نظرسنجی از خدمات‌رسانی در ایام اربعین

نظرسنجی از خدمات‌رسانی در ایام اربعین

به‌منظور ارتقای کیفیت خدمات‌رسانی آستان مقدس علوی به زائران اربعین در سال‌های آینده، لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را در کادر زیر ثبت فرمایید.

آخرین جمله پیامبر

آخرین جملۀ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و اجازه گرفتن حضرت عزرائیل

شهادت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، در تاریخ ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری قمری در مدینه رخ داد.

گروهى از محدثان نقل مى‌‌‌کنند که آخرین جمله‌‌‌اى که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در آخرین لحظات زندگى خود فرمود، جملۀ «لا، مع الرفیق الأعلى» بوده است.

گویا فرشتۀ وحى ایشان را در موقع قبض روح، مخیر ساخته است که بهبودى یابد و بار دیگر به این جهان بازگردد و یا پیک الهى، روح شریفش را قبض بکند و به سراى دیگر بشتابد.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) با گفتن جملۀ «لا، مع الرفیق الأعلى»، به پیک الهى رسانیده است که مى‌‌خواهد به سراى دیگر بشتابد و با کسانى که در این آیه به آن‌‌ها اشاره شده، به سر ببرد.

آیۀ ۶۹ سوره نساء:

«فَأُولٰئِکَ مَعَ اَلَّذِینَ أَنْعَمَ اَللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنَ اَلنَّبِیِّینَ وَ اَلصِّدِّیقِینَ وَ اَلشُّهَدٰاءِ وَ اَلصّٰالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولٰئِکَ رَفِیقاً.

آنان با کسانى‌‌اند که خداوند به آن‌‌ها نعمت بخشیده است: از پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان و این‌‌ها چه نیکو دوستان و رفیقانى هستند.»

پیامبر این جمله را فرمود و دیدگان و لب‌‌هاى وى روى هم افتاد.

 

اجازه گرفتن حضرت عزرائیل برای قبض روح پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)

از ابن‌عباس روایت شده است که: «رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) هنگام بیماری لحظه‌ای بیهوش گردید، در آن هنگام در خانه کوبیده شد.

حضرت فاطمه (علیها‌السلام) فرمود: کیستی؟

کوبندۀ در گفت: مرد غریبی هستم، آمده‌ام از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) پرسشی کنم. آیا اجازه می‌دهید به محضرش برسم؟

حضرت فاطمه (علیها‌السلام) فرمود: بازگرد، خدا تو را بیامرزد. اکنون پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بیمار است.

آن شخص غریب رفت و پس از لحظه‌ای باز آمد و در خانه را کوبید و گفت: مرد غریبی است که از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) اجازۀ ورود می‌طلبد، آیا به غریبان اجازه ورود می‌دهید؟

در این هنگام رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به هوش آمد و فرمود: "فاطمه جان! آیا می‌دانی این شخص کیست؟ این کسی است که جمعیت‌ها را پراکنده می‌کند. این فرشتۀ مرگ (عزرائیل) است. به خدا سوگند قبل از من از کسی اجازه نگرفته و پس از من هم از احدی اجازه نمی‌گیرد. به خاطر مقام ارجمندی که در پیشگاه خداوند دارم، از من اجازه می‌طلبد، به او اجازۀ ورود بده."

حضرت فاطمه (علیها‌السلام) به او فرمود: "داخل شو، خدا تو را بیامرزد."

 عزرائیل مانند نسیم ملایمی وارد خانۀ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) شد و گفت: «السلام علی اهل بیت رسول الله؛ سلام بر خاندان رسول خدا»

خداوند متعال تو را سلام می‌رساند و فرمان داده است تا بی‌اجازۀ تو قبض روح نکنم.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: "از تو درخواستی دارم، منتظر بمان تا جبرئیل نیز حاضر شود."

در این هنگام جبرئیل به حضور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) رسید، حضرت فرمود: در چنین موقعیتی مرا تنها گذاشتی.

جبرئیل عرض کرد: بشارت باد که تو را مژده آورده‌ام.

حضرت پرسید: آن مژده کدام است؟

جبرئیل عرض کرد: آتش جهنم به مناسبت ورود تو به بهشت خاموش شده است و بهشت آراسته شده و حوریان سیاه چشم، صف در صف ایستاده‌اند و فرشتگان، قدوم روح تو را ستایش می‌گویند.

حضرت فرمود: چه نیکوست! آیا سخن دیگری دارید؟

جبرئیل عرض کرد: بهشت بر پیامبران، پیش از ورود تو حرام است.

حضرت فرمود: بشارت مرا افزون کن. عرض کرد: خداوند به تو آن داده که به هیچ پیامبری نداده است و آن حوض کوثر و مقام پسندیده و شفاعت امّت است که تنها مخصوص توست.

حضرت فرمود: از شنیدن این بشارت، دلم آرام شد و احساس رضایت می‌کنم. ای ملک الموت! نزدیک بیا و قبض روحم کن.»

 

 

منابع

  • اعلام الورى، ص  ۸۳
  • فروغ ابدیت، آیت الله جعفر سبحانی، ص ۹۴۰
  • محمدی اشتهاردی، محمد، سوگنامۀ آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله)،  قم، انتشارات ناصر، چاپ اول، 1379ش، ص18ـ19 به نقل از: قمی، عباس، الانوار البهیه، ص16ـ17 ؛ همو، کحل البصر، ص192.
  • اولیایی، سید نبی الدین، تاریخ انبیا (قصص قرآن)، با مقدمۀ دکتر خلخالی، سید کاظم، تهران، نشر محمد، چاپ سوم، 1364ش، ص720.

مطالب بیشتر

یک پاسخ

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *