سيد عبدالكريم بن طاووس در کتاب «فرحة الغري» میگوید: «اگر زائران و بانیان مرقد مطهر، و مقربان به خدا با مدد از این مقبر| شریف را ذکر گوییم، قطعاً به درازا خواهد کشید، چرا که پادشاهان، ملوک، بزرگان، وزیران، ادباء، قضاة، فقهاء، علماء و محدثین بزرگی در میاناند.»[۱]
در اینجا لازم است یاد آور شویم متوکل عباسی (لعنهالله) در سال ۲۳۶ه.ق/۸۵۰م دستور تخریب قبور امیرالمؤمنین و اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) را صادر کرد و شیعیان را از زیارت این حرمین باز داشت. این مصیبت پایان نپذیرفت تا اینکه در سال ۲۴۷ه.ق/۸۶۱م توسط فرزندش المنتصر کشته شد و او قدرت را در دست گرفت و از محدودیتهای شیعیان کم کرد.
مسعودی در تاریخ خود، مروج الذهب میگوید : «خاندان ابی طالب قبل از منتصر در رنج و سختی گرفتار بودند و بر جانشان ترس داشتند و از زیارت قبر امام حسین (علیهالسلام) و نجف از حوالی کوفه منع شدند و اینچنین نیز سایر شیعیانش نیز از حضور در این مکانها منع شدند. زیرا این امر به دستور متوکل در سال ۲۳۶ه.ق صورت گرفته بود.
اما شرایط به این صورت باقی ماند تا اینکه منتصر به خلافت رسید و مردم در امان شدند و دستور داد که از خاندان ابی طالب دست برداشته شود و به تعقیب آنان نپردازند و کسی مانع زیارت قبر امام حسین و دیگر قبور آل ابی طالب (علیهمالسلام) نشود. همچنین دستور داد فدک به فرزندان حسین بازگردانده شود و سایر موقوفات خاندان ابی طالب آزاد شود و تعرض و آزار شیعیان و پیروان آنان را کنار گذاشت.»[۲]
در این زمینه لازم به ذکر است که محدودیتهای علویان و شیعیان آنها، پس از دورۀ شش ماهۀ حکومت منتصر و با مرگ او مجددا برگشت. ضریح مرقد که توسط متوکل تخریب شده بود، هیچگاه مرمت نشد، بلکه تنها اطراف آن را سنگفرش کردند. آنچه مؤید این مطلب است، روایت مهمی است که سید ابن طاووس با سند خود از محمد بن علی بن دحیم شیبانی ذکر کرده است که میگوید: «در سال دویست و شصت و اندی، درحالیکه نوجوانی خردسال بودم به همراه پدرم علی بن دحیم و عمویم حسین بن دحیم و جماعتی دیگر، مخفیانه به غری، برای زیارت قبر مولایمان امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیهالسلام) رفتیم و چون به قبر رسیدیم مشاهده کردیم در آن روزگار قبر با سنگهایی احاطه شده بود و هیچ بنایی غیر از ستون خمیده در اطراف آن نبود.»[۳]
همچنین علامه مجلسی(ره) این روایت مهم را در بحارالانوار چنین آورده است : «هنگامی که به قبر رسیدیم در آن روزگار دور قبر با سنگهای سیاه پوشیده شده بود و در اطرف هیچ ساختمانی نبود.»[۴]
همانطور که قبلا بیان کردیم این شرایط ادامه پیدا کرد تا اینکه داود عباسی در سال ۲۷۳ه.ق/۸۸۶م به دنبال حادثۀ نبش قبر و ظهور کرامت، صندوقی (جعبه، ضریح) چوبی بر قبر شریف قرار داد. این صندوق به مدت ده سال مقابل شرایط مختلف آبوهوایی باقی ماند تا اینکه سید محمد بن زید داعی حسنی اولین بنای مرقد جدش امام متقیان امیرالمومنین علی (علیهالسلام) را ایجاد کرد. بهاینترتیب بناهایی که بر قبر مطهر ساخته شدهاند را بر اساس ادوار تاریخی بررسی میکنیم که به شرح زیر میباشد:
بنای ملك محمد بن زيد داعی حسنی
در سال ۲۸۳ه.ق/۸۹۶م حاکم طبرستان سید محمد بن زید داعی حسنی دستور داد برای قبر مطهر علوی حرم و گنبدی ساخته شود که توسط قلعهای با هفتاد ایوان برای خدمت به زائرین و مجاورین احاطه میشد. همچنین اموالی از طبرستان برای بازسازی عتبات عالیات در نجف، کربلا و مدینه منوره فرستاد.
سید ابن طاووس چنین آورده است: «او مرقد شریف الغروی را در دوران معتضد بنا کرد و در جنگ اصحاب سلطان کشته شد و در گرگان دفن شد، چنانکه در المشجره یاد شده است.»[۵]
امام جعفر صادق (علیهالسلام) در یکی از زیارات پنهان خود به همراه فرات بن احنف او را از این حرم باخبر نموده و بر بالای قبر ایستاده و فرمودند: «بهراستی که اینجا قبر امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است. روزها نمیگذرد مگر اینکه خداوند مردی را که با شهادت خود آزمایش شده برمیانگیزد و بر این قبر قلعهای با هفتاد ایوان میسازد.
حبیب بن حسین میگوید : «این حدیث را قبل از آنکه بنایی در محل ساخته شود شنیدم. سپس محمد بن زید آن را آشکار کرد و بر آن حرمی ساخت و روزها نگذشت مگر اینکه محمد با شهادتش امتحان شد.»[۶]
علامه شیخ محمد السماوی در قصیدۀ خود، «عنوان الشراف فی وشی النجف» از زبان راوی چنین آورده است:
وقد سمعـتُ انـّه قد خطبا *** فيـها وقال ستكون قُطْبـا
وسوف يبنيها فتى من ولدي *** ويُعقـد السور عليها بعدي
سبعين طاقـاً دائراً عليـها *** وسوف تقصد الورى إليهـا[۷]
(شنیدم که چنین در این خصوص خطابه کرد و گفت: این (بنا) قطب عالم خواهد بود
جوانی از فرزندان من آن را بنا خواهد کرد و پس از من دیوارهای آن را بالا خواهد برد
و هفتاد طاق بر بلندای آن خواهد ساخت که محلی باشد برای گرد هم آیی مردم و زیارت زائران)
بنای داعی حسنی سرآغاز شهرسازی نجف اشرف و گسترش آن به شمار میرود که از آن پس سکونت و تدفین در جوار ضریح مطهر علوی آغاز شد.
بنای امير عبدالله بن حمدان حمدانی
آن بنای والی موصل امیر ابوالهیجاء عبدالله بن حمدان حمدانی متوفی ۳۱۷ه.ق میباشد.
إدريسی در كتاب خود «نزهة المشتاق في اختراق الآفاق» میگوید: «و در شش فرسخی کوفه گنبد بزرگی است با ستونهای بلند و درهای بسته از هر طرف که با پرده هایی فاخر پوشانده شده و زمین آن با حصیرهای سامانی فرش شده و یاد آور میشود که قبر علی بن ابیطالب (علیهالسلام) آنجا قرار دارد و اطراف حرم قبرستان آل ابی طالب نیست و این گنبد توسط ابوالهیجاء عبدالله بن حمدان در دولت عباسیان ساخته شد و پیش از این در دولت بنی امیه پنهان بود.»[۸]
پروفسور صلاح الفرطوسی تاریخ ساخت این بنا را در سال ۳۱۱ه.ق عنوان میکند و میگوید: «هیچیک از محققان بر تاریخ مشخصی برای این بنا اتفاق نظر ندارند و من گمان میکنم در سال ۳۱۱ه.ق/ ۹۲۳م باشد.
هنگامی که ابوالهیجاء در سال ۱۱۳۰م به نیابت از خلیفه مکلف به انجام حج شد و تصمیم به گزاردن حج گرفت، حتماً به رسم حجاج عراقی در کوفه توقف کرده و به زیارت قبر امیرالمؤمنین (علیهالسلام) پرداخته و آنجا دستور بازسازی آن را داده، سپس به حج رفته است…»[۹]
بنای امیر عمر بن يحيی علوی
عمر بن یحیی علوی والی کوفه در سال ۳۳۸ه.ق/۴۹۴م حرمی جدید و گنبدی بزرگ بر فراز مرقد مقدس علوی ساخت. شيخ محمد حسين حرزالدين در کتاب تاريخ نجف الاشراف از عمربن یحی علوی چنين میگويد: «خداوند او را با دو فضیلت متمایز کرد. فضیلت ساختن گنبد جدش امیرالمؤمنین (علیهالسلام) از خالص اموالش و استرداد حجرالاسود به جای خود. بهاينجهت که شریف ابوعلی عمر بن یحیی علوی در سال ۳۳۹ه.ق میان خلیفه المطیع لله و قرمطیان وساطت کرد تا اینکه برای برگرداندن حجرالاسود موافقت کردند و قبل از بازگرداندن آن به بیتاللهالحرام آن را به کوفه آوردند و بر هفتمین ستون از ستونهای مسجد آویختند و این تائیدی است بر آگاهی امیرالمؤمنین (علیهالسلام) از عالم غیب.»[۱۰]
بنای سلطان عضد الدولة بویهی
سلطان عضدالدوله بویهی والی بغداد در سال ۳۶۶ه.ق/۹۷۶م همزمان با الطائع خلیفه عباسی بنای قبلی را تخریب و بنای مجلل جدیدی با گنبدی سفید بر قبر مطهر احداث کرد و دیوارهای حرم را با چوب ساج کندهکاریشده پوشانید.
و چون در سال ۳۷۲ه.ق وفات یافت – بنا بر وصیتش – در ایوان شرقی حرم مطهر زیر پا به خاک سپرده شد. دمیری میگوید : «زمانی که مرد، مرگ او را پنهان کردند و در دارالحکومۀ بغداد به خاک سپردند تا اینکه مرگش آشکار شد و او را از قبر بیرون آوردند و به حرم امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیهالسلام) بردند و در آنجا دفن کردند و عضدالدوله بود که قبل از مرگش حرم را ساخت.»[۱۱]
شيخ محمد حسين حرزالدين در تاریخ خود میگوید: «عضدالدوله مقابل ایوان مهمانخانهای برپا کرد و برای رفع حاجات مردم مؤدبانه مینشست و در این مهمانخانه و زیر رواق، مراسماتی با حضور حاکمان، بزرگان و علما برپا شد و اینجا بود که شاعر معروف حسین بن حجاج، شعر معروف فائیه خود را خواند. بنایی ایجاد کرد شامل تعدادی اتاق و ایوان و مهمانخانه بود و زائرین را تا سه روز غذا مهمان میکرد و جیرهبندی میکرد و میان کسانی که قصد سکونت و زندگی در همسایگی حرم را داشتند هدایایی میبخشید.»[۱۲]
ابن بطوطه در سفرنامۀ معروف خود شرحی از بنای عضدالدوله بویهی به هنگام زیارت نجف در سال ۷۲۶ه.ق/۱۳۲۵م به ما میدهد و میگوید: «.. سپس در مورد این آستان، جایی که ادعا میکنند قبر امیرالمومنین علی (علیهالسلام) است و در مقابل آن مدارس و زاویهها و خانقاههایی با بهترین معماری وجود دارد که دیوارهایش با کاشیهایی شبیه زلیج خودمان اما روشنتر و خوشرنگتر پوشیده شده است.
در آستانه به مدرسه بزرگى باز مىشود، كه در آن مدرسه، طلاب و عرفاء و پارسايان شيعه سكونت دارند. هر كسى كه به آن مدرسه مقدّسه وارد گردد، تا سه روز مهمان است و با نان و گوشت و خرما، در هر روز دو بار پذيرائى مىشود. و از اين مدرسۀ علميّه درى به طرف حرم گشوده مىشود كه در كنار آن در، دربانان و خدّام حرم و مقامات توليت آستانه حضور دارند. هنگامى كه زيارتكننده وارد حرم مىگردد، يكى از آن مقامات -يا همۀ آنها به تناسب زائران بسيار- به پيش مىآيند و نزدیک در مىايستند، و اذن دخول براى زائر مىطلبند و میگویند به امر شما اى امير مؤمنان (علیهالسلام)، اين بندۀ ناتوان اجازه مىخواهد تا به حرم ارجمند و مقدّس شما وارد گردد. اگر اجازه مىفرمائيد كه وارد گردد، وگرنه مراجعت نمايد. اگر او شايستگى براى ورود به اين حرم شريف را ندارد، ولى شما اهل كرم و گذشت و پردهپوشى هستيد.
سپس به زائر دستور مىدهند آستانه را كه از نقره است ببوسد. همچنين دو سمت چهارچوب در را ببوسد، و سپس زائر وارد حرم كنار ضريح مىشود. حرم مطهّر با انواع قالىهاى ابريشمى و غيره فرش شده، و قنديلهاى طلا و نقرۀ بزرگ و كوچك آويخته شده است، و در وسط قبه، ضريح چهارگوشى قرار دارد كه پوشيده از چوب است، و بر بالاى آن ورقهاى طلایی حکاکی شده و محكم با ميخهاى نقرهاى كوبيده شده كه روى همۀ چوب را به گونهای پوشیده كه چيزى از چوب پيدا نيست. ارتفاع ضريح كمتر از قامت انسان است، و در آن ضريح سه قبر وجود دارد كه معتقدند يكى از آنها قبر آدم (علیهالسلام) و دومی قبر نوح (علیهالسلام) و سومی قبر امیرالمومنین على (علیهالسلام) است.
و بين اين قبرها طشتهاى طلا و نقره وجود دارد كه در ميان آنها گلاب و مشك و انواع عطرها ريخته شده، كه زائر دست خود را در آن فرو برده، و چهرهاش را به عنوان تبرّک خوشبو مىكند. آن قبۀ مطهر، در ديگرى دارد كه چهارچوبش از نقره است، و پردههاى حرير رنگارنگ بر آن آويخته شده است، و اين در، به مسجدى گشوده مىشود كه آن مسجد به فرشهاى زيبا مفروش شده، و ديوارها و سقف آن به پردههاى حرير پوشيده شده است. اين مسجد، چهار در دارد كه آستانۀ آنها از نقره است، و پردههاى حرير بر روى آنها آويخته شده است. مردم اين شهر (نجف اشرف) همگى رافضى (شيعه) هستند.»[۱۳]
بنای ایلخانی
حرم علوی که توسط عضدالدوله بنا نهاده شده بود برای دورهای طولانی باقی ماند تا اینکه در سال ۷۵۵ه.ق در آتش سوخت که به نظر میرسد عامل آتش سوزی، سوختن پردههای ابریشمی توسط شعلۀ شمع بود که دیوارهای حرم مطهر را در آن زمان میپوشاندند و منجر به ویرانی کل بنا شد. در آنزمان امیر حسن بن نویان جلایری از خاندان ایلخانی که بر عراق حاکم بودند، در سال ۷۵۵ه.ق/۱۳۵۴م دست به بازسازی حرم زد که این کار به مدت پنج سال ادامه پیدا کرد. تا اینکه بنای جدید، در دوران حاکمیت فرزندش امیر اویس جلایری، در سال ۷۶۰ه.ق/۱۳۵۸م به پایان رسید، زیرا شیخ حسن جلایری در سال ۷۵۷ه.ق در بغداد درگذشت و پیکر او به نجف منتقل شد و در قبرستان ایلخانیان در حرم مطهر به خاک سپرده شد.
