واقعۀ صلح حدیبیه، یکی از نقاط عطف تاریخ اسلام محسوب میشود که تأثیرات گستردهای در گسترش دین اسلام داشت. در این میان، نقش امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) بهعنوان یکی از شخصیتهای کلیدی این رویداد، قابل توجه است.
براساس گزارشهای معتبر تاریخی امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در صلح حدیبیه ازسوی رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) مأمور نوشتن مفاد صلحنامه شد.
اعتراض مشرکان هنگام نوشتن قرارداد
امام صادق (علیهالسلام) در حدیثی پیرامون صلح حديبيه فرمودند: حفص بن احنف و سهيل بن عمرو نزد رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) برگشتند و گفتند: اى محمد! قريش شرط تو را دربارۀ آزاد بودن دين اسلام و مجبور نكردن كسى نسبت به دينش، پذيرفتند.
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) قلم و دوات خواست و اميرالمؤمنين (عليهالسلام) را برای نوشتن پیماننامه صدا زدند.
اميرالمؤمنين (عليهالسلام) نوشتند: «بسم الله الرحمن الرحيم»
سهيل بن عمرو گفت: ما خدایی به نام رحمان نمیشناسيم.
مانند پدرانت بنويس «باسمک اللهم» رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: بنويس «باسمک اللهم»؛ زيرا اين نيز يكى از نامهاى خداست.
اميرالمؤمنين (عليهالسلام) سپس نوشتند: اين عهدنامهاى است ميان محمد رسول خدا و سران قريش.
سهيل بن عمرو باز گفت: اگر ما قبول داشتيم تو رسول خدا هستى كه با تو نمىجنگيديم.
بنويس اين عهدنامهاى است ميان محمد بن عبدالله و قریش. اى محمد! آيا از نَسَب خود ننگ دارى؟ رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: من رسول خدا هستم، هر چند شما اقرار نكنيد. سپس فرمود: اى على! [آن را] پاک کن و بنویس: محمد بن عبدالله.
اميرالمؤمنين (عليهالسلام) عرض كردند: من هرگز نام شما را از نبوت پاک نمیكنم. رسول خدا خود با دست مبارکشان كلمۀ «رسولالله» را پاک کردند.
سپس امیرالمؤمنین (عليهالسلام) نوشتند: «اين صلحنامهاى است ميان محمد بن عبدالله و سران قريش و سهيل بن عمرو. اينان توافق كردند كه تا ده سال ميانشان جنگى صورت نگیرد، متعرض یکدیگر نشوند، دست به سرقت و غارت نزنند، قصد خيانت به موارد قرارداد و زير پا نهادن صلحنامه را در دل نپرورانند، هركه دوست داشته باشد با محمد همپيمان و همدين شود آزاد باشد و هركه دوست داشته باشد با قريش همپيمان و همآيين شود نيز آزاد باشد.
چنانچه از قريش كسى بدون اجازۀ ولى و سرپرستش به ياران محمد ملحق شد مسترد شود و اگر از ياران محمد كسى به قريش بپيوندد به او مسترد نشود. اسلام در مكه آشكار و آزاد باشد و افراد دربارۀ دينشان آزاد باشند و مورد آزار و تحقير قرار نگيرند.
محمد و يارانش امسال از ورود به مكه خوددارى كرده برگردند و سال آينده به مكه بيايند و سه روز در آنجا بمانند و جز شمشير غلاف شدهاى كه مسافر با خود دارد، جنگافزار ديگرى با خود به مكه نياورند.»
على بن ابىطالب اين قرارداد صلح را نوشت و مهاجران و انصار بر آن گواهی دادند.
سپس رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «اى على! تو از اینکه نام مرا از قيد نبوت پاک کنی خودداری نمودی. سوگند به آنکه مرا به حق پيامبر كرد، تو نيز با دردمندى و ناگزير، در برابر فرزندان اين جماعت به چنين چیزی تن خواهی داد...»
[سالها بعد] وقتی روز صفين فرا رسيد و طرفينِ جنگ به حکمیت رضايت دادند، اميرالمؤمنين (عليهالسلام) نوشتند: «اين توافقنامهاى است ميان امیرالمؤمنین على بن ابىطالب و معاوية بن ابىسفيان»
عمروعاص گفت: اگر ما قبول داشتيم تو اميرالمؤمنين هستى كه با تو نمىجنگيديم. پس بنويس: اين توافقنامهاى است ميان علی بن ابىطالب و معاوية بن ابىسفيان. در اين هنگام اميرالمؤمنين (عليهالسلام) فرمود: راست فرمود خدا و راست فرمود رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)؛ پیامبر خاتم اين موضوع را به من خبر داد آنگاه كه صلحنامۀ حدیبیه را نوشتم.(۱)
منبع
۱. تفسیر قمی، جلد ۲، صفحۀ ۳۱۲ / السیرة النبویه، جلد ۱، صفحۀ ۳۱۷ / الطبقات الکبری، جلد ۲، صفحۀ ۷۴