درباره عید غدیر بسیار شنیدهایم و خواندهایم. اما گاه این شنیدهها و خواندهها یک سیر منطقی، ساده و روان نداشته است تا بتوانیم آن را بهراحتی به خاطر بسپاریم و آن را در ذهن خود مرور کنیم و اگر از ما خواستهاند بیشتر از این دربارۀ واقعۀ غدیر خم صحبت کنیم، به همین اکتفا میکنیم که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) پس از گزاردن حج، به دستور حق، مسلمانان را در منطقهای به نام غدیر جمعآوری فرمود و حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را جانشین خود و امیر مؤمنان انتخاب کردند.
ما که هر ساله در روز غدیر یکی از بزرگترین و مهمترین اعیاد اسلامی را جشن گرفته و پاس میداریم، سزا است که در خور شأن حضرت و آنچنان که شایستۀ این روز بزرگ است، دربارۀ آن بدانیم و بخوانیم و بگوییم. در این گزارش نگاهی گذرا به واقعۀ غدیر داریم و شناسنامهای مختصر و مجمل از این عید بزرگ پیش روی شما باز میکنیم.
غدیر به چه معناست؟
غدیر در لغت به معنای «آبگیر» است؛ به عبارت دقیقتر در زبان عرب به گودالی در بیابان که آب باران در آن گرد آید، غدیر گویند. در میانۀ دو شهر بزرگ مکه و مدینه، محلی است به نام «جُحفه» که در زمان پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) کاروانیان حج از آنجا عبور میکردند. جحفه یکی از پنج میقاتی است که مسلمانان در مسیر حج عمره در آن مُحرِم میشدند. امروزه نیز جحفه یکی از دو میقاتی است که ایرانیان در آن احرام میبندند. آبگیر غدیر در منطقۀ جحفه قرار داد. اما علت نامگذاری این غدیر به خم، آن است که آبگیر آنجا به شکل خُمِ رنگرزان بوده و برخی قبایل صحرایی، گاه جامههای رنگکردۀ خود را در این آبگیر شستشو میدادند.
پیش زمینۀ غدیر چه بود؟ چه تعداد از مسلمانان با پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به حج آمدند؟
ذیالقعدۀ سال ۱۰ هجری قمری است و پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) تصمیم میگیرند به حج بروند؛ حجی که به «حجة الوداع» مشهور و معروف شد، چرا که آخرین حج پیامبر خدا بود. رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) در منا و اواسط ایام تشریق، یعنی سه روز بعد از قربان، بود که اعلام کردند این آخرین حج من است. ایشان روز بیست و چهار ذیالحجه رو به مردم فرمودند: «ای مردم! مناسک حج را از من بیاموزید که شاید دیگر مرا نبینید». خبر آخرین حج پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) که به گوش دیگر مسلمانان رسید، فوج فوج خودشان را به ایشان رساندند. بعضی روایات همراهان پیامبر در این حج را بین ۹۰ هزار تا ۱۲۴ هزار نفر میدانند که برای آن روزگار جمعیتی بسیار زیاد است. میگویند حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در آن زمان برای تبلیغ اسلام در یمن حضور داشت و بلافاصله پس از اطلاع دربارۀ آخرین حج پیامبر خاتم، پیش از شروع مناسک خود را به ایشان رسانید.
تاریخ عید غدیر چه روزی است؟
در مورد تاریخ غدیر تقریبا اختلافی بین منابع نیست. بر اساس بسیاری از منابع اهل سنت و شیعه، یکشنبه هجدهم ذیالحجۀ سال ۱۰ هجری قمری، روزی است که مسلمانان در بازگشت از سفر حج، و در ناحیۀ غدیر خم توقف کرده و گوش به سخنان پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) سپردند. اینکه این گردهمایی در چه ساعتی از روز روی داده است به صورت دقیق مشخص نیست، اما شیخ طبرسی در گزارشی دربارۀ زمان دستور الهی برای اعلام جانشینی حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) مینویسد: «جبریل زمانی که پنج ساعت از روز گذشته بود بر پیامبر نازل شده». فتال نیشابوری نیز در گزارشی مینویسد: «پنج ساعت از روز گذشته بود که جبرئیل پیام ابلاغ رسالت را برای پیامبر آورد». این یعنی حوالی ظهر، زیر باران آفتاب و در گرمای سوزان غدیر، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) دستور الهی را به جان شنیده و دستور فرموده است: «آنانی که پیشاپیش حرکت میکنند، به محل غدیر بازگردند و کسانی که عقب ماندهاند، به کاروان در غدیر خم، ملحق شوند.»
