در طرفین دیوارۀ بیرونی ایوان طلا که به گلدستهها میرسد، دو کتیبۀ میناکاری بزرگ قرار دارد که در آن دو بیت از هفت بند کاشی متعلق به «ملا حسن کاشی» عالم و شاعر دربار سلطان محمد خدابنده است مشهور است که او این شعر را در منقبت امیرالمومنین (علیهالسلام) گفته و از او صله دریافت کرده است.

دو کتیبه که هر کدام یک مصرع از بیت اول هفت بند مشهور ملاحسن کاشی عالم و شاعر قرن هشتم را در بر دارد، در دو طرف بالای ایوان خودنمایی میکنند:
السلام ای سایهات
خورشید ربّ العالمین

و در سمت مقابل آن نوشته شده:
آسمانِ عزّ و تمکین
آفتاب داد و دین

همچنین بیت پایانی این هفت بند، به خط نستعلیق در کتیبهای مستقل و میناکاری شده، با استناد به آیۀ ۷۳ سورۀ زمر، مژدۀ زندگی جاودان در بهشت را به زایران آن حضرت بشارت میدهد:
زایران درگهت را بر در خُلد برین
میدهند آواز طبتم فادخلوها خالدین

و در سمت مقابل آن نوشته شده:
تا نجف شد آفتاب دین و دولت را مقام
خاک آن دارد شرف بر زمزم و بیتالحرام

ملاحسن که هیچ شعری برای غیر از اهل بیت نگفت، مورد ستایش بزرگانی چون قاضی نورالله شوشتری، محتشم کاشانی و میرزا عبدالله افندی دستیار علامه مجلسی بود.
تا جایی که میرزا عبدالله در ریاضالعلماء مینویسد:
سهم ملاحسن کاشی در نشر مذهب شیعه، با محقق کرکی و حتی علامه حلّی برابری میکند.

از میان این همه اشعار در مدح امیرالمومنین (علیهالسلام)، تنها یک بیت به خط طلا در کتیبهای مستقل و مینا کاری شده، شرافت و لیاقت صدرنشینی در جوار ایوان نجف را یافته و چشمان شیفتگان آن امام همام، در بدو ورود به آستان ملک پاسبان حضرتش را مینوازد.
در این مکان شریف بیت زیبایی نقش بسته که با استناد به آیه ۷۳سوره مبارکه زمر، مژدۀ زندگی جاودان بهشتی را به زائران ساقی کوثر بشارت میدهد.
این کتیبه، پایانی هفت بند کمال الدین حسن بن محمود کاشی مشهور به ملاحسن کاشی عالم و شاعر قرون ۷ و ۸ هجری قمری است.
دولتشاه سمرقندی جناب کاشی را در زمره شعرای طبقه پنجم ذکر کرده و درباره او مینویسد:
از جمله مادحان حضرت شاه ولایت پناه امیرالمؤمنین و امام المتقین اسدالله الغالب علی بن ابیطالب کرم الله وجهه بود و هیچ کس به به متانت و لطافت او سخن نگفته است. مرد دانشمند و فاضل بوده است. اصل او از کاشان است، اما در خطه امل متولد شده و آنجا نشو و نما یافته چنانکه میگوید:
مسکن کاشی اگر در خطه امل بود لیکن از جد و پدر مسکن به کاشان میرود.
گویند که مولانا حسن بعد از زیارت کعبه معظمه شرفها الله و حرم حضرت رسالت علیه الصلوه والسلام به عزم زیارت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیهالسلام) به دیار عراق عرب افتاد و به عتبه بوسی آن آستانه شریف مشرّف شد و این منقبت بر روضه مطهرّه منوّره آن حضرت خواند:
ای ز بدو آفرینش پیشوای اهل دین
وی ز عزت مادح بازوی تو روح الامین
در آن شب حضرت شاه ولایت را کرم الله وجهه به خواب دید که عذرخواهی او میکند کهای کاشی از راه دور آمدهای و تو را دو حق است بر ما، یکی حق مهمانی و یکی حق صله شعر.
در آن شب حضرت شاه ولایت را کرم الله وجهه به خواب دید که عذرخواهی او میکند کهای کاشی از راه دور آمدهای و تو را دو حق است بر ما، یکی حق مهمانی و یکی حق صله شعر.
کاشی به بصره آمد و آن خواجه را پیدا ساخت و پیغام امیر المؤمنین علی”علیه السلام” با بازرگان رسانید. بازرگان از شادی، چون گل بشگفت و سوگند خورد که من این حال به هیچ آفریده نگفته ام و فی الحال زر تسلیم مولانا حسن کرد و خلعتی بر آن مزید ساخت و شکرانه آنکه فریادرس شاه ولایت شده دعوتی مستوفی جهت صالحان و فقرای شهر بداد، و مولانا حسن در عهد شباب مرد نیکو صورت و سیرت و خدا ترس و متقی بوده و غیر از مناقب ائمه علیهم السلام چیزی نگفتی و به مدح ملوک اشتغال نکردی و قصاید او در مناقب شهرتی دارد و وفات مولانا حسن معلوم نبوده که درچه تاریخ بوده و الله اعلم، مدفن او در سلطانیه عراقست و در عهد سلطان محمد خدابنده بود.»

جناب میرزا عبدالله افندی اصفهانی، کتاب شناس برجسته و دستیار علامه مجلسی در کتاب ریاض العلماء و حیاض الفضلاء در مورد مولانا حسن کاشی مینویسد:
«ملاحسن کاشی فاضلی عالم و محقق و نویسندهای توانا و نکته سنج به شمار میرود. سهم او در نشر مذهب شیعه، با محقق کرکی و حتی علامه حلّی برابری میکند.
حق عظیمی بر مردم دارد و نقش بزرگی در هدایت و تبلیغ دین حق و دعوت به مذهب تشییع داشت. از این رو متعصبان از مذهب عامه چه در گذشته و چه در این زمان او را دشمن میانگارند …؛ و او قصاید هفت گانۀ معروفی به زبان فارسی دارد که به هفت بند ملا حسن کاشی معروف است.»
صاحب کتاب الذریعه او را معاصر علامه حلی (ره) و صاحب هفت بند در مدح حضرت ساقی کوثر (علیهالسلام) معرفی و درباره او میگوید:
برای آشنایی با دیگر نوشتهها و شعرهای نقش بسته بر ایوان، ادامه دهید.