بنابه نقل تاریخ، فاطمه کلابیه مشهور به حضرت امالبنین (سلاماللهعلیها)، دومین یا سومین همسر حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیهالسلام) بوده است. درهرحال، مسلم است این ازدواج بعد از شهادت صدیقۀ کبری صورت گرفته است.
آنچه در زندگی مشترک این دو بزرگوار مطرح است حس وفاداری به یکدیگر و احترام متقابل میباشد. ثمرۀ ازدواج حضرت علی با او، چهار پسر رشید بود به نامهای: عبّاس، عبدالله، جعفر و عثمان، که بهدلیل داشتن همین پسران، او را امالبنین، یعنی مادر پسران میخواندند.
فرزندان امالبنین (سلاماللهعلیها) همگی در کربلا به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه فرزند حضرت ابوالفضل (علیهالسلام) ادامه یافت.
ویژگیهای مهم مادر پسران
بینش عمیق، دوستی با اهلبیت و دوستی با فرزندان در کنار وظیفۀ مهم مادری و چونان معلمی دلسوز آموختن باورهای اعتقادی و مسائل مربوط به همسرداری و آداب معاشرت با دیگران ازجمله ویژگیهای خاص این بانو است.
در خاندان و تبار پاک امالبنین (سلاماللهعلیها) چند ویژگی مهم وجود دارد که همگی در وجود عباس (علیهالسلام) به ظهور رسید:
- شجاعت و دلاوری که در کربلا زیباترین چهرۀ خویش را نمایاند.
- ادب و متانت و عزتنفس که در زندگانی ۳۴ سالۀ عباس بن علی (علیهالسلام) بهوضوح دیده میشود.
- هنر و ادبیات که امالبنین (سلاماللهعلیها) از دایی خویش «لبید» شاعر به ارث برده بود و فرزند عزیزش عباس (علیهالسلام) از مادر ادیبۀ خود. (البته شاعران دیگری نیز در این خاندان میزیستهاند.)
- ایثارگری و احترام به حقوق دیگران که نمود آن در عشق به ولایت و امامت متجلی شد.
- وفا و پایبندی به تعهدات که در لحظهلحظۀ حضور فرزندش در کربلا مشهود بود.

سفارش به دفاع از ولایت
روزی امالبنین (سلاماللهعلیها) وارد اتاق شد. امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را دید که عباس خردسال را روی پاهایش نشانده، آستینهای کودک را بالا زده و بازوانش را میبوسد و بهشدت میگرید. امالبنین حیران و نگران علت را پرسید. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) با اندوه پاسخ داد: به این دو دست نگاه میکردم و آنچه بر سرشان میآید، به یاد میآوردم. تعجب امالبنین به ترس تبدیل شد: مگر چه بر سر دستان پسرم خواهد آمد؟ و پاسخ شنید که از بازو قطع خواهند شد. پرسید: چرا یا علی؟ و آنگاه شرح کربلا را شنید و اینکه دستان فرزندش در راه پسر ریحانۀ رسول، قطع خواهند شد. گریه امانش نمیداد، اما شکر خدا را میگفت که پسرش فدای سبط گرامی رسول (صلیاللهعلیهوآله) میشود. علی (علیهالسلام) مادر عباس را به منزلتی که فرزندش نزد خدا داشت، بشارت داد و گفت که خداوند در عوض دو دست، دو بال به او میبخشد تا با ملائکه در بهشت پرواز کند.[۱] لبخند بر لبان دختر حزام نشست با تولّد عبّاس، خانۀ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آمیختهای از غم و شادی شد: شادی برای این مولود خجسته، و غم و اشک برای آیندهای که برای این فرزند و دستان او در کربلا خواهد بود.
مرا امالبنین نخوانید
بانوانی که از کربلا به مدینه مراجعت کردند، در خانۀ امالبنین (سلاماللهعلیها) عزاداری میکردند. آن حضرت اگر چه در کربلا نبود ولی از ناله و گریه قرار نداشت. هنگامی که زنها او را امالبنین خطاب میکردند و تسلیت میدادند میفرمود: «دیگر مرا امالبنین نخوانید...» امام باقر (علیهالسلام) میفرماید: «آن حضرت به بقیع میرفت و آنقدر جانسوز مرثیه میخواند که مروان با آن قساوت قلب گریه میکرد.» این گریهوزاری حضرت ادامه داشت تا بدرود حیات گفت.
علامه مامقانی مینویسد: از علوّ مقام حضرت امالبنین (سلاماللهعلیها) همین بس که وقتی بشیر بن جذلم خبر شهادت فرزندانش را به او داد فرمود: رگهای قلبم را بریدی فرزندانم و هر آنچه زیر آسمان است به فدای اباعبدالله الحسین باد.
آخرین لحظات از عمر شریف این مادر فداکار
چند سالی است که فاطمیه نه در سوم جمادی الثانی که ده روز دیرتر یعنی در سالروز رحلت فاطمهای دیگر به اتمام میرسد رازی که در این قرابت زمانی میان سالروز پرواز فاطمه صدیقه (سلاماللهعلیها) و فاطمه کلابیه (سلاماللهعلیها) وجود دارد بیشک همانا ابراز ارادتی است که امالبنین به زهرا و خانه و خوانوادۀ او داشت چه بسیار که این دومین فاطمه علی خود را کنیز زینبین و پسرانش را غلام حسنین میخواند چه بسیار که امالبنین تجلیگر ادب شده بود و از عباس در همان حال که کودکی بیش نبود تقاضا کرده بود حسین را نه برادر که مولا خطاب کند.
زندگی سراسر مهر و عاطفه و مبارزۀ امالبنین رو به پایان بود و آخرین شب زندگی امالبنین بود. فضه خادمه رو به خانم کرد و از این بانوی ادب خواست در این آخرین لحظات بالاترین جمله را به او بیاموزد. امالبنین لب به تبسم گشود و اندکی بعد آرام زمزمه کرد: «السلام علیک یا ابا عبدالله»
امالبنین (سلاماللهعلیها) را در حال احتضار دید دوید و فرزندان امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را و فرزندان حسین بن علی (علیهالسلام) را صدا زد. اندکی بعد ندای مادر مادر مدینه را پر کرد. این اولین بار بود که فرزندان و نوادگان فاطمه امالبنین را مادر صدا میکردند و خانم ممانعتی نمیکرد. شاید او را دیگر رمقی نمانده بود تا بگوید: من کنیز فاطمه هستم مرا مادر نخوانید! اما امالبنین دیگر ندای مادر مادر فرزندانش را نمیشنید...

او بهعنوان همسر شهید، رسالت خویش را به خوبی به پایان رسانید و فرزندانی تربیت کرد که فدایی ولایت و امامت بودند و هر ۴ تن در کربلا قربانی آرمانهای «ولی» و «امام» خویش شدند و بدین وسیله بر صحیفۀ تربیت امالبنین امضای سبز مولای متقیان علی (علیهالسلام) قرار گرفت. پساز کربلا بار رسالت سیاسی و اجتماعی خویش را به دوش گرفت و پیامهای مهم کربلا را به فرداها صادر کرد و ارزشهای معنوی این حماسۀ عرفانی را زنده نگاه داشت. همسر شهید، مادر چهار شهید و طلایهدار پیامآوران کربلا پساز زینب (سلاماللهعلیها) که لحظهلحظۀ عمر خویش را با خدای خود معامله کرد و لحظهای خطا و انحراف در زندگی وی راه نیافت او، بعداز زینب کبری (سلاماللهعلیها) دار فانی را وداع گفت، ولی تاریخنگاران سال ارتحال او را متفاوت نگاشتهاند، بهطوری که عدهای آن را سال ۷۰هجری قمری بیان کردهاند و عدۀ دیگری تاریخ وفات آن مادر فداکار را، سیزدهم جمادی الثانی سال ۶۴هجری قمری دانستهاند که نظر دوم از شهرت بیشتری برخوردار است[۲] او در قبرستان بقیع در کنار سبط رسول خدا، امام حسن (علیهالسلام)، و فاطمه بنتاسد و دیگر چهرههای درخشان شریعت محمدی (صلیاللهعلیهوآله) به خاک سپرده شد.[۳] اگر چه جسم او در خاک است اما روح بلند او و صفات کریمه و عظیمۀ وی نام او را به بلندای آفتاب زنده نگاه داشته است و در پرتوی صفات این بانوی فاضله انسانهایی تربیت شدهاند که در تاریخ ماندگار خواهد بود قبر او بُقعهای از آسمان است و مردان و زنان دینباور به زیارت او میروند تا جرعهای از دریای بیکران مجد و عظمت او را جویا شوند و کویر تفتیدۀ خویش را حیات بخشند. چه زیباست القاب او در میان مسلمانان امالعشق، امالمهتاب، امالوفاء و غیره ...
بخشی از زیارتنامۀ امالبنین
سلام بر تو ای همسر جانشین رسول اللّه (علیهالسلام)؛ سلام بر تو که محبوب زهرایی؛ سلام بر تو ای مادر ماههای درخشان؛ خدا و رسولش را گواه میگیرم
که تو با اهدای فرزندانت و قربانی کردن آنها در راه آرمانهای حسین (علیهالسلام) جهاد نمودی؛ گواهی میدهم که تو یار و یاور امام علی بن ابیطالب (علیهالسلام) در سختیها، مشکلات و مصیبتها بودهای؛ گواهی میدهم که به خوبی از عهدۀ سرپرستی و نگهداری فرزندان زهرای اطهر (سلاماللهعلیها) و ادای امانت ایشان برآمدی؛ تو در نزد خداوند از مقام و منزلت بالایی برخورداری؛ سلام بر تو و بر فرزندان شهیدت!
منابع
کتاب زندگینامۀ مادر مهتاب حضرت امالبنين (سلاماللهعلیها) و تقویم شیعی
[۱] باقر شریف قرشی، زندگانی حضرت ابوالفضل العباس، ص ۳۱.
[۲] محدثات شیعه، دکتر شهلا غروی نایینی، ص ۵۳ تا ۴۴.
[۳] عبدالحسین مؤمنی، زندگانی قمر بنیهاشم باب الحوائج، ص۱۳۷.

