«انسان»، سورهای که رازهای آفرینش، هدایت و سرنوشت آدمی را در خود جای داده و پاداشهایی وصفناشدنی برای نیکوکاران به تصویر کشیده است. آیۀ هشتم آن، معروف به آیۀ اطعام، درخشانترین گواه بر مقام بلند امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) و فرزندان گرامیشان است؛ آیاتی که از ایثار و محبت بیکران آنان حکایت دارد. بشارتی که در آغاز این سوره با عبارت «هَل أَتی عَلَی الإنسانِ...» از زبان خالق برای انسان برگزیده شد، شکوهی جاودانه از بهشت را تنها به مولای متقیان نوید داد و او را در میان تمام مخلوقات با این سخن والا ستود.
شأن نزول سورۀ انسان
روایت امام باقر (علیهالسلام) دربارهٔ زمان و شأن نزول سورهٔ «انسان»، گواهی روشن بر اوج ایثار و سخاوت کمنظیر خاندان اهلبیت (علیهمالسلام) است؛ خانوادهای که در سختترین شرایط، دیگران را بر خویش مقدم داشته و با بخشش خالصانهٔ خود، الگویی جاودانه از انسانیت و بندگی خدا را به یادگار گذاشتند.
امام صادق (علیهالسلام) از امام باقر (علیهالسلام) نقل میکنند که فرمودند: «امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) در کودکی بیمار شدند. پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) همراه دو مرد برای عیادت آنها به خانه آمد. یکی از آن دو عرض کرد: «ای اباالحسن! اگر برای دو فرزندت نذری میکردی، خداوند به برکت آن، شفایشان میداد.»
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمود: «سه روز را برای شکرگزاری خدا روزه میگیرم.» حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) نیز چنین نذر کردند. امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) هم گفتند: «ما نیز سه روز روزه میگیریم.» و فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد تا خداوند جامه عافیت بر تنشان بپوشاند.
صبح روز بعد، صبح نیّت روزه داشتند و غذایی در خانه نبود. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نزد همسایۀ یهودی خود، شمعون، که پشمفروش بود رفت و فرمود: «آیا مقداری پشم به من میدهی تا دختر محمد آن را برایت بریسد، و در برابرش سه صاع جو بدهی؟»
شمعون پذیرفت و مقداری پشم همراه با جو در اختیار آن حضرت گذاشت. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آن را به حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) خبر داد و ایشان نیز پذیرفتند و به کار پرداختند. یکسوم پشم را ریسیدند، یک صاع جو را آسیاب کردند، خمیر نمودند و از آن پنج قرص نان پختند؛ برای هریک از پنج نفر، یک قرص.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نماز مغرب را با پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) بهجا آورد و سپس به خانه آمد. سفره را گستردند و همگی نشستند تا افطار کنند. اما وقتی امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نخستین لقمه را برداشت، مسکینی بر در خانه آمد و گفت: «سلام بر شما ای اهلبیت محمد (صلیاللهعلیهوآله)! من مسکینی مسلمانم. از آنچه میخورید، به من نیز بدهید؛ خداوند شما را از طعام بهشتی روزی فرماید.»
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) لقمه را بر زمین نهاد و و هرچه در سفره بود برداشت، همه را به آن مسکین دادند. گرسنه خوابیدند و جز آب چیزی نخوردند.
روز بعد، حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) یکسوم دوم پشم را ریسیدند و یک صاع دیگر جو را آسیاب کردند، خمیر نمودند و باز پنج قرص نان پختند؛ برای هر نفر یکی.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نماز مغرب را با پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) خواند و به خانه آمد. سفره را گستردند و همگی نشستند. هنگامی که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) اولین لقمه را برداشت، یتیمی مسلمان بر در خانه آمد و گفت: «سلام بر شما، ای خاندان محمد (صلیاللهعلیهوآله)! من یتیمی مسلمانم. از آنچه خود میخورید، به من نیز بدهید؛ خداوند شما را از خوراک بهشت روزی کند.»
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) لقمه را از دست نهاد و هرچه بر سفره بود به آن یتیم دادند.
روز سوم، حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) بخش سوم پشم را ریسیدند و آخرین صاع جو را آسیاب کردند، خمیر نمودند و پنج قرص دیگر نان پختند. باز امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نماز مغرب را با پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) گزارد و به خانه آمد. سفره را گستردند و نشستند. اما باز هم نخستین لقمه را که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) برداشت، اسیری از مشرکان بر در خانه آمد و گفت: «ای خاندان محمد (صلیاللهعلیهوآله)! ما را اسیر میکنید و در بند میکشید، اما طعاممان نمیدهید؟»
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) لقمه را از دست نهاد و هرچه بر سفره بود به آن اسیر دادند. دادند و همه گرسنه خوابیدند و صبح را روزه نبودند و درحالیکه چیزی برای خوردن نداشتند.
صبح روز بعد، امیرالمؤمنین حسن و حسین (علیهماالسلام) را نزد رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) آورد. آن دو کودک از شدت گرسنگی همچون جوجه میلرزیدند. هنگامی که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) آنان را در آن حال دید، فرمود: «ای اباالحسن! حال و روز شما خیلی مرا ناراحت میکند؛ برخیز تا نزد فاطمه برویم.»
پس همگی نزد حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) آمدند. ایشان در محراب عبادت خود بودند، درحالیکه از شدت گرسنگی، شکمشان به پشت چسبیده و چشمهایشان به گودی رفته بود. چون پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) او را دید، در آغوشش گرفت و فرمود: «به خداوند استغاثه میکنم، زیرا سه روز است که شما به این حالید.»
در همین هنگام، جبرئیل فرود آمد و گفت: «ای محمد! آنچه را خداوند برای خاندان تو آماده کرده است، بگیر.»
فرمود: «چه چیزی را بگیرم؟»
عرض کرد: «هَل أتی عَلَی الإنسانِ حينٌ مِنَ الدَّهرِ...، آیا بر انسان زمانی از روزگار گذشت که چیزی در خور ذکر نبود؟» [۱]
ایثار در آینۀ قرآن
عبدالله بن عباس مشهور به ابنعباس پسر عموی پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، از صحابۀ پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و یاران امامان بود.
ایشان در مورد شأن نزول آیۀ اطعام میگوید: «آیۀ (وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا، و غذا را در عین دوست داشتنش، به مسکین و یتیم و اسیر انفاق می کنند.) دربارۀ حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) نازل شده است؛ آنها سه عدد نان داشتند و آن را به مسکین و یتیم و اسیر دادند و خود گرسنه خوابیدند، پس این آیه در شأن ایشان نازل شد.» [۲]
جایگاه بیهمتای مولای متقیان
پیامبر خاتم (صلیاللهعلیهوآله) در غدیر، امیرمؤمنان (علیهالسلام) را برترین مؤمنان و محور آیات مدح الهی خواند؛ حقیقتی که در آیۀ «هل أتی» متبلور شد.
پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) در خطبۀ غدیر خم امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را اینگونه به جهانیان معرفی کردند: «ای مردم! علی در میان شما، والاترین افراد در یاری رساندن به من شایستهترین فرد، نزدیکترین خویشاوند و عزیزترین انسانها نزد من است. بدانید که خدای بزرگ و من، هر دو از او خشنودیم.
تمامی آیاتی که در قرآن نشان از رضایت الهی دارند، در شأن او نازل شدهاند و هرجا خداوند با ندایِ «یا ایّها الذین آمنوا» سخن گفته، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در رأس مخاطبان آن است. هیچ آیهای در ستایشِ بندگان خدا نیامده، مگر آنکه او مصداق اتم و اکمل آن است؛ و «هَل أتی عَلَی الإنسانِ» که نوید بهشت جاویدان الهی است، تنها در حق او نازل شده است و پروردگار، تنها او را با این سوره ستوده است.» [۳]
ستایش مولای متقیان در کلام امام یازدهم
حضرت امام حسن عسکری (علیهالسلام) در زیارت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به آیۀ اطعام اشاره کرده و میفرمایند: «سلام بر تو ای امیرمؤمنان، سرور جانشینان پیامبران، اولین عبادتکنندگان و زاهدترین زاهدان؛ رحمت و برکتها و درودها و تحیتهای خدا بر تو باد. تو آن اطعامکنندهای هستی که غذای خود را با آن که به آن نیاز داشتی، برای محبت خدا به «مستمند» و «یتیم» و «اسیر» اطعام کردی و هیچ پاداش و سپاسی از آنها نخواستی.» [۴]
منابع
[۱] بحار الانوار، جلد۳۵، صفحۀ۲۴۰؛ امالی صدوق، صفحۀ۲۶۰؛ کشف الغمة، جلد۱، صفحۀ۳۰۳؛ تفسیر نورالثقلین ؛ تفسیر البرهان؛ تأویل الآیات الظاهره، صفحۀ ۷۲۵
[۲] بحار الانوار، جلد۳۵، صفحۀ۲۵۴؛ تفسیر فرات کوفی، صفحۀ۵۲۸؛ شواهد التنزیل، جلد۲، صفحۀ ۴۰۳
[۳] عوالم العلوم، جلد۱۵، صفحۀ۱۷۸؛ بحار الانوار، جلد۳۷، صفحۀ۲۱۰
[۴] بحار الانوار، جلد۹۷، صفحۀ ۳۶۴