ماجرای خاتم بخشی مولای متقیان در نماز و نزول آیهٔ ولایت

ماجرای خاتم بخشی مولای متقیان در نماز و نزول آیهٔ ولایت

خاتم‌بخشی، ماجرای بخشیدن انگشتر توسط امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به فقیر در رکوع نماز است. به گفتۀ مفسران، آیۀ 55 سورۀ مبارکۀ مائده که به آیۀ ولایت مشهور است دربارۀ این واقعه نازل شده است.

روز بیست و چهارم ذی‌الحجه در تاریخ اسلام، روزی بسیار مهم است، روزی که یکی از آیات الهی بر پیامبر خاتم نازل شد. در اثر نزول همین آیه، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) پرده از یک مسئلۀ بسیار مهم برداشت و جریان خاتم بخشی امیرمؤمنان (علیه‌السلام) را به اطلاع مردم رساند.

آیۀ ۵۵ سورۀ مبارکۀ مائده که نازل شد، آیۀ ولایت بود و خبر مهم، اعلام ولایت و جانشینی امیرمؤمنان (علیه‌السلام) بود، که پیامبر اسلام از سوی پروردگار، از این واقعیت خبر داد و پرده برداشت.

 

آیۀ ۵۵ سورۀ مائده

«إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُون؛

سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانی (مانند علی بن ابی‌طالب‌‌اند) که همواره نماز را برپا می‌دارند و درحالی که در رکوعند (به تهیدستان) زکات می‌دهند.»

 

ماجرای خاتم به روایت جابر

جابر بن عبدالله انصاری، صحابی باوفای پیامبر اسلام که ماجرای خاتم بخشی مولای متقیان را از نزدیک شاهد بود و نقل می‌کند: «روزی در حضور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نشسته بودیم. ناگهان مردی عرب، با وضعیتی آشفته و لباس‌های کهنه و پاره، وارد شد. از چهره‌اش فقر آشکار بود.

پس‌از ورود سلام کرد و شروع به خواندن اشعاری کرد که حکایت از سختی زندگی‌اش داشت: دخترم بی‌وقفه گریه می‌کند و مادرش از دیدن حال او پریشان است. با یک خواهر، دو دختر کوچک و مادری پیر، فقر عقل را از من ربوده است. زندگی‌ام سراسر تنگدستی و محرومیت است و حتی چیزی برای خوردن ندارم که کامم را تلخ یا شیرین کند. ناگزیر به شما پناه آوردم؛ مگر جز پیامبران کسی پناه مردم است؟

وقتی پیامبر سخنان او را شنید، به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و اشک ریخت. سپس رو به اصحاب کرد و فرمود: ای مسلمانان! خداوند برای شما فرصتی فراهم آورده تا پاداش‌های بهشتی کسب کنید، پاداش‌هایی همچون خانه‌هایی که جایگاهشان برابر با خانه ابراهیم خلیل است. کدام‌یک از شما حاضر است به این مرد کمک کند و با او هم‌دردی نماید؟ با این وجود، هیچ‌کس پاسخی نداد.

 

در آن لحظه امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) در گوشه‌ای از مسجد مشغول نماز بود.

ایشان اشاره کردند که مرد عرب به نزدیکشان برود. سپس انگشتری خود را نشان دادند و اجازه دادند آن مرد نیازمند، انگشتر را از دست ایشان خارج کند. مرد عرب پس از دیدن سخاوت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، پیامبر خدا را ستود و در حالی که شعری می‌خواند، گفت: تو سروری هستی که همگان انتظار دارند خداوند دین را به واسطه تو استوار سازد؛ میان همۀ خلایق پنج تن هستند که منزلتشان در میان مردم مبارک است و آن پنج تن، شما خاندان بزرگوارید و مسجد را ترک کرد.

