حضرت زینب در مکتب امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) پرورش یافت و از همان کودکی با آموزههای عالی خاندان نبوت مانوس گشت. ایمان پایدار و صبر بیپایان او باعث شد تا مسیری را طی کند که زندگیش به صفحهای درخشان از بندگی و دفاع از ولایت تبدیل گردد.
نام گذاری آسمانی
ولادت حضرت زینب (سلاماللهعلیها) با روایتی آسمانی از نامگذاری ایشان توسط پروردگار همراه شد.
پساز ولادت حضرت زینب (سلاماللهعلیها)، حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) و امیرالمؤمنین (علیهالسلام) انتخاب نام را به رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) سپردند.
ایشان نیز که در انتظار فرمان الهی بودند، تا زمان نزول جبرئیل و ابلاغ وحی صبر کردند. سرانجام جبرئیل با سلام پروردگار نازل شد و نام «زینب» را برای آن بانو به ارمغان آورد. این نام برگزیده، پیشاز آن در لوح محفوظ الهی برای ایشان ثبت شده بود. [۱]
خبر ولادت حضرت زینب (سلاماللهعلیها) که به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) رسید، ایشان به خانۀ حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) رفتند و فرمودند: «دخترم! دختر نوزاد را نزد من بیاور.» وقتی پیامبر نوزاد را در آغوش گرفتند، او را به سینۀ مبارک خود چسباندند و گونه بر گونهاش نهادند و ناگهان صدای گریه بلند و شدید پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) بلند شد و اشک بر چهرۀ مبارکشان جاری گشت. حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) با نگرانی پرسیدند: «پدر جان چرا گریه میکنید؟ خداوند چشمان شما را گریان نکند.»
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «دخترم، ای فاطمه! این دختر در آینده گرفتار رنجها و مصیبتهای سختی خواهد شد. هرکس بر او و مصیبتهایی که بر او وارد میشود گریه کند، پاداشی همانند کسی دارد که بر برادرانش گریه کرده است.» سپس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نام او را «زینب» نهادند. [۲]
صدیقۀ صغری
حضرت زینب (سلاماللهعلیها) بانوی بینظیری بودند که پساز مادر گرامیشان، در تمام فضایل اخلاقی سرآمد خاندان بنیهاشم شناخته میشدند.
حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها) از راویان حدیث بودند. ایشان دوران حیات رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) را درک کردند و در همان زمان دیده به جهان گشودند. این بانوی بزرگ، سرآمد خاندان بنیهاشم بودند و چنان از صفات پسندیده و فضایل اخلاقی بهره داشتند که پساز مادر گرامیشان حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها)، هیچکس به مرتبۀ ایشان نرسید. از همین رو شایسته است که ایشان را «صدیقۀ صغری» بنامیم.
حضرت زینب (سلاماللهعلیها) در صبر و استواری و قدرت ایمان و تقوا، بانویی یگانه و بینظیر بودند. ایشان در فصاحت و بلاغت نیز چنان بودند که گویی کلمات از زبان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) جاری میشود. فضایل و مناقب ایشان به اندازهای گسترده است که کلام از وصف آن ناتوان است، اما میتوان گوشهای از این عظمت را در همراهی ایشان با برادرشان امام حسین (علیهالسلام) و خطبهای که پساز شهادت آن حضرت در کوفه ایراد کردند، مشاهده کرد. [۳]
راوی فدک
شخصیت علمی و جایگاه رفیع حضرت زینب (سلاماللهعلیها) به گونهای بود که حتی بزرگان صحابه نیز احادیث مهم را از ایشان نقل میکردند.
حضرت زینب (سلاماللهعلیها) همان بانویی هستند که ابنعباس سخنان حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) دربارۀ ماجرای فدک را از ایشان روایت کرده است. ابنعباس در نقل این حدیث با احترام میگفت: «عقیلۀ ما، زینب دختر امیرمؤمنان (علیهالسلام) این روایت را برای من بیان کرد.» [۴]
راز حروف مقطعه
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) با مشاهدۀ تفسیر حروف مقطعه توسط حضرت زینب (سلاماللهعلیها)، پرده از معنای حقیقی آن برای دخترشان برداشتند.
حضرت زینب (سلاماللهعلیها) مشغول تفسیر و توضیح حروف «کهیعص» بودند که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بر ایشان وارد شدند و فرمودند: «ای نور چشم من، شنیدم که حروف «کهیعص» را برای زنان تفسیر میکردی؟» حضرت زینب (سلاماللهعلیها) پاسخ دادند: «بله.» سپس امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «این حروف رمزی است برای مصیبتهایی که در آینده بر خاندان رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) وارد خواهد شد.» [۵]
حریم فاطمی
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) جایگاه ویژهای برای حضرت زینب (سلاماللهعلیها) قائل بودند و احترام بسیاری به ایشان میگذاشتند.
یحیی مازنی میگوید: مدت زیادی در مدینه همسایۀ حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیهالسلام) و نزدیک منزلی که دخترش زینب (سلاماللهعلیها) سکونت داشت، بودم. به خدا قسم هیچوقت او را ندیدم و هیچ صدایی از او نشنیدم و هنگامی که میخواست به زیارت جد خود مشرف شود، شب از منزل خارج میشد. امام حسن (علیهالسلام) در سمت راست او و امام حسین (علیهالسلام) در سمت چپ او و امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در جلوی او حرکت میکرد. هنگامی که به قبر میرسیدند، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) جلوتر میرسیدند و نور قندیلها را خاموش میکردند. یک مرتبه امام حسن مجتبی (علیهالسلام) از آن حضرت علت اینکار را پرسیدند. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) پاسخ دادند: میترسم کسی چشمش به خواهرت زینب بیفتد. [۶][۷][۸]
منابع
[۱] قزوینی، سید محمد کاظم، زینب الکبری (علیهاالسلام) من المهد الی اللحد، ص۳۵.
[2] زینب الکبرى من المهد الى اللحد، جلد۱، صفحۀ۳۵
[3] مستدرک سفینه البحار، جلد۴، صفحۀ۳۱۳
[4] مقاتل الطالبین، صفحۀ۹۵
[5] عوالم العلوم و المعارف، جلد۱۱، صفحۀ۹۵۷
[۶] وفیات الأئمه، جلد ۱، صفحه ۴۳۵
[۷]زینب الکبری، جلد ۱، صفحه ۲۲
[۸]الأخلاق الحسینیه، جلد ۱، صفحه ۲۲۳

