شب نوزدهم ماه رمضان به پایان رسید، امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، رفته رفته آمادۀ رفتن به مسجد برای اقامۀ نماز شدند.
حضرت پس از ورود به مسجد کوفه، در تاریکی چند رکعت نماز خوانده، مشغول تعقیبات نماز شدند. پساز آن به پشت بام مسجد رفت و ندای اذان سر داد و خفتگان در مسجد را بیدار نمود. سپس آرام آرام نزدیک محراب شد و با حضور قلب مشغول نماز شدند.
ابنملجم مرادی در نقشۀ خائنانهاش تصمیم گرفته بود تا آن حضرت را به هنگام برخاستن از رکوع و یا سر برداشتن از سجده هدف گیرد.
هنگامی که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) سر از سجده برداشت، آن ملعون با شمشیر زهرآلودش، فرق مولایمان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را شکافت.
امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) با صورت به محراب افتاد درحالی که زمزمهکنان میگفت:
«بسمالله و بالله وعلی ملة رسولالله: فزت و رب الکعبه»
به پروردگار کعبه رستگار و کامیاب شدم.
شعری در وصف لحظۀ ضربت خوردن امیرالمؤمنین (علیهالسلام):
شده نزدیکتر از قبل، شهادت به علی
اقتدا کرده به همراه جماعت به علی
با سر تیغ جدا کردنشان دشوار است
بس که چسبیده در این لحظه عبادت به علی
فرق شمشیر عرب با همه در یک چیز است
به عقب خم شده از شرم اصابت به علی...
درد اینجاست که در دست دگر خنجر داشت
هرکه آمد بدهد دست رفاقت به علی...
روزگاری همه از تیغ دو دم میگفتند
افتخارش به عرب ماند، جراحت به علی!
کاسۀ شیری و دستان یتیمی لرزان
این خبر را برسانید سلامت به علی
محمدحسین ملکیان