معاویه

اولین روز خلافت غاصبانۀ معاویه

معاویه بن ابی‌سفیان نخستین حاکم اموی بود که پس از صلح با امام حسن (علیه‌السلام) به مدت حدود ۲۰ سال در دمشق خلافت کرد.

معاویه در روز دهم ربیع‌الاول سال ۴۱ هجری خود را به خلافت نشاند و از مردم بیعت گرفت و او اولین خلیفۀ بنی‌امیه بعد از عثمان بود.

 

ابن ابى الحدید گوید: «ابن‌دیزیل از عبدالله بن عمر، از زید بن حباب، از علاء بن جریر عنبرى، از حکم بن عمیر ثمالى که مادرش دختر ابوسفیان است نقل مى‏‌کند که پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) روزى به یاران خود رو کرد و فرمود:

اى ابوبکر، چون خلیفه شوى و اگر این کار صورت گیرد چه مى‏‌کنى؟

گفت: امیدوارم این کار هرگز صورت نپذیرد!

رسول خدا (صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: اى عمر، اگر تو خلیفه شوى چه مى‏‌کنى؟

گفت: اى کاش، سنگسار شوم که در آن صورت گرفتار شر خواهم بود.

فرمود:اى عثمان، اگر تو خلیفه شوى چه مى‏‌کنى؟

عثمان گفت: خود مى‏‌خورم و مى‏‌خورانم و اموال را تقسیم مى‏‌کنم و ستم نمى‏‌کنم!

رسول خدا (صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: یا على، اگر تو خلیفه شوى چگونه رفتار خواهى کرد؟

گفت: به اندازۀ روزى و قوت خود مى‌خورم و از قبیلۀ (مسلمانان) حمایت مى‌کنم و یک خرما را هم تقسیم مى‏‌کنم و نوامیس را پوشیده مى‏‌دارم.

پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: هر آینه جملگى شما به زودى والى مى‏‌شوید و به زودى خداوند اعمال شما را خواهد دید.

سپس فرمود: معاویه؛ تو هنگامى که خلیفه شوى چه خواهى کرد؟

گفت: خدا و رسولش داناترند!

فرمود: تو اساس و رأس همۀ ویرانى‏‌ها و کلید ستم‏‌هاى گسسته و پیوسته هستى. کار زشت را نیکو و کار نیکو را زشت‏ مى‏‌شمارى، آن‏چنان که کودک در آن بزرگ، و بزرگ در آن سال‌خورده مى‏‌شود. مدّت تو اندک ولى ستم تو بزرگ خواهد بود!»

 

 

شخصیت شناسی معاویه در کلام امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) دربارۀ معاویه فرمود:

«زود باشد که بر شما بعد از من مردى گشاده‏‌گلو و برآمده‌شکم غالب شود که هرچه یابد بخورد، و هرچه را نیابد طلب نماید؛ پس او را بکشید و هرگز او را نمى‌کشید.

بدانید که زود باشد آن مرد شما را به دشنام‏ دادن به من و بیزار شدن از من امر کند.

اما سب کردن و دشنام ‏دادن را اجازه مى‏‌دهم.

زیرا آن دشنام براى من پاکیزگى و براى شما نجات است، و اما برائت و بیزارى از من‏ مجوئید، زیرا که من بر فطرت (توحید و اسلام) متولد شده‌‏ام، (این جمله اشاره به آن است که ابوین آن‏ حضرت مؤمن بوده‌‏اند) و به ایمان و هجرت با آن حضرت پیشى گرفته‌‏ام.»

 

منظور امیرالمؤمنین‏ (علیه‌السلام) از مرد پرخور، معاویه است چنانچه ابن ابى الحدید در «شرح نهج ‏البلاغه -چاپ مصر- ۳۳۵/۱» گوید:

«مراد، معاویه پرخور است که در تاریخ به پرخورى معروف است،«وکان یأکل فی الیوم سبع أکلات»

چنانچه زمخشرى در ربیع الأبرار گفته است: «روزى هفت مرتبه غذا مى‏‌خورد و هر مرتبه آن‏‌قدر مى‏‌خورد که کنار سفره دراز مى‏‌شد، صدا مى‏‌زد: “یا غلام؛ ارفع، فواللَّه ما شبعت ولکن‏ مللت؛ غلام، بیا سفره را بردار به خدا قسم سیر نشدم ولى خسته شدم.”»

 

آن ملعون از جلمه اشخاصى بود که مرض «جوع الکلاب» داشت. در طب قدیم بیانى دارد که در معده چنین شخصى حرارتى پیدا مى‏‌شود که هرچه غذا از مرى وارد معده ‏گردد، مبدّل به بخار گردیده نفع و ضرر او معلوم نگردد.

پرخورى او ضرب‏‌المثل اعراب گردید. هر آدم پرخورى را به او مثل مى‌زدند. یکى از شعرا رفیق پرخور خود را هجو شیرینى نموده و گفته:

 

«وصاحب لی بطنه کالهاویه     کأنّ فی أمعائه معاویه

 

رفیق و یار مصاحبى دارم که شکم او مثل هاویه است، مثل آن‏که در امعا و روده‏‌هاى او معاویه قرار گرفته.»

 

 

هاویه، اسم یکى از طبقات جهنم است، چون جهنم از قبول کفار سیرى ندارد، چنانچه در قرآن فرماید: «به جهنّم گفته شود: «هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزیدٍ» (سوره ق، آیه30)

«آیا سیر شدى؟ گوید: آیا باز زیادى هست؟»

اشاره به آن‏که هرگز از قبول کفّار سیر نخواهم شد.

 

 

منابع

– اعجاز پیامبر اعظم‏ (صلّى‌الله‌علیه‌وآله) در پیشگویى از حوادث آینده- ۳۷۲

– معاویه ج ۱ ص ۲۶۴

 

مطالب بیشتر

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *