سلمان فارسی یکی از صحابه بزرگ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله محسوب میشود او فردی از دیار اصفهان و یا شیراز بوده است اسم اصلی او روزبه بود، اما آنچه سبب شده است تا به دین اسلام گرایش پیدا کند و به عنوان صحابه خاص پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله شناخته شود روحیه حق طلبی او در زمان حیاتش بوده است.
از امام صادق علیهالسلام به واسطه پدران گرامش نقل شده که سلمان فارسی سه روز پس از دفن پیامبر صلیاللهعلیهوآله خطبه ای بدین شرح ایراد نمود:
«آهای مردم! کلامی از من گوش کرده سپس در بارهاش اندیشه کنید، بدانید که اطلاعات بسیاری در فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام دارم، که اگر قصد نقل تمام آنها را داشته باشم گروهی از شما مرا دیوانه انگاشته و گروهی خونم را مباح سازید.
بدانید که شما را تقدیراتی است که پیش آمدهای گوناگونی در پی آن می آید، و این را بدانید که نزد امیرالمؤمنین علیهالسلام است علم منایا (مقدّرات) و علم بلایا (گرفتاریهایی که متوجّه مردم می شود) و میراث وصایا (ثمره سفارشات پیامبر صلیاللهعلیهوآله) و فصل خطاب و اصل و ریشه انساب (نسبهای مردم)، همان گونه که هارون بن عمران از موسی شنید او نیز از پیامبر شنید که فرمود: «تو وصی من در خانواده، و جانشین و خلیفه در امّتم هستی، و نسبت تو به من همچون نسبت هارون است به موسی»، ولی افسوس که شما امّت شیوه قوم بنی اسرائیل را پیش گرفته و آگاهانه راه خطا را پیمودید.
به خدا سوگند که قدم به قدم مانند بنی اسرائیل همان خطاها را مرتکب خواهید شد!
به خدایی که جان سلمان در دست اوست سوگند اگر امیرالمؤمنین علیهالسلام را پیشوا و والی خود ساخته بودید، هر آینه برکت و نعمت از آسمان و زمین، اطراف شماها را فرا می گرفت، تا آنجا که پرندگان آسمان دعوت شما را اجابت می کردند و ماهیهای دریا خواسته شما را می پذیرفتند و دیگر هیچ دوست و بنده خدایی فقیر نشده و هیچ سهم از فرائض الهی از بین نمی رفت، و هیچ دو نفری در حکم خدا اختلاف نمی کردند، ولی افسوس که شما مخالفت نموده و مسند خلافت را به فرد دیگری سپردید، پس در انتظار گرفتاری و بلا باشید، و دست از خوشبختی بشوئید، من حقیقت امر را برای تک تک شما روشن ساختم، پس بدانید از امروز به بعد رشته محبّت و دوستی میان من و شما بریده شد.
دست از دامن آل محمد صلیاللهعلیهوآله بر ندارید، زیرا تنها ایشان راهنمای به سوی بهشت، و در روز قیامت خوانندگان به آن خواهند بود.
بر شما باد به فرمانبری امیرالمؤمنین علیهالسلام، که به خدا سوگند که [در روز غدیر] ما به دفعات در حضور پیامبر صلیاللهعلیهوآله تحت عنوان ولایت و امارت بر او سلام نمودیم و پیوسته رسول خدا صلیاللهعلیهوآله با تأکید ما را بدان کار وامیداشت، حال مردم را چه شده با علم به فضائلش بر او حسد می برند؟!
عاقبت حسادت قابیل بر هابیل کشتن او بود، یا مانند قوم بنی اسرائیل کارشان به کفر و ارتداد کشیده، شما را چه شده؟! ای مردم، وای بر شما، ما را با أبو فلان و فلان چه کار؟! آیا به جهل افتاده یا خود را به نادانی می زنید؟ یا حسد ورزیده یا خود را به حسادت زده اید؟
به خدا سوگند که شما مرتد و کافر شده و با شمشیر به جان هم خواهید افتاد تا آنجا که با شهادت دروغ ناجیهای خود را محکوم به مرگ نموده و کافران را تبرئه و آزاد کنید، بدانید که من حرف خود را زدم و تسلیم پیامبرم شدم، و از مولای خود و تمام امّت؛ امیرالمؤمنین علیهالسلام پیروی نمودم، همو که سید و سرور اوصیاء، و پیشوای پیشانی سفیدان [از وضو]، و رهبر راستگویان و شهیدان و صالحان است.»
منبع : الإحتجاج ترجمه جعفری، ج ۱، ص: ۲۵۱