اما چند نفر در غدیر جمع شدند؟ آیا همه مسلمانان در غدیر خم حضور داشتند؟
محور و هستۀ اصلی حاضران در غدیر، اهالی مدینه و بقیه از قبایل اطراف مدینه و احتمالا قبایل شمالی نجد بودهاند. بر اساس جمعیتی که برای مدینه ذکر شده، معلوم میشود که مدینه ظرفیت فرستادن حدود پنج هزار نفر را به مکه داشته است؛ از این رو با تمسک به روایتی در تفسیر عیاشی از امام صادق (علیهالسلام) تعداد حاضرین در غدیر ۱۰ هزار نفر دانسته شده است. بر اساس گزارش «جامع الاخبار»، به این نتیجه میرسیم که حدود پنج هزار نفر از اهالی مدینه و جمعیتی به همین قریب از قبایل اطراف در غدیر حاضر بودهاند.
پس میتوان با اطمینان بسیاری به این نتیجه رسید که حداقل ۱۰ هزار نفر از مسلمانانی که در حج حضور داشتند، در غدیر خم نیز حاضر بودند. آنچه مهمتر از تعداد حاضران در واقعۀ غدیر است، حضور چهرههای شاخص مکه و مدینه و بزرگان صدر اسلام در این واقعه است. شخصیتهایی که خود بعد از خطبۀ پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به مبارک باد حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) رفتند، اما بعدها خدعهای دیگر چیدند و نقشهای دیگر کشیدند!

در روز غدیر چه آیهای بر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نازل شد؟
حال که جمعیت مسلمانان در گروههای کوچک و بزرگ از سراسر سرزمینهای اسلامی به سمت مکه روان شده، در کنار پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به حج پرداخته و در حال بازگشت از سفر مکه هستند، پیش از آنکه اهالی شام، مصر و عراق از جمع حاجیان شده و بین مسلمانان فاصله بیفتد، دستور پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) کاروان به کاروان و گوش به گوش، به گوش میرسد: «آنانی که پیشاپیش حرکت میکنند، به محل غدیر بازگردند و کسانی که عقب ماندهاند در غدیر خم، به کاروان ملحق شوند.»
چه شده است؟ همهمهای برپا شده. جمع حاجیان، مهاجر و انصار، مسلمانان قدیم و جدید، همه چشمانتظار و با گوشها و چشمهای جستجوگر، در پی آناند که چرا پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) آنان را در این گرمای جانسوز متوقف کرده و به جاماندهها و پیشرفتهها دستور داده در غدیر خم به او بپیوندند. اما آیا پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) جز به اذن پروردگار دستور میدهد؟ به پیش میراند و متوقف میکند؟ امر میکند و نهی میکند؟
فرمان الهی نازل شده است: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ، پیامبر! آنچه را از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شد، ابلاغ کن و اگر چنین نکنی، پیامش را نرساندهای».
آن رسالت چیست؟ چه امر مهم و خطیری است که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) دستور به توقف داده؟ چه آیهای نازل شده که قریب به هزاران هزار حاجی و مسلمان را در غدیر خم نگاه داشته است؟
حضرت علی بن ابیطالب (علیهالسلام) در روز غدیر چند سال داشتند؟
روز غدیر در سال دهم هجرت اتفاق افتاده است. با توجه به اینکه در سال تولد حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) اختلاف نظر وجود دارد. تعیین سن آن حضرت در آن روز، بسته به آن است که کدام نقل دربارت ولادت حضرت را بپذیریم. نظریۀ مشهور مورخان در مورد ولادت مولای متقیان این است که آن حضرت در سال سی ام عام الفیل یعنی ده سال قبل از بعثت پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) متولد شدند. بنابراین، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در روز غدیر ۳۳ سال داشتند. نظریۀ دیگر این است که ایشان ۱۲ سال قبل از بعثت متولد شدند؛ در این صورت سن امام در روز غدیر ۳۵ سال بود.
رسالت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در روز غدیر چه بود؟ در غدیر چه گذشت؟
حال که مسلمانان خود را به غدیر خم رساندهاند، زمان آن است که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) لب بگشایند و راز این گردهمایی تاریخی را بیان کنند. مسلمانان زیر گرمای طاقتسوز خورشید، اما خنک از وجود مطهر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و یاران او، هر یک گوشهای نشسته با ایستاده، چشم بر لبهای پیامبر خاتم دوختهاند.
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نیز بی تاب از رسالتی که بر دوش دارد، در انتظار لحظات موعود است. به دلیل گرمای هوا، منبر سایهبان داری برای پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) ساختهاند. ایشان آرام آرام، با آرامشی آسمانی و اطمینانی قلبی و وجودی مالامال از عمل به تکلیف الهی بر بالای منبر رفته و شروع به ایراد خطبه میکنند: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فی تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی اَرْکانِهِ». خدا را سپاس میگویند و شکر میکنند.
خطبۀ غدیر؛ شهادت به یگانگی خدا، اقرار به بندگی خدا و بیان رسالت الهی فراز اول خطبه تمام شده و فراز دوم آن شروع میشود:
«وَأُقِرُّلَهُ عَلی نَفْسی بِالْعُبُودِیَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، وَأُؤَدّی ما أَوْحی بِهِ إِلَی حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بی مِنْهُ قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّی أَحَدٌ ». اقرار میکنند به بندگی خود و میفرمایند: «لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ. لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنی أَنِّی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَی فی حَقِّ عَلِی فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لی تَبارَکَ وَتَعالَی الْعِصْمَةَ مِنَ النّاسِ وَ هُوَالله الْکافِی الْکَریمُ» نیست خدایی جز او. زیرا خداوند به من اعلام فرموده که اگر آنچه در حق "على" بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرساندهام، و برای من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا کفایتکننده و کریم است.
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) بر بالای منبر گویا که حاصل یک عمر جهاد و مبارزه و تبلیغ و عبادت و عبودیت و رسالت خود را در انجام آخرین تکلیف الهی میبینند؛ پس از علیبنابیطالب (علیهالسلام) میگویند و فرمان الهی برای جانشینی امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به جای خود را به گوش همگان میرسانند. کلمات و جملات پشت سر هم در صحرای غدیر طنینانداز میشود. مسلمانان کمتر و شاید هیچگاه پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را به این جدیت ندیده بودند که امروز ایشان را در معرفی امیر مؤمنان علی (علیهالسلام) میبینند. هرچه میگویند گوشها تشنهتر و گویا خود پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نیز برای گفتن از حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) مشتاقتر هستند.
تا آنکه خطبه تمام میشود.
«من كنت مولاه فهذا على مولاه...»
بعد از آن است که حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را فرا میخوانند و دست حضرت را به دست میگیرند. بعد، از حجاج میپرسند: «ای مردم آیا من از خود شما به ولایت و سرپرستی شما سزاوارتر نیستم؟» مردم پاسخ دادند: «آری، ای رسول خدا». پیامبر (صلواتاللهعلیه) میفرمایند: «خداوند ولی من است و من ولی مؤمنینم، و من به ولایت و سرپرستی شما، از خود شما سزاوارترم». سپس حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآله) به بلندای تاریخ فریاد میزنند: «من کنت مولاه فهذا على مولاه، هر کس که من مولای او هستم، از این پس "علی" مولای اوست». سه بار این جمله را تکرار میکنند. در برخی روایات ادامه میدهند «خداوندا ! دوست بدار و سرپرستی کن هر کسی را که "علی" را دوست دارد و او را مولای خود بداند، و دشمن بدار هر کسی را که او را دشمن میدارد، و یاری نما هر کسی را که او را یاری مینماید، و به حال خود رها کن هر کس را که او را وا میگذارد».
سپس خطاب به مردم میفرمایند: «حاضران این پیام را به غایبان برسانند.»
برگرفته از «خم خانه»؛ ویژهنامه آستان مقدس علوی برای عید غدیر