پیامبر خاتم پساز نزول سورۀ برائت ابتدا این کار را به ابوبکر بن ابیقحافه سپرده بود؛ ولی به دستور خداوند آن را بازپس گرفت و برعهدۀ امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) گذاشت.
این ماجرا، ازجمله دلایل شایستگی و برتری امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بر ابوبکر در امر جانشینی و خلافت رسول خدا شمرده شده است.
مأمور ابلاغ پیام برائت
آیات برائت در پایان سال نهم هجری نازل شد و پیامبر خاتم مأمور شد در ذیالحجه همان سال هنگام اجتماع مشرکان در مکه، آیات را به آنان ابلاغ کند.(۱)
امام صادق (علیهالسلام) در روایت این ماجرا نقل کرده است: «پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله)، ابوبکر را با سورۀ برائت (توبه) به موسم حج اعزام کرد تا آن را برای مردم بخواند. جبرئیل نازل شد و گفت: هیچکس به جز امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آن را از جانب تو ابلاغ نمیکند.
سپس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را فراخواند و به او دستور داد سوار ناقۀ عضباء شود و به ابوبکر برسد و سورۀ برائت را از او بگیرد و برای مردم در مکه بخواند.
سپس امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) پیام ابلاغ را گرفت و بهسوی مکه تاخت، هنگامی که حضرت به مکه رسید، بعدازظهر روز عید قربان بود که روز حج اکبر به شمار میآمد.
حضرت برخاسته و چنین فرمود: «همانا من فرستادۀ پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) بهسوی شما هستم.»
و آیات ابتدایی سورۀ برائت را برای آنان خواند: «بَرائَةٌ مِنَ اللهِ و رَسولِهِ إلَی الَّذینَ عاهَدتُّم مِنَ المشرِکینَ فَسیحوا في الأرضِ أربَعَةَ أشهُرٍ؛ این اعلام بیزاری خدا و رسول اوست به مشرکانی که شما مسلمین با آنان عهد بستهاید (و آنان عهد شکستند) پس به شما مشرکان تا چهار ماه دیگر مهلت داده میشود که در زمین (مکه) گردش و آسایش کنید» سپس فرمود: «پساز امسال، مرد عریان و زن عریان و نیز مشرک، نباید به طواف کعبه بپردازند، بدانید هرکس نزد رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) عهد و پیمانی دارد، مدت آن همین چهار ماه است.» که شامل بیست روز از ذیالحجه، محرم، صفر، ماه ربیعالاول و ده روز از ماه ربیعالثانی است و حدیث را تا آخر ذکر کرد. (۲)
محتوای پیام برائت
زید بن بَقیع گوید: از امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) پرسیدیم: «در ذیالحجّه برای چه امری فرستاده شدی؟»
فرمود: «برای چهار چیز فرستاده شدم: جز مؤمن کسی وارد کعبه نگردد، بر گرد کعبه برهنهای طواف نکند، و بعداز این سال، مؤمن و کافر در مسجدالحرام گرد هم نیایند، و هر که میان او و رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) عهد و پیمانی است پایان آن عهد، موعد او باشد و آن که را عهد و پیمانی نیست، چهار ماه مهلت یابد.»
و روایت شده است که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در کنار جمرۀ عقبه ایستاد و فرمود: «ای مردم! من فرستادۀ خدا بهسوی همۀ شما هستم ای مردم!» (اعراف ۱۵۸)
(پساز این) دیگر کافری وارد کعبه نمیگردد و مشرکی گرد خانه حج نمیگزارد و برهنهای در کعبه طواف نمیکند. و هرکه را با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) عهد و پیمانی است، تا چهار ماه فرصت دارد و هرکه را عهد و پیمانی نیست، باقی ماههای حرام، موعد او خواهد بود.»
و سپس سورۀ برائت را بر آنها تلاوت کرد. (۳)
استناد به ماجرای آیات برائت
حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در شورای شش نفرۀ خلافت فرمودند: «شما را به خدا آیا هیچیک از شما غیر از من هست که در آن روز که خداوند پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) را فرمان داد که کسی را بههمراه سورۀ توبه اعزام کند و حضرت آن سوره را بههمراه ابوبکر فرستاد و جبرئیل به نزد حضرت آمد و گفت: ای محمد! این مأموریت را نباید کسی جز تو یا مردی از اهل تو به انجام برساند.
سپس حضرت مرا فرستاد و آن را از ابوبکر گرفتم و سوره را همراه خود بردم و به نیابت از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) به گوش مردم رساندم و اینگونه خداوند به زبان پیامبرش اثبات فرمود که من از آن حضرت هستم؟» گفتند: «خدا میداند که نه.»(۴)
فضیلتی برای امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
امام جعفر صادق (علیهالسلام) میفرمایند: «از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) سؤال شد: برترینِ فضیلتهای شما کدام است؟» حضرت فرمود: «برترین فضیلت من آن چیزی است که من در آن دستی نداشتهام.»
سپس فضیلتهای فراوانی را ذکر کرد، ازجمله آنها عبارت است از اینکه: «زمانی که خداوند به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) وحی نمود تا از مشرکین برائت بجوید، ایشان ابوبکر را بهسوی اهل مکه فرستاد و هنگامی که ابوبکر خارج شد، جبرئیل نازل شد و گفت: «ای محمد! فقط علی میتواند این پیام را از طرف تو ابلاغ نماید.» سپس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) مرا فراخواند و دستور داد تا بر شتر ایشان (عضباء) سوار شوم و خود را به ابوبکر برسانم و ابلاغ را از او بگیرم، من نیز چنین کردم.»
ابوبکر گفت: «چه شده؟ آیا من مورد خشم خداوند و رسول او قرار گرفتم؟» گفتم: «نه! بلکه جبرئیل بر پیامبر خاتم نازل شد و فرمود: فقط شخصی که از او باشد باید این پیام را ابلاغ کند.»
جُمَیع بن عمر نقل کرده است: «در مسجد جامع نماز میخواندم که ابنعمر را دیدم. پساز نماز، نزد او نشسته و گفتم: از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) برایم بگو. گفت: رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) ابوبکر را با سورۀ برائت (توبه) فرستاد تا آن را برای مردم مکه و حجاج خانۀ خدا بخواند. امّا چون به «ذوالحلیفه» رسید، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را بهدنبال او فرستاد تا سوره را از وی گرفته و خود ببرد و آن را برای مردم مکّه بخواند.»
ابوبکر گفت: «ای علی! چه اتّفاقی افتاده آیا آیهای دربارۀ من نازل شده است؟» امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمود: «خیر! ولی رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرموده است: این مأموریت را یا باید خودم انجام دهم یا مردی از اهلبیتم.» سپس ابوبکر نزد رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) بازگشت و گفت: «ای رسول خدا! آیا چیزی دربارۀ من نازل شده است؟» پیامبر خاتم فرمود: «خیر! ولی این مأموریت را جز من یا مردی از اهلبیتم نمیتواند انجام دهد.»(۵)
منابع
۱. دانشنامۀ امام علی، ۱۳۸۰ش، ج۸، ص۲۰۹؛ نگاه کنید به: ابنکثیر، البدایه و النهایه، ۱۳۹۸، ج۵، ص۳۶ـ۳۷.
۲. بحار الانوار، جلد ۹۵، صفحه ۱۹۰ / تفسير فرات کوفی، جلد ۱، صفحه ۱۵۸ / علل الشرایع، جلد ۱، صفحۀ ۱۹۰
۳.بحار الانوار، جلد ۲۱، صفحه ۲۶۷
۴.بحار الانوار، جلد ۳۱، صفحه ۳۲۱
۵.علل الشرایع، جلد ۱، صفحه ۱۸۹ / تفسير نورالثقلين، جلد ۲، صفحۀ۱۷۸
یک پاسخ
فقط حیدر کرار ، اخ الرسول ، زوج البتول ، روح الله – اذن الله – وجه الله – عین الله – سر الله – ذات الله ، اسدالله الغالب آقا جانم ابوتراب امیرالمومنین است.