تعداد زیادی از آیات قرآن کریم در شأن فضیلتها و کرامتها و همچنین لزوم اطاعت از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نازل شده است.
«عبدالله ابن عباس» دربارۀ این آیات چنین گفته است: «آنچه در قرآن کریم، در شأن امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و منزلت ایشان آمده است، دربارۀ هیچ شخصیت دیگری نیامده است.»[۱]
در آیۀ شریفه «يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا» هیچکس به قدر و اندازه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) شایستۀ این آیه نیستند که ایشان اولی است، امیر و سرآمد مؤمنان. خداوند یاران محمد (صلىاللهعليهوآله) را به عتاب گرفته است که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) تنها و فقط شایان ذکر خیر است، نه هیچکس دیگری. این قول را «الطبرانی» و «ابن ابوحاتم» از ابنعباس نقل کردهاند.[۲]
با توجه به کثرت آیاتی که در شأن امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نازل شده است، لذا تعدادی از محدثین و مفسرین پرسابقه، اقدام به تصنیف و موضوعبندی این آیات شریفه کردهاند، ازجمله الجلودی، الطبرانی، ابونعيم، محمد بن مؤمن شيرازی، حسكانی، ابوالفرج اصفهانی، حبری، مرزبانی، ابواسحاق ثقفی، ابوجعفر قمی، المجاشعی،ابوعبدالله خراسانی و... [۳].
در ذیل به طور مختصر به مهمترین این آیات اشاره میشود:
۱. سورۀ مبارکۀ «هل أتى» که در شأن امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) و امام حسن و امام حسين (علیهماالسلام) نازل شده است.
۲. آیۀ ۵۵ سورۀ مائده: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ»، مشهور به آیۀ ولایت که مفسران و محدثان از شیعه و سنی همگی به اتفاق باور دارند، این آیه در شأن امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نازل شده است.
۳. آیۀ ۲۳ سورۀ شورى: «قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عليّهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ»، مشهور به آیۀ مودت که «القربی» همان امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) و امام حسن و امام حسين (علیهماالسلام) و فرزندان امام حسين (علیهالسلام)، یعنی ائمۀ معصومین (عليهمالسلام) هستند.
- آیۀ۱ سورۀ نجم «وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ...»، چه شیعیان، چه اهلسنت چنین نقل کردهاند که پیامبر اکرم (صلىاللهعليهوآله) فرمودند: «این ستاره در خانۀ هرکس فرود آید، او خلیفۀ مسلمین بعداز من است». این نجم یا همان ستاره در منزل امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرود آمد. منافقان گفتند: «پیامبر (صلىاللهعليهوآله) مفتون پسرعموی خود شده و این سخن او از روی هویوهوس است.» پس این آیۀ شریفه نازل شد: «وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ* مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ* وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ»[نجم: ۴-۱].
۵.آیه۶۷ سورۀ مائده «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»، این آیه که معروف به آیۀ تبلیغ است پیشاز واقعۀ غدیر نازل شد و پیامبر اکرم (صلىاللهعليهوآله) به امر و فرمان خدا عمل و آن را به عامه مردم ابلاغ کردند که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به شهادت خدا و همۀ حاضران بر همه مسلمانان پس از پیامبر خاتم ولایت دارند.
فرمود: «من كنت مولاه فهذا عليّ مولاه؛بر هرکه ولایت داشتم، اینک این علی پساز من بر او ولایت دارد.» سیوطی نقل کرده است، بنا به قول برخی صحابه این آیه چنین نازل شده است: «ای رسول خدا آنچه را که بر تو نازل کردهایم، ابلاغ کن که این علی مولی مؤمنین است.»[۴]
٦. آیۀ۳ سورۀ مائده «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عليّكُمْ نِعْمَتِي...»، آیۀ اِکمال پساز واقعۀ غدیر نازل شده است، یعنی پساز آنکه رسول خدا در غدیرخم اعلام ولایت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) کرد.
۷. آیۀ۱۲ سورۀ الحاقه «وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ»(گوشهایی آگاه آن را درمییابند)، دربارۀ این آیۀ شریفه پیامبر (صلىاللهعليهوآله) رو به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) کردند و فرمودند: «این گوش، همانا گوش [فهم و ادراک] توست.»
۸. آیۀ شریفۀ «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ* أُولَٰئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»، [واقعه: ۱۱-۱۰] آمده است که السابقون سه دسته هستند. در روایتی از ابنعباس نقل شده است که چنین گفته است: «یوشع بن نون، پساز موسی آمد، صاحب یاسین، پساز عیسی آمد و امیرالمؤمنین (علیهالسلام) که پساز محمد (صلىاللهعليهوآله) جانشین شد» (احقاق الحق و ازهاق الباطل).[۵]
در حدیثی دیگر چنین آمده است: «السابقون السابقون چهار نفرند. ابنآدم مقتول، هابیل، سابق امت موسی که از میان آل فرعون به خداوند ایمان آورده بود، سابق امت عیسی که هم او حبیب النجار است و سابق امت محمد (صلىاللهعليهوآله) که هم او علی بن ابیطالب، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است.»[۶]
۹. آیۀ۱۹ سورۀ توبه «أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ الله»، این آیه دربارۀ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و عباس و شیبه آمده است. پس عباس گفت: «من برترم، چراکه من متولی سیراب ساختن حجاج بیتالله هستم».
شیبه گفت: «من برترم، چراکه عمارت مسجدالحرام به دست من است.» امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «من آن برترینم که پیشاز شما اسلام آوردم و هجرت و جهاد کردم. پس به آنچه رسول خدا (صلىاللهعليهوآله) آورده بود، رضایت دادند و این آیه نازل شد.»[۷]
۱۰. آیۀ۱۸ سورۀ سجده «أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا لَّا يَسْتَوُونَ»، این آیه دربارۀ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و ولید بن عقبه آمده است. از ابنعباس چنین روایت شده است: «میان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و ولید بن عقبه سخنی درگرفت که حضرت به او گفتند: ای فاسق. ولید بن عقبه نیز پاسخ داد.. و آیۀ شریفه فوق نازل شد.»[۸]
۱۱. آیۀ۱۲ سورۀ الحاقه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً»، هیچکس بهجز امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به این آیه جامۀ عمل نپوشاند. همانطور که حضرت فرموده است: «آیهای در کتاب خدا آمده است که هیچ احدی بهغیر از من به آن عمل نکرده است. من دیناری داشتم که آن را با ده درهم معاوضه کردم. پس هرگاه خواستم با پیامبر اکرم (صلىاللهعليهوآله) نجوایی کنم و سخنی گویم، یک درهم را به صدقه دادم که هیچکس قبل و بعد من این کار را نکرده است.»[۹]
۱۲. آیۀ۹۶ سورۀ مریم «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا»، معروف به آیۀ «وُدّ» که در شأن امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نازل شده است، همچنان که در تفسير الثعلبی و تذكرة الخواص سبط ابن الجوزی و الدرّ االمنثور سيوطی نیز آمده است.
طبق آن خداوند محبت مؤمنان را در دل دیگران قرار میدهد. بر پایۀ برخی روایات، پیامبر (صلىاللهعليهوآله) از امیرالمومنین (علیهالسلام) خواست بگوید؛ خدایا محبت من را در دل مؤمنان قرار بده. بعداز این درخواست، آیۀ «ود» نازل شد.
۱۳. آیۀ۷ سورۀ بینه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»، آیۀ خیر البریه نیز در شأن امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نازل شده است. همچنان که در «تفسیر الدر المنثور» و غیر آن، شرح آن رفته است که کسانی را که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند، برترین آفریدگان معرفی میکند. براساس روایاتِ شیعه و سنی، این گروه به حضرت امیرالمومنین علی (علیهالسلام) و شیعیان او هستند.
۱۴. آیۀ۳۰ سورۀ محمد «وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ»، از ابوسعید خدری نقل است که مراد در این آیه علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است.[۱۰]
۱۵. آیۀ۳۳ سورۀ احزاب «إِنَّمَا يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»، این آیه که به آیۀ تطهیر شهرت دارد، مفسران شیعه معتقدند این آیه در خصوص اصحاب کسا نازل شده است، که در آن از ارادۀ خداوند بر پاکی اهلبیت (علیهمالسلام) از رجس و پلیدی سخن آمده است.
