در ماه جمادیالاول سال هشتم هجری قمری، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) سپاهی سههزار نفری را به فرماندهی جعفر بن ابیطالب (علیهالسلام) عازم میدان نبرد کردند. در این کارزار بزرگ، جعفر بن ابیطالب (علیهالسلام)، برادر و بازوی دلاور امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، با جانفشانی خود حماسهای جاودان رقم زد.
شبیه به پیامبر
جعفر بن ابیطالب (علیهالسلام) از نظر آفرینش و اخلاق شبیهترین مردم به رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) بود. جعفر ده سال از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بزرگتر بود؛ عقیل نیز ده سال از جعفر بزرگتر بود و طالب ده سال از عقیل بزرگتر بود. [۱]
مقام جعفر طیار
جعفر بن ابی طالب (علیهالسلام) به گواهی رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) شبیه ترین فرد به ایشان و از سروران بهشت است که در کلام امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نیز جایگاهی بینظیر در خاندان نبوت دارد.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «خداوند هفت نفر از ما اهلبیت را آفریده که در سراسر زمین نظیر ندارند؛ رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) که سرور نخستین و آخرین و خاتم پیامبران است؛ وصی او که بهترین اوصیاست؛ و دو سبط او، حسن و حسین (علیهماالسلام) که بهترین سبطها هستند؛ حمزه (علیهالسلام) سرور شهیدان که عموی اوست؛ جعفر (علیهالسلام) که همراه فرشتگان پرواز میکند و قائم (عجلاللهتعالیفرجهالشریف).» [۲]
فضایل اخلاقی و شخصیت وجودی حضرت جعفر بن ابیطالب (علیهالسلام)، بازتابی از سیرت والای رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) بود. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نقل میکنند که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) به جعفر بن ابیطالب (علیهالسلام) فرمودند: «ای جعفر، تو ازنظر آفرینش و اخلاق، شبیهترین فرد به من هستی.» [۳]
خاندان عبدالمطلب در کلام پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، جایگاهی ویژه در بهشت دارند که نشان از علو درجات آنهاست. رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) در این رابطه فرمودند: «ما خاندان عبدالمطلب، سروران اهل بهشت هستیم: رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)، حمزه (علیهالسلام) سرور شهیدان، جعفر (علیهالسلام) صاحب دو بال، امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، فاطمه (سلاماللهعلیها)، حسن (علیهالسلام)، حسین (علیهالسلام) و مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف).» [۴]
هدیۀ پیامبر خاتم
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) در استقبال از جعفر بن ابیطالب (علیهالسلام)، محبت بیپایان خود را به این مجاهد راه حق ابراز میکردند.
جعفر از نخستین مهاجران بود که به حبشه هجرت کرد. جعفر و همراهانش در سال هفتم هجری از سرزمین حبشه بازگشتند. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) برای او خانهای کنار مسجد در نظر گرفت. [۵]
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «هنگامی که جعفر بن ابیطالب (علیهالسلام) از حبشه بازگشت، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در همان زمان خیبر را فتح کرده بودند. وقتی جعفر (علیهالسلام) بر ایشان وارد شد، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به احترام او برخاستند، به استقبالش رفتند و میان دو چشم او را بوسیدند. سپس فرمودند: نمیدانم از کدامیک بیشتر شادمانم؛ از فتح خیبر یا از آمدن جعفر (علیهالسلام).»
سپس فرمودند: «ای جعفر، آیا به تو عطیهای نبخشم و تو را بهرهمند نسازم؟»
جعفر (علیهالسلام) عرض کرد: «آری، ای رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله).»
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «هر روز چهار رکعت نماز بهجا آور؛ و اگر توانایی آن را نداری، هر هفته یکبار؛ و اگر نتوانستی، هر ماه یکبار؛ و اگر آن را هم نتوانستی، هر سال یکبار؛ و اگر این نیز برایت مقدور نبود، در تمام طول عمرت یکبار آن را بخوان. زیرا اگر این نماز را بخوانی، خداوند گناهانت را میآمرزد، حتی اگر به اندازۀ ریگهای بیابان یا کف دریا باشد.»
پس گفته شد: «ای رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)! آیا کسی که این نماز را بهجا آورد، همان پاداشی را خواهد داشت که برای جعفر است؟» پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «آری.» [۶]
فرماندۀ حماسۀ مؤته
جعفر بن ابی طالب (علیهالسلام) که به گواهی رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) از سروران بهشت است، با فداکاری در سریۀ موته در جمادی الاول سال هشتم هجری، این رخداد را به نماد جاودان استقامت در راه حق و تجلی جایگاه رفیعش نزد امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بدل کرد.
سریۀ مؤته در ماه جمادیالأول سال هشتم هجری رخ داد. ماجرا از آنجا آغاز شد که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) نامهای را توسط «حارث بن عُمَیر اَزدی» از خاندان بنیلهب برای پادشاه بُصری فرستادند. هنگامی که حارث به مؤته رسید، «شُرَحبِیل بن عَمرو غَسّانی» با او روبهرو شد و او را به قتل رساند. حارث تنها فرستادهای بود که در تاریخ رسالت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) اینگونه به قتل رسید. این حادثه بر قلب پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) بسیار گران آمد؛ لذا دستور فراخوان عمومی صادر کردند. مسلمانان نیز با سرعت آماده شدند و لشکری سههزار نفری در «جُرف» اردو زدند. [۷]
أبان بن عثمان از اصحاب امام صادق و امام کاظم (علیهماالسلام) به نقل از امام صادق (علیهالسلام) روایت کرده است: «پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) سپاهی بزرگ را اعزام کردند و فرماندهی آن را به جعفر بن ابیطالب (علیهالسلام)، برادر امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، سپردند. [۸]
مجاهد صاحب دو بال
در میدان نبرد، جعفر بن ابیطالب (علیهالسلام) با شجاعتی وصفناپذیر پرچم را در دست داشت. نخست دست راستش قطع شد، اما او پرچم را به دست چپ گرفت. با قطع شدن دست چپ، این سردار دلاور از پا ننشست و پرچم را با دو بازوی خود در آغوش گرفت و تا لحظۀ شهادت، آن را برافراشته نگه داشت. او در این نبرد سیوسه سال داشت و خداوند به پاس این فداکاری عظیم، دو بال در بهشت به او عطا کرد تا با آنها در هر جای بهشت که بخواهد، پرواز کند. [۹]
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «خداوند در برابر دو دستش، دو بال به او عطا کرد که در بهشت با آنها پرواز میکند.» از این رو او را «جعفر ذوالجناحین» یا «صاحب دو بال» مینامند. [۱۰]
روایت غیبی پیامبر خاتم
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در مدینه، لحظهبهلحظه نبرد مؤته را با عنایت الهی مشاهده میکردند. در این روایت، جابر بن عبدالله انصاری گزارش دقیق ایشان از آن واقعه را بازگو میکند.
جابر بن عبدالله انصاری صحابی پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و از راویان حدیث میگوید: «روزی که جنگ مؤته رخ داد، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نماز صبح را (در مدینه) با ما اقامه کردند و سپس بر فراز منبر رفتند و فرمودند: «برادران شما با مشرکان برای جنگ روبهرو شدهاند.» سپس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) لحظهبهلحظه جریان درگیری را برای ما گزارش میدادند تا اینکه فرمودند: «زید کشته شد و پرچم بر زمین افتاد؛ سپس جعفر بن ابیطالب پرچم را برداشت و پیش تاخت. سپس فرمودند: اکنون دستش قطع شد و پرچم را با دست دیگر گرفت؛ باز دست دیگرش نیز قطع شد و پرچم را بر سینۀ خود در آغوش گرفت؛ اینک جعفر به شهادت رسید و پرچم بر زمین افتاد؛ پساز او عبدالله بن رواحه پرچم را در دست گرفت.» پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) حتی تعداد کشتهشدگان مشرک و نام تکتک شهدای مسلمان را نیز برشمردند. پساز پایان گزارش، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) از منبر پایین آمدند، به خانۀ جعفر رفتند و فرزندش عبدالله بن جعفر را در آغوش گرفتند. [۱۱]
فقدان یاران باوفا
شهادت سرداران بزرگ اسلام، حمزه (علیهالسلام) و جعفر بن ابی طالب (علیهالسلام)، داغی بزرگ بر پیکرۀ امت و بهویژه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بود. فقدان این دو یار وفادار، راه را برای انزوای آن حضرت و تغییر مسیر خلافت هموار ساخت؛ چراکه به تصریح اهلبیت، حضور آنان مانعی شکست ناپذیر در برابر غصب حق ولایت بود.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در دوران حکومت خود بر فراز منبر فرمودند: «آگاه باشید، سوگند به خدا اگر حمزه و جعفر (علیهماالسلام) زنده و حاضر بودند، آن دو نفر (اولی و دومی) به خلافت نمیرسیدند و اگر حمزه و جعفر (علیهماالسلام) شاهد و ناظر بودند، آن دو نفر جان سالم به در نمیبردند. [۱۲]
سدیر از راویان شیعه و اصحاب امام باقر (علیهالسلام) و امام صادق (علیهالسلام) نقل میکند: «در محضر امام باقر (علیهالسلام) بودیم که سخن از وقایع پساز رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) و نحوۀ انزوای امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به میان آمد. در این هنگام فردی پرسید: اقتدار بنیهاشم کجا بود و آن جمعیت انبوه که در میان آنان بودند، کجا رفتند؟»
امام باقر (علیهالسلام) فرمودند: «از بنیهاشم چه کسی باقی مانده بود؟ در واقع تنها جعفر (علیهالسلام) و حمزه (علیهالسلام) بودند که از دنیا رفته بودند. در آن شرایط، در کنار امیرالمؤمنین (علیهالسلام) تنها دو مرد باقی مانده بودند که ناتوان و خوار بودند و مدت زیادی از اسلام آوردنشان نمیگذشت؛ یعنی عباس و عقیل، که آن دو نیز از آزادشدگان [پساز فتح مکه] بودند.» [۱۳]
منابع
[1] بحارالأنوار، جلد۲۲، صفحۀ۲۷۵
[2] بحارالأنوار، جلد۲۲، صفحۀ۲۷۵
[3] بحارالأنوار، جلد۲۲، صفحۀ۲۷۶
[4] امالی صدوق، جلد۱، صفحۀ۴۷۵
[۵] بحارالأنوار، جلد۲۲، صفحۀ۲۷۵
[۶] مستدرک الوسائل، جلد۶، صفحۀ۲۲۷
[7] الطبقات الکبرى، جلد۲، صفحۀ۹۷؛ المغازی واقدی، جلد۲، صفحۀ۷۵۵
[8] اعلام الورى باعلام الهدى، جلد۱، صفحۀ۲۱۲
[9] السیره النبویه، جلد۲، صفحۀ۳۷۸
[10] بحارالأنوار، جلد۲۲، صفحۀ۲۷۵
[11] الخرائج و الجرائح، جلد۱، صفحۀ۱۶۶
[12] کتاب سلیم بن قیس، جلد1، صفحۀ۱۶
[۱۳] بحارالأنوار، جلد۲۸، صفحۀ۲۵۱

