نظرسنجی از خدمات‌رسانی در ایام اربعین

نظرسنجی از خدمات‌رسانی در ایام اربعین

به‌منظور ارتقای کیفیت خدمات‌رسانی آستان مقدس علوی به زائران اربعین در سال‌های آینده، لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را در کادر زیر ثبت فرمایید.

ساده‌زیستی اميرالمؤمنین

جملۀ تأمل‌برانگیز حضرت امیر، درست است که راضی باشم به من امیرالمؤمنین بگویند

درست است که راضی باشم به من اميرالمؤمنین بگویند، درحالی‌که در سختى‌هاى روزگار با آنان شریک نباشم يا در تلخى‌‏هاى زندگى الگویشان نباشم.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) مانع خوشی‌ها و لذت‌های دیگران نمی‌شدند، اگرچه خود از آن‌ها دوری می‌کردند. ایشان همواره دیگران را بر خود مقدم می‌شمردند.
امام باقر (علیه‌السلام) دربارۀ این ویژگی‌ اخلاقی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) به مردم نان گندم و گوشت می‌داد تا بخورند و خود به منزل می‌آمد و نان جو و روغن می‌خورد.»

تاریخ نمونه‌های بسیاری از این ویژگی‌‌ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) روایت کرده است:

– امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند‌: «نفس خود را با ایمان و تقوی ریاضت می‌دهم تا در روز ترس بزرگ، یعنی قیامت در امان باشد و بر لبۀ پرتگاه‌ها، ثابت و استوار بماند. اگر می‌خواستم می ‏توانستم، به راه عسل مصفّا، مغز این گندم، و بافته‏‌هاى ابریشم دست یابم، اما هیهات که هواى نفسم بر من غلبه کند، و حرص مرا به انتخاب غذا وادار نماید، درحالى‌که شاید در حجاز یا یمامه کسى باشد که قرص نانی نداشته باشد و سیری شکم نداند که چیست یا آنکه با شکم سیر بخوابم، درحالى‌که اطرافم شکم‌هاى گرسنه و جگرهایی سوخته باشد، یا چنان باشم که گفته‌اند:

مبادا شبی را به شکم‌بارگی بگذرانی

و اطرافت جگرهایی در حسرت آه بکشند

درست است که راضی باشم به من امیرالمؤمنین بگویند، درحالی‌که در سختى‌هاى روزگار با آنان شریک نباشم یا در تلخى‌‏هاى زندگى الگویشان نباشم.»

– امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به بازار بزازان آمدند، با مرد تنومندی مواجه شدند و فرمودند: «فلانی، آیا دو پیرهن به قیمت پنج درهم داری؟» مرد برخاست و گفت: «آری امیرالمؤمنین.»
همین که مرد حضرت را شناخت، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) آنجا را ترک کردند و مقابل نوجوانی ایستادند و فرمودند: «آیا دو پیراهن به قیمت پنج درهم داری؟»
نوجوان گفت: «بله، دو پیرهن دارم که یکی از دیگری ارزان‌تر است، یکی سه درهم و دیگری دو درهم.»
امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود: «پیراهن سه درهمی را تو بردار»، قنبر که چنین دید، پیش آمد و گفت: «یا امیرالمؤمنین، این شایستۀ شماست که به منبر می‌روید و برای مردم خطبه می‌خوانید.»
امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «ای قنبر، تو جوانی با آرزوهای جوانی و من از خدای خود می‌خواهم که بهتر از تو مرا بپوشاند.»[۱]

 

منبع

۱. الغارات لإبراهیم الثقفی، ج۱، ص۱۰۶.

مطالب بیشتر

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *