در دوران پیامبر اسلام (صلیاللهعليهوآله)، با وجود دشمنیهایی که در پسِ پرده وجود داشت، مهرومحبت و توجه بیکران رسول خدا به آن امیرالمؤمنین(علیهالسلام)، همراه با حمایتهای همهجانبه و خالصانهاش، شرایطی را ایجاد کرده بود که هرگونه بروز آشکار دشمنی را به کلی ناممکن میساخت.
انگیزههای دشمنی با امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
کینههای نهفته نسبت به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در دلهای عدهای زنده بودند و آرامآرام در پی فرصتی بودند تا از پس پرده بیرون آیند و خود را به نوعی نشان دهند. عوامل مختلفی در این دشمنیها نقش داشتهاند.
- بسیاری از خویشاوندان و نزدیکان مخالفان توسط امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در جنگهای صدر اسلام تا پیش از فتح مکه، که در سالهای پایانی عمر پیامبر (صلیاللهعليهوآله) رخ داد، کشته شدند. بسیاری از کسانی که بعدها اسلام را پذیرفتند، پیشاز آن در سپاه کفر در برابر مسلمانان میجنگیدند. در این نبردها، شمار قابلتوجهی از کشتهشدگان کفار به دست امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به هلاکت رسیده بودند.
- خلفای پیش از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) برای تثبیت پایههای حکومت خود و کاهش نقش و جایگاه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در جامعه، تلاش کردند تا ایشان را در نگاه مردم کوچک شمارند و منزوی سازند.
- عدالت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در تقسیم بیتالمال هنگامی که زمام خلافت را در دست گرفتند، او تلاش کرد تا روش پیامبر (صلیاللهعليهوآله) را احیا کنند. ازجمله اقدامات ایشان، رفع تبعیضهای نادرستی بود که بهویژه در دورۀ عثمان در ارکان حکومت و جامعه نفوذ کرده بود.
اصرار پیامبر خاتم بر برائت از مخالفان مولای متقیان
رسول خدا (صلیاللهعليهوآله) در روایات متعدد و در موقعیتهای متفاوت، صفات و ویژگیهایی را برای دشمنان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بیان کردند، که بهروشنی برتری ایشان را نسبت به دیگران آشکار میسازد.
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در وصف امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمود: «خداوند عزوجل میفرماید: کسی که با على دشمنى ورزد، با من دشمنى کرده است و کسى که از على پیروى کند از من پیروى کرده و کسى که در برابر او بایستد، در برابر من ایستاده است و کسى که با او به مخالفت برخیزد، با من مخالفت کرده و کسى که نافرمانى او کند، نافرمانى من کرده و کسى که او را بیازارد، مرا آزار داده و کسى که با او کینه ورزد، با من کینه ورزیده است و کسى که او را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و کسى که بر او بتازد، بر من تاخته است و کسى که با او حیله کند، با من حیله کرده است و کسى که او را یارى دهد، مرا یارى کرده است.» [۱]
نزدیکی و همراهی امیرالمؤمنین (علیهالسلام) با پیامبر خاتم از آغاز زندگی تا پایان حیات ایشان ادامه داشت. این ارتباط باارزش در دیدگاه دنیاپرستان گمراه، جرمی نابخشودنی به شمار آمده و سبب دشمنی با امیرالمؤمنین (علیهالسلام) شد.
پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) خطاب به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمود: «خوشا به حال کسانى که تو را دوست دارند و تصدیقت مىکنند؛ و واى بر کسانى که با تو دشمنى مىنمایند و بر تو دروغ مىبندند! اى علی! تو راهنما و پرچم هدایت این امّتى. هرکه تو را دوست بدارد، رستگار مىشود و هرکه تو را دشمن بدارد، نابود مىگردد.» [۲]
غضب الهی بر منکران ولایت امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
ریشه دشمنی با امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در یک نکته اصلی خلاصه میشود و آن عدم پذیرش جایگاه امامت او است، جایگاهی که بنا بر ارادۀ الهی و به تصریح پیامبر خاتم به او سپرده شده بود.
پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) در این مورد فرمود: «بدانید که جبرئیل به من از جانب خداوند عزوجل خبر داد که مىفرماید: «هرکه با على دشمنى ورزد و از وى پیروى نکند، نفرین و خشم من بر اوست.» [۳]
برائت رسول خدا از مخالفان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و تاکید بر جایگاه ایشان بهعنوان وصی و جانشین خود و در مناسبتهای متعدد این موضوع را به صراحت بیان کردهاند.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) در حدیثی فرمود: «اى مردم! کسى که على را دوست بدارد، دوستش مىدارم و کسى که او را دشمن بدارد، دشمنش مىدارم؛ به کسى که به على بپیوندد، مىپیوندم و از کسى که از او ببُرد، مىبُرم و از کسى از او روىگردان باشد، روىگردانم و کسى که از على حمایت کند، حمایتش مىکنم و با کسى که دشمن على باشد، دشمنى مىورزم.» [۴]
در حدیث دیگری خطاب به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمود: «خداوند بکشد کسى را که با تو بجنگد و با تو دشمنى ورزد!» [۵]
رسول خدا خطاب به امیرمؤمنان (علیهالسلام) چنین فرمود: «هرکس تو را بیازارد، مرا آزرده است و هرکس مرا بیازارد، خداوند را آزرده است.» [۶]
منبع
[۱] امالی طوسی، ص۱۱۸، ح۱۸۵، بشارت المصطفى، ص٦٥ و ص۱۱۱
[۲] امالی صدوق، ص٦٥٥، ح۸۹۱، بشارت المصطفى، ص۱۸۰
[۳] الاحتجاج، ج۱، ص۱۴۶، ح۳۲
[۴] امالی صدوق، ص۱۸۸، ح۱۹۷، بشارت المصطفى، ص۲۴
[۵] الجمل، ص۸۱، الفصول المختاره، ص۲۴۵، بشارت المصطفى، ص۱۶۶، مائة منقبه، ص٩٩، ح٤٣
[۶] تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۲۰۴، ح٨٦٧٦، عن جابر، ذخائر العقبى، ص۱۲۲، الافصاح، ص۱۲۸، الجمل، ص۸۱، تحف العقول، ص٤٥٩، عن الامام الهادی (علیهالسلام) عنه (صلیاللهعلیهوآله)




