امام رضا (علیهالسلام) در دوران امامت خود، با تکیه بر قرآن و سنت، به تبیین جایگاه رفیع اهلبیت و بهویژه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) پرداختند. در این میان، سخنان ایشان دربارۀ فضایل قرآنی مولای متقیان و دلایل تاریخی عدم پذیرش ولایت ایشان، بصیرتی عمیق به مخاطبان میبخشد. این بیانات، گامی مهم در شناخت حقیقت امامت و ضرورت پیروی از ولایت الهی است.
ولادت حضرت امام رضا (علیهالسلام)
علی بن موسی بن جعفر(علیهالسلام) معروف به امام رضا (۱۴۸–۲۰۳ق) هشتمین امام مذهب شیعهٔ دوازدهامامی است. بنابه قول مشهور در ۱۱ذیالقعده ۱۴۸هجری قمری و در مدینه به دنیا آمدهاند. پدر آن حضرت امام موسی بن جعفر (علیهالسلام) و مادرشان نجمه خاتون بود.
نجمه خاتون، در مورد ولادت آن حضرت فرمود: «هنگامی که فرزندم رضا را به دنیا آوردم، پدرش امام موسی کاظم (علیهالسلام) به من فرمودند: او را بگیر و خوب نگهدار زیرا او بقیهالله در زمین است.» [۱]
علی جان من است
امام رضا (علیهالسلام)، در گفتوگو با مأمون و دانشمندان، دربارۀ برگزیده بودن عترت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «آیا میدانید معنای سخن خداوند که فرمود: «و أنفُسَنٰا و أنفُسَكُم» چیست؟
دانشمندان گفتند: مقصود از آن، خود پیامبر است.»
امام رضا (علیهالسلام) فرموند: «اشتباه کردید. منظور از آن، علی بن ابیطالب (علیهالسلام) است. سپس به سخن پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) استناد کردند که فرمودند: «بنیولیعه باید دست بردارند، وگرنه مردی را بهسوی آنها خواهم فرستاد که همانند جان من است.» که مقصودشان علی بن ابیطالب (علیهالسلام) بود. «پسران»، حسن و حسین (علیهماالسلام)، و منظور از «زنان»، حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) است. این، فضیلتی است که هیچکس در آن بر ایشان سبقت نمیگیرد و هیچ مخلوقی به آن نمیرسد، زیرا خداوند جان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را همانند جان خود پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) قرار داد.» [۲]
علت نپذیرفتن ولایت امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
امام رضا (علیهالسلام) علت رویگردانی برخی از مردم از ولایت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را کینههای دیرینۀ ناشی از جهادهای آن حضرت در راه خدا دانستند.
حسن بن فضال از امام رضا (علیهالسلام) پرسید: «چرا مردم با وجود آگاهی از جایگاه ویژۀ امیرمؤمنان (علیهالسلام) نزد پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، ایشان را رها کرده و بهسوی دیگران رفتند؟»
امام رضا (علیهالسلام) پاسخ دادند: «مردم، با اینکه فضایل امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را میدانستند، بهدلیل اینکه ایشان بسیاری از دشمنان خدا و پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) -از اجداد و پدران و برادران و عموها و خالوها و نزدیکان آنها- را به قتل رسانده بودند، کینۀ آن حضرت را در دل داشتند و نمیخواستند او بر آنها حکومت کند. اما دیگران چنین جهادی نکرده بودند و ازاینرو، مردم از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) روی گردانده و بهسوی آنان متمایل شدند.» [۳]
دشمنی یهود با مولای متقیان
امام رضا (علیهالسلام) برای بیان جایگاه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و چرایی مخالفتها با ایشان، به روایاتی از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و خود آن حضرت اشاره میکنند. این روایات، ریشههای تاریخی و عقیدتی دشمنیها با امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را آشکار میسازند.
امام رضا (علیهالسلام) از قول پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) نقل میکنند: «هیچیک از انصار با تو دشمنی نخواهد کرد، مگر اینکه ریشه و تبار او یهودی باشد.» [۴]
همچنین امام رضا (علیهالسلام) از امیرمؤمنان (علیهالسلام) نقل میکنند که فرمودند: «من به جنگ با ناکثین و قاسطین و مارقین مأمور شدهام.» [۵]
علم امیرمؤمنان (علیهالسلام) به زمان شهادت
حدیثی از امام رضا (علیهالسلام) دربارۀ شناخت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) از شهادت خویش و علم ایشان به قاتلشان نقل میشود. این حدیث، بر ارادۀ الهی و اختیار ایشان در پذیرش شهادت تأکید دارد.
حسن بن جهم از امام رضا (علیهالسلام) پرسید: «همانا امیرالمؤمنین (علیهالسلام) قاتل خود را شناخته بودند و میدانستند که در چه شبی و در چه مکانی به شهادت میرسند و چون نعرۀ مرغابیان را در خانه شنیدند، فرمودند: «اینها نعرهزنانی هستند که نوحهگرانی پشت سر دارند.»
و وقتی امکلثوم عرض کردند: «کاش امشب در خانه نماز بخوانید و برای نماز جماعت، دیگری را بفرستید ایشان نپذیرفتند و در آن شب بدون اسلحه در رفتوآمد بودند؛ درحالیکه میدانستند ابنملجم او را با شمشیر میکشد.»
امام رضا (علیهالسلام) در پاسخ فرمودند: «آنچه گفتی درست است؛ ولی خودشان اختیار فرمودند که در آن شب، مقدرات خدای عزوجل اجرا شود.» [۶]
منبع
[۱] شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۰، باب۳، ح۲؛ قندوزی حنفی سليمان بن ابراهيم، ينابيع المودة، ج۳، ص۱۶۶، باب۶۵.
[۲] عيون اخبارالرضا (عليهالسلام)، جلد۱، صفحۀ۲۲۸.
[۳] بحار الانوار، جلد۲۹، صفحۀ۴۸۰.
[۴] عيون اخبارالرضا (عليهالسلام)، جلد۲، صفحۀ۹۲.
[۵] عيون أخبارالرضا (عليهالسلام)، جلد۲، صفحۀ۹۳.
[۶] علل الشرائع، جلد١، صفحۀ١۵۵.