این آیه زمانی نازل شد که پیامبر (صلىاللهعليهوآله) به همراه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) و امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام)، تحت یک عبا قرار گرفتند و از «امسلمه» نقل شد که این آیه در شأن این پنجتن نازل گشت: «إِنَّمَا يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا.»
۱۶. آیۀ۴ سورۀ تحریم «وَإِن تَظَاهَرَا عليّهِ فَإِنَّ الله هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ»، مشهور است به آیۀ صالحالمؤمنین که از ابنعباس نقل است که مصداق صالح المؤمنين، حضرت علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است، همانطور که در الدر المنثور نیز اشاره شده است.[۱۱]
از اسما بنت عميس نیز نقل است که گفت: «شنیدم پیامبر (صلىاللهعليهوآله) می فرمایند: و صالحالمؤمنين، علی بن ابیطالب (عليهالسلام) است.
۱۷. آیۀ۳۳ سورۀ زمر «وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ»، از مجاهد نقل است که گفت: «محمد (صلىاللهعليهوآله) به صدق آمد (رسالت آورد) و علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین (عليهالسلام) آن را محکم کرد، کما اینکه در تاريخ ابنعساكر و كفاية الطالب گنجی و تفسير قرطبی نیز آمده است و ابوهريره نیز آن را ذکر کرده است و در الدر المنثور نیز شرح آن رفته است.»[۱۲]
۱۸. آیۀ۱۷ سورۀ هود «أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ»، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «رسول خدا (صلىاللهعليهوآله) از جانب خداوند حجت آورده است و من آن شاهدی هستم که آن حجت را میخوانم و از آن تبعیت میکنم..» این قول در «ينابيع المودّة الدرّ المنثور» نیز آمده است.
۱۹. آیۀ۱۲۴ سورۀ بقره «إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»، رسول خدا (صلىاللهعليهوآله) فرمودند: «پدرم ابراهیم صاحب رسالت بود..» آنگاه فرمودند: «این رسالت به دست من و علی رسید. هیچیک از ما هرگز برای هیچ بتی سجده نکردهایم. خداوند مرا نبی و علی را وصی قرار داد.»[۱۳]
منابع
[۱] تاريخ الخلفا، سيوطی: ص۱۸۹، دار التعاون، مكة المكرمه، همچنین: نور الاابصار: ص۹۰.
[۲] نور الاابصار: ص۸۷ و۹۰، همچنین: كفاية الطالب: ص۱۳۹.
[۳] اهلالبيت (عليهمالسلام) فی المكتبة العربية، عبدالعزيز الطباطبائی: ص۴۴۴ ـ ۴۵۵، همچنین: مؤسسة آل البيت (عليهمالسلام) لإحياء التراث ـ قم ط۱، همچنین: الذريعة إلى تصانيف الشيعة، آقا بزرگ طهرانی: ج۱۹، ص ۲۸ ـ ۲۹، انتشارات اسماعيليان ـ قم، همچنین: النور المشتعل من كتاب ما نزل من القرآن فی الاامام علی (عليهالسلام)، ابونعيم اصفهانی: ص۱۴ ـ ۱۹، وزارت ارشاد اسلامی ـ قم چ۱.
[۴] الدر المنثور، السيوطي: ج۲، ص۲۹۸.
[۵] التستری: ج۵، ص۵۸۸.
[۶] بحار الانوار، علامه مجلسی: ج۶۹، ص۱۵۶.
[۷] بحار الانوار، علامه مجلسی: ج۲۲، ص۲۸۸.
[۸] احقاق الحق و ازهاق الباطل، التستری: ج۱۴، ص۲۰۱.
[۹] احقاق الحق و ازهاق الباطل، التستری: ج ۱۴، ص ۲۰۱.
[۱۰] كفاية الطالب.
[۱۱] الدر المنثور: ج۶، ص۲۴۴.
[۱۲] الدر المنثور: ج٥ ، ص ۳۲۸ .
[۱۳] الامالی، شيخ طوسی: ج۱، ص۸۸۹.





یک پاسخ
آیه ۲۰۷ سوره بقره به اعتقاد اهل سنت و شیعه در شان حضرت علی می باشد.