 

جابر ادامه می‌دهد که پس‌از این ماجرا، جبرئیل بر پیامبر نازل شد و گفت: سلام بر تو، ای رسول خدا! پروردگارت پیامی دارد: «بخوان! إنَّما وَليُّكُمُ اللهُ و رَسولُهُ و الَّذينَ آمَنوا الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ و يُؤتونَ الزَّكاةَ و هُم راكِعونَ. (مائده/ ۵۵)»
سپس پیامبر بلند شد و فرمود: مسلمانان! کدام‌یک از شما امروز کار خیری انجام داده که خداوند او را ولی و سرپرست هر مؤمنی قرار داده است؟ اصحاب پاسخ دادند: یا رسول‌الله! جز پسر عمویت علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) کسی کار خیری نکرده است. او در حال نماز انگشتر خود را برای کمک به یک مرد نیازمند صدقه داد.

پیامبر خاتم فرمود: پاداش این خیریت برای پسر عموی من علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) خواهد بود. آنگاه رسول خدا آیۀ ولایت را تلاوت کرد.»(۱)

 

 

سؤال رسول خدا از سائل

حضرت امام باقر (علیه‌السلام) دربارۀ بخشیدن انگشتر روایت کرده است: «روزی پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مسجد مشغول نماز بودند که فقیری از کنار ایشان عبور کرد. پیامبر خدا از او پرسیدند آیا صدقه‌ای به تو داده شده است؟ فقیر پاسخ داد: آری، نزد مردی که در حال رکوع بود رفتم و او انگشتر خود را به من داد. فقیر با دست آن شخص را نشان داد و مشخص شد که آن فرد امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) است.
بلافاصله آیۀ ۵۵ سورۀ مائده: «إنَّما وَليُّكُمُ اللهُ و رَسولُهُ و الَّذينَ آمَنوا الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ و يُؤتونَ الزَّكاةَ و هُم راكِعونَ» نازل شد. پس‌از آن، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «او بعد از من ولی و سرپرست شماست.»(۲)

 

بهای خاتم

حضرت امام صادق (علیه‌السلام) روایت کرده‌اند: «انگشتری که امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در راه خدا صدقه دادند، چهار مثقال وزن داشت. حلقۀ آن از جنس نقره بود و نگین آن که از یاقوت سرخ بود، پنج مثقال وزن داشت و ارزشی برابر با خراج سرزمین شام داشت! خراج شام شامل سیصد بار شتر از نقره و چهار بار شتر از طلا بود.
این انگشتر متعلق به مروان ‌بن‌ طوق بود که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) او را در جنگ به هلاکت رساندند و انگشتر را از دست او خارج کردند. سپس تمامی غنائم جنگی، ازجمله این انگشتر را به پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) تقدیم نمودند.
پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ایشان دستور دادند که انگشتر را برای خود نگه دارند. بنابراین، زمانی که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) این انگشتر را در دست داشتند، سائلی در حال نماز به ایشان مراجعه کرد و حضرت آن را در همان حالت رکوع به او صدقه دادند.»(۳)

 

استناد به آیۀ ولایت

حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در شورای شش نفره‌ای که برای تعیین خلافت تشکیل شده بود، فرمودند: «شما را به خدا قسم می‌دهم، آیا در میان شما فردی غیر از من هست که دربارۀ او آیۀ «إنَّما وَليُّكُمُ اللهُ و رَسولُهُ و الَّذينَ آمَنوا الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ و يُؤتونَ الزَّكاةَ و هُم راكِعونَ» نازل شده باشد؟ همگی پاسخ دادند: نه.»(۴)

 

 

منابع

  1. بحار الانوار، جلد ۳۵، صفحۀ ۱۹۳
  2. بحار الانوار، جلد ۳۵، صفحه ۱۹۸ / مستدرک الوسائل، جلد ۱۷، صفحۀ ۲۵۸
  3. تفسیر البرهان / تفسیر اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، جلد ۴، صفحۀ ۱۱۰
  4. بحار الانوار، جلد ۳۱، صفحۀ ۳۳۶ / الاحتجاج، جلد ۱، صفحۀ ۱۳۹

 

 

 

 

 

مطالب بیشتر

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *