امام حسن عسکری (علیهالسلام) آخرین امامی هستند که در میان مردم حضور فیزیکی داشته و پس از ایشان امام زمان (ارواحنافداه) وارد دوران غیبت شدند؛ بنابراین دوران امامت ایشان پلی حساس و تعیینکننده برای انتقال مسند امامت به نسل بعدی و شکلدهی به مکتب شیعه در شرایط بسیار سخت و پیچیدۀ آن دوران بود. در این نوشتار به جایگاه و نقش کلیدی امام حسن عسکری در زمینهسازی دوران غیبت میپردازیم و در ادامه، سخنان ارزشمند یازدهمین نور ولایت را در باب امام الاولیا، حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) از پیش نظر خواهید گذراند.
شخصیت والای امام حسن عسکری (علیهالسلام)
امام حسن عسکری (علیهالسلام) در هشتم ربیعالاول سال ۲۶۰ قمری، در ۲۸سالگی در سامرا به شهادت رسید و در کنار مرقد پدرش آرام گرفت. مدفن آن دو به حرم امامین عسکریین (علیهماالسلام) مشهور است و از زیارتگاههای شیعیان در عراق به شمار میآید. ایشان کمترین دوران امامت را در میان ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) داشتهاند که تنها شش سال به طول انجامید، اما این کوتاهی مدت هرگز بیانگر کماهمیت بودن نقش آن حضرت نبوده است.
مورخان و تذکرهنویسان زندگانی حضرت، ایشان را داناترین فرد زمان خود معرفی کردهاند و بر این نکته اتفاق نظر دارند که ایشان نهتنها در احکام دین متخصص بود، بلکه در تمام علوم و در عرصههای مختلف دانش چه عقلی و چه نقلی یگانۀ عصر خود به شمار میرفت. «بختیشوع» پزشک مسیحی به شاگرد خود «بطریق» دربارۀ حضرت چنین میگوید: «بدان که او داناترین فرد روزگار ماست که بر زمین زندگی میکند »[۱]
دوران امامت این امام همام مقارن با اوج فشارهای سیاسی، اجتماعی و فکری بود. چنانکه ایشان نقش کلیدی در تثبیت مکتب تشیع، حفظ جان امام زمان (عجلاللهتعالیفرجه) و آمادهسازی جامعه برای دوران غیبت ایفا کرد و این دوره به لحاظ علمی، سیاسی و اجتماعی حساسترین مرحله از تاریخ شیعه محسوب میشود که بدون درایت و دانایی و رهبری امام حسن عسکری (علیهالسلام) امکان گذار موفق به دوران غیبت میسر نبود.
نقش بیبدیل یازدهمین امام شیعیان در آمادهسازی جامعه برای دوران غیبت
از جمله اقدامات مهم امام حسن عسکری (علیهالسلام)، در زمینهسازی غیبت امام زمان (ارواحنافداه)، طرح پیشاپیش مسئلۀ غیبت بود. ایشان در موارد متعددی، غیبت فرزندشان را که جانشین پس از خودشان محسوب میشد، خبر دادند.
با توجه به پیچیدگیها و ابهامات مربوط به تعیین امام در آن دوران، در سخنان و نامههای امام حسن عسکری (علیهالسلام)، به این آموزه برمیخوریم که زمین از حجت خالی نمیماند[۲] و اینکه اگر امامت با انقطاع روبهرو شود و اتصال آن مخدوش گردد، امور خداوند مختل خواهد شد.[۳] و حجت خدا بر روی زمین نعمتی است که خدا به مؤمنان داده و آنان را با این هدایت، اکرام کرده است.[۴] سخن گفتن امام حسن عسکری (علیهالسلام) با اصحاب خود از پسِ پرده و اینکه بیشتر فعالیتهای مربوط به امام، توسط وکیلان او انجام میگرفت از جملۀ این اقدامات است.[۵]
امام حسن عسکری (علیهالسلام)، برای مهیا نمودن ذهنیت مردم و خصوصاً شیعیان، دربارۀ امر غیبت، شیوۀ نهانسازی خود را بیش از آنچه در زندگی امام هادی (علیهالسلام) مورد توجه بود، به کار گرفت. ازاینرو، ایشان به جز ایامی که به دستور معتمد، برای دیدار وی از خانه بیرون میرفت و یا بهجهت مصالحی که در نظر داشت، به کسی اجازه ملاقات میداد، یا خود، شخصاً به دیدار آنها میرفت، دیدار و ملاقات دیگری با مردم نداشت. گاهاً امام حتی برای شیعیان خود ظاهر نمیشد و از پشت پرده، با آنان سخن میگفت.
