده است؛ سپس مانند گوسفندی که ذبح می‌شود، مظلومانه سر بریده می‌شود.»

 

شفاعت در قیامت
پیامبر گرامی، آینده‌ای پرفراز و نشیب در دنیا و پاداشی عظیم در روز قیامت برای اهل‌بیت پیش‌بینی می‌کنند که در آن روز حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) خواستار عدالت الهی برای ظلم‌های روا شده به خاندانش می‌شود.

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) پس از بیان مصائب اهل‌بیت گریست و حاضران نیز گریستند و صدای شیون آنان بلند شد. آن‌گاه فرمود: «خدایا! آنچه را که اهل‌بیت من پس از من با آن روبه‌رو خواهند شد، به تو شکایت می‌کنم.»

سپس فرمود: «هنگامی که روز قیامت برپا شود، عرش الهی به هرگونه زینتی آراسته می‌شود. سپس دو منبر از نور می‌آورند که هریک صد میل ارتفاع دارد. یکی را در سمت راست عرش و دیگری را در سمت چپ عرش قرار می‌دهند. آن‌گاه حسن و حسین (علیهماالسلام) را می‌آورند؛ حسن بر یکی از آن دو منبر و حسین بر دیگری می‌ایستند خدای تبارک و تعالی به وسیلۀ آن دو، عرش خود را زینت می‌بخشد؛ همان‌گونه که زن، خود را با دو گوشواره‌اش می‌آراید.»

سپس پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: «هنگامی که روز قیامت برپا شود، دخترم فاطمه (سلام‌الله‌علیها) بر شتری از شتران بهشت وارد می‌شود که دو پهلوی آن با زیور آراسته است. مهارش از مروارید تر، پاهایش از زمرد سبز، دمش از مشک ناب و خوش‌بو، و چشمانش از یاقوت سرخ است. بر آن، گنبدی از نور قرار دارد که درونش از بیرون و بیرونش از درون دیده می‌شود. درون آن از عفو خدا و بیرون آن از رحمت خداست. بر سر فاطمه تاجی از نور است که هفتاد رکن دارد و هر رکن آن با مروارید و یاقوت آراسته شده و برای اهل بهشت مانند ستاره‌ای درخشان در افق آسمان نور می‌افشاند.»

در سمت راست او هفتاد هزار فرشته قرار دارند و جبرئیل مهار آن شتر را در دست دارد و با بلندترین صدا ندا می‌دهد: «ای اهل محشر! دیدگان خود را فرو گیرید تا فاطمه دختر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) عبور کند.» در آن روز هیچ پیامبر، بزرگ‌مقام، صدیق یا شهیدی باقی نمی‌ماند مگر آنکه دیدگان خود را فرو می‌گیرد تا فاطمه دختر محمد، سرور زنان جهانیان، عبور کند. پس او پیش می‌رود تا در برابر عرش پروردگارش عزوجل می‌ایستد.

سپس خود از شترش فرود می‌آید و عرض می‌کند: «پروردگارا! ای سرور من! میان من و کسی که بر من ستم کرد داوری کن، و میان من و کسی که فرزندم را کشت حکم فرما.»

آن‌گاه از سوی خدای متعال ندا می‌رسد: «ای محبوبه من و ای دختر محبوب من! بخواه تا به تو عطا شود، شفاعت کن تا شفاعتت پذیرفته گردد. به عزت و جلالم سوگند، هرگز از ستم هیچ ستمگری نخواهم گذشت.»

پس فاطمه (سلام‌الله‌علیها) عرض می‌کند: «پروردگارا! فرزندانم، پیروان فرزندانم و دوستداران فرزندانم را نجات ده.» در این هنگام از سوی خدای عزوجل ندا می‌رسد: «کجایند فرزندان فاطمه، پیروان او، پیروان فرزندانش و دوستداران فرزندانش؟»

پس آنان درحالی‌که فرشتگان رحمت آنان را در میان گرفته‌اند، پیش می‌آیند و فاطمه پیشاپیش آنان حرکت می‌کند تا آنان را وارد بهشت سازد. درود خدا بر او و بر پدرش باد.(۱)

شکایت در قیامت
حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) در روز قیامت با شکوه و جلالی خاص وارد محشر می‌شود و به خاطر ستم‌هایی که بر او و خاندانش رفته است، به دادخواهی و شکایت می‌پردازد.

پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: «هنگامی که روز قیامت فرا رسد، دخترم فاطمه درحالی‌که لباس‌های خون‌آلودی به همراه دارد، محشور می‌شود. آن‌گاه یکی از پایه‌های عرش را می‌گیرد و می‌گوید: «ای خدای عادل! بین من و قاتل فرزندانم حکم کن!»
به حق خدای کعبه قسم که خدا به نفع دخترم قضاوت می‌کند، زیرا خدا از غضب فاطمه غضب می‌کند و از رضایت وی راضی خواهد شد.»(۲)

 

منابع
۱. الفضائل ابن‌شاذان، جلد ۱، صفحۀ ۸
۲. بحار الانوار، جلد ۴۳، صفحۀ ۲۲۰

مطالب بیشتر

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *