در روزگاری که مکه بهعنوان مرکز بتپرستی در شبهجزیرۀ عربستان شناخته میشد. خانهای بنا شد که هر خشتی از آن نشانی از ایمان داشت. در این خانه، محبتها به هم پیوند خورد و پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) همسری یافت که نخستین مؤمن و مخلصترین یاور او بود و علی بن ابیطالب (علیهالسلام) در محیط پر مهر این خانه پرورش یافت. خدیجه (سلاماللهعلیها) با ثروتش و امیرالمؤمنین (علیهالسلام) با شمشیرش، دو ستون استواری شدند که سقف اسلام بر آنها پایدار ماند.
جایگاه مادرانۀ خدیجۀ کبری برای مولا
حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) بهنوعی مادر دوازده امام محسوب میشود، زیرا امیرمؤمنان (علیهالسلام) سالها در خانۀ ایشان و تحت پرورش و مراقبت این بانوی بزرگ قرار داشت و رسالت تربیت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بر عهدۀ پیامبر خاتم (صلیاللهعلیهوآله) و حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) قرار گرفت.
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) زمانی که امیرمؤمنان (علیهالسلام) شش ساله بود، سرپرستی ایشان را پذیرفت؛ یعنی دقیقاً در همان سنی که ابوطالب مسئولیت پرورش او را بر عهده داشت. پساز آن، حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) و پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) تا پیشاز آغاز رسالت اسلام، عهدهدار تربیت ایشان شدند و با مراقبتی بسیار فراتر از آنچه ابوطالب و فاطمه بنت اسد انجام داده بودند، او را پرورش دادند. [۱]
پساز ازدواج پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) با حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها)، حضرت ایشان را از علاقۀ شدید خود به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آگاه کرد. پساز آن، حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) نیز بر محبت خود نسبت به مولای متقیان افزود و در تکریم او میکوشید؛ او را به بهترین شکل میآراست، جامههای فاخر بر تنش میپوشاند، کنیزانش را بههمراه او میفرستاد و خدمتکارانش در جابهجایی او یاریاش میکردند. مردم با دیدن این صحنهها میگفتند: «او برادر محمد (صلیاللهعلیهوآله) و محبوبترین فرد نزد اوست؛ نور چشم خدیجه (سلاماللهعلیها) است و کسی است که تمام خوشبختی برایش فراهم شده است.» [۲]
ایمان حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها)
حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) پساز دریافت اولین وحی توسط پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، بدون هیچ تردیدی به ایشان ایمان آورد و اولین زنی بود که اسلام را پذیرفت. ایشان نهتنها پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را تصدیق کرد، بلکه در تمام مراحل دعوت اسلامی، از ایشان حمایت کرد و نقش مهمی در تسلی خاطر ایشان در مواجهۀ با مخالفتهای مشرکان داشت. حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) با ایمان راسخ خود، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را در مسیر رسالتش یاری کرد و بهعنوان اولین مسلمان، الگویی برای دیگران شد. [۳]
نخستین نمازگزاران
در روزهای پیشاز نزول فرمان آشکارسازی دین، صحنهای از اتحاد میان پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و پیروان نخستین ایشان در نماز، روایتگر پیوندی میان آنها بود.
درحالیکه پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) مشغول نماز بودند، ابوطالب وارد شد و مشاهده کرد که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در کنار ایشان ایستاده و به وی اقتدا میکند. ابوطالب با دیدن این صحنه، از فرزندش جعفر که همراهش بود، خواست تا در سمت دیگر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) بایستد؛ پس جعفر نیز در سمت چپ رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) به نماز ایستاد. در این حال رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) اندکی جلو آمد. ازآنپس، امیرمؤمنان (علیهالسلام)، جعفر، حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) و زید بن حارثه، همگی پشتسر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نماز میخواندند؛ تا اینکه سرانجام خداوند آیۀ «فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ، آنچه را بدان مأموری، آشکار کن» را نازل فرمود. [۴]
نخستین بیعت با ولایت
پیشاز آنکه مأموریت ولایت بهصورت رسمی آشکار شود، در خلوت محبت و در میانۀ پیوند نبوت و امامت، گواهی قلبی بانویی بزرگ بر حقانیت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) جاری گشت.