شیخ جعفر محبوبه میگوید: «معتقدم از پیگیری احوالات و بناهایی که از دوره ایلخانان از قبیل مدارس، مساجد، رباطها و قناتهای نجف و غیره یافت میشود، چنین برمیآید که این بنا نیز کار ایلخانان میباشد. آثار گرانقدری برای شیخ حسن در نجف و کربلا میباشد، به همین جهت معتقدیم که این معماری متعلق به آنها بوده و در زمان ایلخانی ساخته شده است.»[۱۴]
بنای صفوی
و آن معماری باشکوه فعلی حرم مطهر علوی میباشد که به دستور شاه عباس اول صفوی در سال ۱۰۲۳ه.ق/۱۶۱۴م به جای بنای ایلخانی ساخته شد. مورخ مشهور سید حسین براقی متوفی به سال ۱۳۳۲ه.ق در کتاب الیتمة الغریویه و التحفه النجفیه چنین میگوید: «بنای قبر امیرالمومنین (علیهالسلام) مربوط به شاه عباس اول صفوی بود که معماران و مهندسانی را {در نجف} گردآورد و برای ساخت حرم بسیار هزینه کرد و گنبد و رواق و صحن شریف را به صورتی که امروزه شاهد آن هستیم، تحت نظر شیخ بهائی بنا کرد.»[۱۵]
هنگامی که شاه عباس اول در سال ۱۰۳۸ه.ق از دنیا رفت، این سازه هنوز تکمیل نشده بود، بههمینجهت نوۀ او شاه صفی بن صفی میرزا بن شاه عباس اول آن را به پایان رساند. شیخ جعفر محبوبه مورخ نجفی، در موسوعه خود {دایره المعارف} «ماضي النجف وحاضرها» در شرح حوادث سال ۱۰۴۲ه.ق به نقل از کتاب «المنتظم الناصری» (به زبان فارسی) تالیف محمد حسن خان۲۸۲ه.ق چنین آورده است: «نهر فرات به دستور شاه صفی به نجف کشیده شد، زیرا هنگامی که برای زیارت مرقد مطهر به نجف آمده بود، ایراداتی در بنای حرم مشاهده کرد. به همین جهت وزیر خود میرزا تقی مازندرانی را مامور کرد تا به تعمیر و بازسازی این مکان شریف بپردازد. او نیز معماران و مهندسان را به مدت سه سال در نجف جمع کرد و به تعمیر حرم پرداخت که سنگ معدنی بسیار خالص و با کیفیت در حوالی نجف پیدا کردند، که تمام آنچه نیاز داشتند مهیا شد.»[۱۶]
شيخ محمد السماوی در قصیدهاش موسوم به “عنوان الشرف في وشي النجف” به بنای صفوی اشاره کرده است :
ثم بنى الشاه بها (العباسُ) *** ما عجبت مما بناه الناسُ
فوسّع الصحن وشادَ القبّة *** وأحكم الأُس وأعلى التربة
(آنگاه شاه عباس آنجا بنایی به پا ساخت که موجب شگفتی مردم شد و سرآمد همۀ بناها
صحن آن را وسیع کرد و گنبد آن را بلند بالا ساخت، ستون و اساس بنا را محکم کرد و خاک مرقد مقدس را اعتلا بخشید.)
در ادامه میگوید:
ثم بَنى الشاه (الصفيّ) الصفوي *** حفيده أبـــــــهى بنـــــــاءٍ عَـلَوي
قبراً رخــــــــــامـاً دونـه شبـاكُ *** لا الشمـــــس تحكيه ولا الأفـلاكُ
وقبـّــــــــــــة بيــــــــن منـارتيـنِ*** كالشمس قد حُفـّت بكوكبينِ[۱۷]
(سپس نوۀ شاه صفوی، بنایی فاخر و شگفتانگیز دیگری بر آن ساخت
همچنین مقبرهای بنا کرد از سنگ مرمر که دور تا دور آن محاط به ضریح بود، بهاینگونه نه نور آفتاب و نه نور ستارگان وارد این مرقد نمیشد.
و گنبدی میان دو مناره همچو خورشید درخشانی که میان دو ستاره قرار گرفته است به پا ساخت.)
بنای صفوی کنونی حرم امیرالمومنین (علیهالسلام) شاهکاری منحصر به فرد از هنر اصیل اسلامی است که وصف آن به قلم نیاید چرا که حق مطلب ادا نشود. این بنا را جزء بزرگترین و مجللترین بناهایی به شمار میآورند که بر قبور اهل بیت (علیهالسلام) ساخته شده است و زیباترین بنا از نظر مهندسی و معماری است و هیچ معماری دیگری با آن برابری نمیکند.
علامه شيخ بهاء الدين محمد بن حسين عاملی معروف به شيخ بهائی «قدس سره» (متوفى در ۱۰۳۰ یا ۱۰۳۱ه.ق) به درخواست شاه عباس اول که همعصر او بود، به طراحی معماری حرم مشرف شد. علاوهبراین، شیخ بهائی در معماری حرم شریف اعجازی نجومی از قبیل تعیین زاویه نصف النهار و زاویه زوال خورشید در حرم مطهر قرار داده است.
معماری بنا نیز شامل چندین جنبه از نمادگرایی عقیدتی با الهام از آیات قرآن کریم و روایات اهلبیت (علیهمالسلام) بوده است. پیشینیان از اسلاف خود نقل کردهاند که حجرۀ شیخ بهایی در طبقه فوقانی ضلع غربی حرم مطهر قرار داشت که اکنون این حجره کنار رواق ابی طالب (علیهالسلام) از سمت چپ میباشد.
پروفسور حسن الحکیم میگوید: «شیخ بهائی در طراحی حرم مطهر و آستان حیدری نقش بسزایی داشته است، چنانکه به ندرت در میان دانشمندان عرب و مسلمان در رشتههای علوم ریاضی، نجوم و مهندسی و نیز علوم دینی همانندی برای او یافت میشود. شیخ مدتی به عنوان استاد در مدرسه حرم نجف اشرف باقی ماند و روابط نزدیکی بین او و علمای نجف ایجاد شد و پس از خروج از نجف به اصفهان، مکاتبات منظوم و منثور بین او و آنان صورت گرفت در حالی که مشغول ترسیم (طراحی) نقشههای حرم حیدری بود، مکانی برای کفش زائرین در نظر گرفت که بر آن نوشته بود…»[۱۸]
شیخ بهائی دو بیت شعر سرود که بر کاشیهای دیوار مکان مخصوص نگهداری کفشها که به کفشداری معروف شد، نقش بست.
شیخ بهائی در کتاب «کشکول» خود چنین آورده است: «نویسندۀ این کلمات، محمد مشهور به بهاءالدین عاملی تصمیم گرفته بود در نجف اشرف مکانی برای نگهداری کفشهای زائران آن حرم مطهر بنا کند و این دو بیت را که در حافظۀ ضعیف من مسجل شده بیان میکنم:
هذا الأُفق المبينُ قد لاحَ لديكْ *** فاسجدْ متذللاً وعفّر خدّيكْ
ذا طورُ سينين فاغضضِ الطرفَ بِهِ *** هذا حَرَمُ العزَّةِ فاخلعْ نَعلَيكْ»[۱۹]
(این افق روشنگر نزد تو گشوده شده است؛ پس متضراعانه به سجده برو و صورت بر خاک بنه
آن طور سینا است در برابرش سر فرود آور، و آن حرم عزت و بلندی است، آنجا کفش از پا در آر (در آنجا پاک و پاکیزه وارد شو)
از مهمترین ویژگیهای طراحی این بنا میتوان به گنبد پیازی شکل با ساقهای (گردن) بلند اشاره کرد که ارتفاع آن از سطح زمین صحن علوی۳۰ متر است. به همین جهت بلندترین (مرتفع ترین) گنبد بین حرم ائمه اطهار (علیهالسلام) به حساب میآید. وجه تمایز گلدستههای استوانهای شکل حرم این است که کمتر از یک متر با گنبد فاصله دارند (حدودا یک متر از گنبد کوتاه تر هستند). خاطرنشان میشود که ورودی اصلی حرم شریف از سمت شرقی ایوان بزرگ است.
حرم وسط صحن مطهر حیدری واقع است و خاطرنشان میشود که صحن مربعی شکل است و شامل سه حیاط شرقی، شمالی و جنوبی میشود و نهایتا، صحن با دیوار بزرگی احاطه شده است که شامل تعداد بسیاری اتاق در دو طبقه میشود و ایوانها پیشاپیش آن قرار دارد. شایستۀ ذکر است در زمان ساخت حرم مطهر سه دروازه به صحن مطهر وجود داشته که اکنون به باب الساعه از ضلع شرقی، باب الطوسی از ضلع شمالی و باب القبله از ضلع جنوبی معروف است.
آنچه بنای صفوی را از سایرین متمایز میکند دیوارهای پوشیده از کاشیهای منقش به طرحهای متنوع و ظریف و رنگهای روشن میباشد که شامل آیات قرآن و احادیث و اشعار منظوم فراوانی در مدح اهل بیت (علیهالسلام) خاصه رسول الله میباشد. شایان ذکر است این بارگاه در عصر صفویه مطلا نبوده، بلکه پوشیده از کاشی آبی رنگ بوده تا اینکه در سال ۱۱۵۵ه.ق/۱۷۴۲م و به دستور نادر شاه افشار کاشیها از گنبد و گلدستهها و ایوان برداشته شد و صفحات مسی روکششده زراندودشده با طلای خالص جایگزین آن شد.
پانویس
[۱] فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي (علیهالسلام): ۲۹۷.
[۲] مروج الذهب ومعادن الجوهر: ۴/ ۱۴۹.
[۳] فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي (علیهالسلام): ۲۹۷.
[۴] بحار الأنوار: ۴۲/ ۳۱۵.
[۵] فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي (علیهالسلام): ۲۸۶.
[۶] دلائل الإمامة: ۴۵۹.
[۷] عنوان الشرف في وشي النجف: ۸.
[۸] نزهة المشتاق في اختراق الآفاق: ۱/ ۳۸۱-۳۸۲.
[۹] مرقد وضريح أمير المؤمنين (علیهالسلام): ۱۷۷-۱۷۸.
[۱۰] تاريخ النجف الأشرف: ۲/ ۸۸-۸۹.
[۱۱] حياة الحيوان الكبرى: ۱/ ۱۴۶.
[۱۲] تاریخ النجف الاشرف: ۲/ ۹۳.
[۱۳] رحلة ابن بطوطة: ۱۷۶-۱۷۷.
[۱۴] ماضي النجف وحاضرها: ۱/ ۴۷.
[۱۵] اليتيمة الغروية والتحفة النجفية:۴۰۱-۴۰۲.
[۱۶] ماضي النجف وحاضرها: ۱/ ۴۹.
[۱۷] عنوان الشرف في وشي النجف:۵۳.
[۱۸] المفصل في تاريخ النجف الأشرف: ۲/ ۱۲۳-۱۲۴.
[۱۹] الكشكول:۱/ ۱۳۵.
منابع
- فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي (علیهالسلام): غياث الدين عبدالكريم بن طاووس. تحقيق محمد مهدي نجف, قسم الشؤون الفكرية والثقافية/ العتبة العلوية المقدسة, النجف الأشرف, الطبعة الأولى ۱۴۳۱هـ/۲۰۱۰م.
- مروج الذهب ومعادن الجوهر: علي بن الحسين المسعودي. دار الكتاب العربي, بيروت, الطبعة الثانية ۱۴۲۸هـ/۲۰۰۷م.
- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار: محمد باقر المجلسي. تحقيق يحيى العابدي الزنجاني و عبدالرحيم الرباني الشيرازي. مؤسسة الوفاء, بيروت, الطبعة الثانية, ۱۴۰۳هـ/ ۱۹۸۳م.
- دلائل الإمامة: محمد بن جرير الطبري. قسم الدراسات الإسلامية/ مؤسسة البعثة, قم, ۱۴۱۳هـ.
- عنوان الشرف في وشي النجف: محمد طاهر السماوي. مطبعة الغري, النجف الأشرف, الطبعة الأولى, ۱۳۶۰هـ/۱۹۴۱م.
- نزهة المشتاق في اختراق الآفاق: الشريف الإدريسي. عالم الكتب, بيروت, ۱۴۰۹هـ/۱۹۸۹م.
- مرقد وضريح أمير المؤمنين (علیهالسلام): صلاح الفرطوسي .مطبعة ديبوك, الطبعة الثانية, ۱۴۳۱هـ/۲۰۱۰م.
- تاريخ النجف الأشرف, محمد حسين حرز الدين: مطبعة نگارش, قم المقدسة, ۱۴۲۷هـ.
- حياة الحيوان الكبرى: كمال الدين محمد بن موسى الدميري. دار إحياء التراث العربي, بيروت, ۲۰۱۱م.
- رحلة ابن بطوطة ( تحفة النظّار في غرائب الأمصار وعجائب الأسفار): محمد بن إبراهيم اللواتي الطنجي (ابن بطوطة). دار صادر, بيروت, ۱۴۱۲هـ/۱۹۹۲م.
- ماضي النجف وحاضرها: جعفر محبوبه. مطبعة الآداب, النجف الأشرف, الطبعة الثانية, ۱۹۵۸م.
- اليتيمة الغروية والتحفة النجفية: حسين البراقي. مطبعة شريعت, قم المقدسة, ۱۴۲۸هـ.
- المفصل في تاريخ النجف الأشرف: حسن الحكيم, مطبعة شريعت, قم المقدسة, ۱۴۲۷هـ.
- الكشكول: بهاء الدين محمد بن الحسين العاملي. مؤسسة الأعلمي للمطبوعات, بيروت, ۱۳۰۳هـ/۱۹۸۳م.