از دیگر آموزههایی که به اقتضای فشارهای موجود بر شیعیان در آن عصر به تکرار در سخنان آن حضرت دیده میشود، دعوت به صبر و باور به فرج و انتظار برای آن است.[۶] همچنین در احادیث آن حضرت بر تنظیم روابط درونی جامعۀ شیعه و معاشرت با برادران دینی نیز تأکید ویژهای دیده میشود.[۷]
اقدامات امام حسن عسکری (علیهالسلام) برای حفاظت از امام زمان (ارواحنافداه)
یکی از عواملی که اوضاع سیاسی را برای امام عسکری (علیهالسلام) و شیعیان سختتر میکرد شهرت یافتنِ قیام امام دوازدهم (عجلاللهتعالیفرجه) بود. شیخ مفید دوران امامت امام عسکری (علیهالسلام) را روزگار سخت توصیف کرده است.[۸] وی معتقد است در مذهب امامیه آمدن امام منتظَر مشهور شده بود و خلیفه که میدانست شیعیان انتظار آمدن او را میکشند در جستجوی فرزند امام عسکری (علیهالسلام) بود و تلاش و کوشش بسیاری برای اطلاع یافتن از آن حضرت میکرد. به همین دلیل بود که امام عسکری (علیهالسلام) ولادت فرزندش را مخفی کرد.[۹]
با تولد امام زمان (ارواحنافداه)، یک سال پس از آغاز امامت امام حسن عسکری (علیهالسلام)، حضرت موظف شدند فرزند خویش را بهدلیل خطرات فراوان تنها به گروه محدودی از خواص معرفی کنند. یکی از این خواص، عثمان بن سعید بود که به عنوان وکیل امام یازدهم و نایب خاص امام زمان (عجلاللهتعالیفرجه) نقش مهمی در ارتباطات شیعیان داشت.
امام عسکری (علیهالسلام) برای حفظ شیعه و ادامۀ امامت نقش دوگانهای را بازی میکردند؛ از یک سو وجود امام زمان (ارواحنافداه) را از عوام شیعیان به خاطر رسیدن خبر به عباسیان و به خطر افتادن جان آن حضرت مخفی میکردند و از سوی دیگر به خواص شیعه این تولد را اعلام کردند و آنها به محضر حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجه) شرفیاب شدند و توانستند به صورت خصوصی و مخفیانه آن حضرت را زیارت کنند. شیخ صدوق این تشرفات شیعیان خاص، خدمت حضرت مهدی (ارواحنافداه) را در کتاب کمال الدین و تمام النعمه آوردهاند.
مطالبی که بیان شد نشان میدهد که امام حسن عسکری (علیهالسلام) چه نقش بینظیری در آماده کردن شیعیان برای دورۀ غیبت و حفظ و ادامه امامت داشتهاند.
سخنان گهربار امام حسن عسکری (علیهالسلام) راجعبه حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
احادیثی گرانقدر از حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) یا راجعبه ایشان را در بیان امام حسن عسکری (علیهالسلام)، از پیش نظر میگذرانید.