امام موسی بن جعفر (علیهالسلام) از امام صادق (علیهالسلام) روایت میکند که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) فرمودند: «ای خدیجه! این علی، مولای تو و مولای تمامیِ مؤمنان و پیشوای آنان پساز من است.» حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) با ایمانی راسخ اعلام داشتند: «ای رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)! آنچه را فرمودید تصدیق میکنم و براساسِ این حقیقت، با مولای متقیان بیعت نموده و در پیشگاهِ خداوند و در حضورِ شما، بر این مقام گواهی میدهم.» [۵]
جایگاه والای دو یار پیامبر اسلام
جایگاه رفیع خاندان وحی در استواری دین خدا و مقام بلند آنان در پیشگاه پروردگار، با مجاهدتهای بیبدیل علی بن ابیطالب (علیهالسلام) و حمایتهای بیدریغ خدیجۀ کبری (سلاماللهعلیها) در همراهی با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) تجلی یافته است.
پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «دین من (اسلام) جز بهسبب ثروت خدیجه (سلاماللهعلیها) و شمشیر علی بن ابیطالب (علیهالسلام) برپا و استوار نگردید.» [۶]
پیامبر خاتم (صلیاللهعلیهوآله) با تلاوت آیهای از قرآن کریم، برتری و جایگاه ممتاز امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را در کنار بزرگترین زنان تاریخ تبیین کردند.
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) درحالیکه آیۀ «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ، همانا خداوند تو را برگزیده و پاکیزه گردانیده است» را تلاوت میکردند، به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «ای علی! بهترین زنان جهان چهار نفرند: مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد و آسیه دختر مزاحم.» [۷]
براساس روایتی از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)، «تسنیم» عالیترین نوشیدنی بهشت است که سهم ویژهای از آن به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و خاندان پاک ایشان اختصاص دارد.
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) دربارۀ سخن خداوند متعال میفرماید: «و مِزاجُهُ مِن تَسنیمٍ، [این بادۀ ناب مُهر و موم شده] آمیختهای از «تسنیم» است» (مطففین آیۀ ۲۷)، چنین روایت شده است: «تسنیم» شریفترین نوشیدنی بهشتی است که اولیای الهی؛ یعنی پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و خاندان مطهرشان (علیهمالسلام)، که در زمرۀ مقربانِ پیشتاز هستند، از آن مینوشند. این نوشیدنی گوارا، از بلندترین جایگاههای آنان سرازیر میشود. ایشان کسانی هستند که شامل: پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله)، علی بن ابیطالب (علیهالسلام)، ائمۀ معصومین (علیهمالسلام)، فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) و خدیجه (سلاماللهعلیها) میباشند. [۸]
سوگ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در رثای دو یار
حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) با سوز و اندوهی عمیق، فقدان حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها)، بانوی اول اسلام، و حضرت ابوطالب (علیهالسلام)، سردار مکه، را بهعنوان مصیبتی بزرگ برای اهل آسمان و زمین توصیف کردند.
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در سوگ حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) و حضرت ابوطالب (علیهالسلام) چنین فرمودند: «ای چشمان من، اشکهایتان را فرو ریزید که خداوند یاور شما باد؛ بر مرگ دو شخصی که دیگر همانند آنها را نخواهید دید. بر مرگ سید و سرور مکه و فرزندِ بزرگِ آن (ابوطالب)، و بر مرگ سرور زنان (خدیجه (سلاماللهعلیها))، آن بانوی پاکیزهخویی که خداوند سرشت او را پاکیزه و فضایل بسیاری به او عطا فرمود و پیشاز همه با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) نماز گزارد. مصیبت فقدان این دو برای اهل آسمان، غمبارتر از اهل زمین است. ازاینرو، بر مصیبت آنان اندوهگینم، همانند اندوه مادری که فرزند خود را از دست داده است. این دو بزرگوار، دین محمد (صلیاللهعلیهوآله) را برای رضای خداوند یاری کردند و علیه کسانی که پیماننامهای برای نابودی این دین نوشتند، ایستادگی نمودند.» [۹]
منابع
[1] المناقب، جلد ۲، صفحۀ ۱۷۹
[2] بحار الانوار، جلد ۳۵، صفحۀ ۳۹
[3] السیره النبویه، جلد ۱، صفحۀ ۲۴۰
[4] تفسیر قمی، صفحۀ ۳۵۳، بحار الانوار، جلد ۳۵، صفحۀ ۸۰
[5] طرف من الانباء و المناقب، صفحۀ ۲۳۳، بحار الانوار، جلد ۱۸، صفحۀ ۲۳۳
[6] شجره طوبی، جلد ۲، صفحۀ ۲۳۳
[7] المناقب، جلد ۳، صفحۀ ۳۲۲
[8] تأویل الآیات الظاهره، جلد ۱، صفحۀ ۷۵۳
[9] الصحاح، جلد ۱، صفحۀ ۱۰۶، بحار الانوار، جلد ۳۵، صفحۀ ۱۴۳