چه کسی از خدا میترسد؟
از امام حسن عسکری نقل شده است که روزی حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به مردى نگریستند و در چهرۀ او نشانۀ ترس دیدند. به او فرمودند: «در چه حالى؟» گفت: «از خدا مىترسم.» فرمودند: «اى بنده خدا! از گناهانت و از عدالت خدا دربارۀ ظلمهایى که به بندگان خدا کردهای بترس و خدا را در آنچه تو را موظّف نموده، پیروى کن و از او در آنچه صلاح تو در آن است، نافرمانی نکن. پس از آن، از خدا نترس؛ زیرا او به هیچکس ظلم نمیکند و هرگز کسى را بیش از استحقاقش مجازات نمیکند. مگر این که نگران عاقبت بد باشى، به اینکه سرنوشت، دگرگون شود و تغییر یابد. پس اگر خواستى از عاقبت بد در امان باشى، بدان هر خیری که به تو مىرسد، از لطف خدا و توفیق اوست و هر شری به تو مىرسد، به جهت مهلت دادن خدا به تو و بردبارىاش دربارۀ توست». [۱۰]
معرفی شیعیان حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
امام عسکرى (علیهالسلام): «شیعیان حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آنانند که باکشان نیست در راه خدا مرگ به سراغ آنان آید، یا آنان به پیشواز مرگ روند. شیعیان حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آنانند که برادرانشان را بر خود ترجیح مى دهند، هرچند خود نیازمند باشند و آنانند که خداوند ایشان را در آنجا که نهى کرده، نمىبیند و در آنجا که امر کرده، همیشه حاضر مىبیند. شیعیان حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آنانند که در گرامیداشت برادران مؤمن خویش به على (علیهالسلام) اقتدا مىکنند.»[۱۱]
شیعۀ واقعی دنبالهرو رفتار و کردار اهلبیت (علیهمالسلام)
امام عسکرى (علیهالسلام) روایت میکند؛ مردى به رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) عرض کرد: «فلان کس به ناموس همسایۀ خود نگاه مىکند و اگر دستش برسد از ارتکاب حرام هم ابایى ندارد». رسول خدا (صلىاللهعلیهوآله) عصبانى شد و فرمود: «او را نزد من بیاورید.» مرد دیگرى عرض کرد: «اى رسول خدا! او از شیعیان شماست و به دوستى شما و حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) اعتقاد دارد و از دشمنان شما دو تن، بیزارى مىجوید!» رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «نگو که او از شیعیان ماست؛ زیرا دروغ است: همانا شیعۀ ما کسى است که از ما دنبالهروى و از کردار ما پیروى کند.»[۱۲]
بهترین مردم بعد از ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) چه کسانی هستند؟
امام عسکرى (علیهالسلام) فرمودند: به حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) گفته شد بهترین مردم بعد از ائمه (علیهمالسلام) چه کسانى هستند؟ حضرت فرمود: «عالمانِ صالح.» عرض شد: بعد از ابلیس و فرعون و نمرود و بعد از کسانى که نام شما را روى خود میگذارند. بدترین خلق خدا چه کسانى هستند؟ فرمود: «عالمانِ فاسد، همانان که باطلها را آشکار مىسازند و حقایق را کتمان مىکنند.» [۱۳]
منابع
۱.بحار الانوار، ج ۵۰ ، ص ۲٫
۲.مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۰۹ق، ص۲۷۱
۳.شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۰ق، ص۲۲۲
۴.کشی، رجال کشی، ۱۳۴۸ش، ص۵۴۱
۵.پورسید آقایی و دیگران، تاریخ عصر غیبت، ۱۳۷۹ش، ص۱۶۸ـ۱۶۹.
۶.ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ۱۳۷۶ق، ج۳، ص۵۲۷
۷.ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ۱۳۷۶ق، ج۳، ص۵۲۶
۸.مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۳۶.
۹.مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۳۶.
۱۰.تفسیر امام حسن عسکرى (علیهالسلام)، ص265، ح133
۱۱.بحار الانوار : ۶۸/۱۶۲/۱۱
۱۲.تنبیه الخواطر : ۲/۱۰۵
۱۳.الاحتجاج : ۲/۵۱۳/۳۳۷