مهدویت از اصول بنیادین اندیشۀ شیعی است که در کلام امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، استمرار حجت الهی، امامت دوازدهگانه و جایگاه حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) تبیین شده است. در اینجا به فرمایشات حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) دربارۀ اثبات مهدویت میپردازیم.
زمین خالی از حجت نمیماند
یکی از مواردی که مورد تأکید پیامبر اسلام و ائمۀ طاهرین (علیهمالسلام) بوده و در احادیث متعدد بدان اشاره شده، خالی نبودن زمین از حجت خداست.
از منظر اعتقادات دینی هیچ زمانی را نمیتوان یافت که جهان خلقت بدون امام و راهنما و واسطۀ ارتباط با خداوند باقی بماند. این نکته در کلمات حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نیز مورد تأکید قرار گرفته است.
حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «بار خدایا! همواره باید بر روی زمین تو حجتی برای بندگانت داشته باشی تا خلق را به دینت راهنمایی کند، و علم تو را به آنها بیاموزد تا حجت تو تباه نشود و پیروان اولیاء تو بعداز آنکه آنها را هدایت کردهای دوباره گمراه نگردند. (حجت تو) یا ظاهر و آشکار خواهد بود که اطاعت او را نمیکنند و یا از دیدهها نهان خواهد بود که مردم در انتظار او به سر میبرند. اگر شخص و جسم او درحال هدایت مردم از آنان غایب باشد علم و آدابش در قلبهای عاشقان حق پایدار است و آنها به آن علم و آداب پایبند هستند و به آن عمل میکنند.» [۱]
همچنین امیرمؤمنان (علیهالسلام) در نهج البلاغه میفرمایند:
«بار خدایا! آری زمین از امامی که قیام برحق کند خالی نخواهد ماند. او یا آشکار و شناخته شده است یا ترسان و پنهان است تا حجتها و دلیلهای روشن خدا (یعنی اصول و احکام دین و تعالیم انبیا) از بین نرود. اما اینکه ایشان چند نفرند و کجایند؟ به خدا سوگند ازنظر تعداد آنها بسیار کم هستند ولی ازجهت منزلت و بلندمرتبه بودن در نزد خداوند بسیار بزرگوارند. خداوند به وسیلۀ ایشان حجّتها و دلیلهای روشن خود را حفظ میکند...
آنان خلفا و نمایندگان خدا بر روی زمین هستند و مردم را بهسوی دین و احکام و مقررات او دعوت میکنند...» [۲]
در کلام پربرکت امیرمؤمنان (علیهالسلام) بر این نکته تأکید شده که گاهی شرایط ایجاب میکند که حجت الهی از نظرها پنهان باشد و مردم بهطور مستقیم از درک محضر او محروم باشند. این نکته همان حقیقتی است که در مکتب اهلبیت مورد عنایت ویژه قرار گرفته است. امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: «اگر جهان لحظهای بدون امام و انسان کامل باشد از هستی ساقط میگردد.»
امام محمد باقر(علیهالسلام) نیز میفرماید: «اگر حجت الهی لحظهای از زمین برداشته شود زمین همانند دریا دچار موج طوفان میگردد.» [۳]
از مجموع آنچه گفته شد، بهخصوص سخنان امیرمؤمنان (علیهالسلام)، به خوبی روشن میگردد که وجود حضرت مهدی موعود (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) در عالم بهعنوان حجت الهی و استمرار خلافت او در زمین ضرورتی انکارناپذیر دارد و جزو حقایق حتمی و قطعی نظام آفرینش است، زیرا انسان کامل واسطۀ فیض الهی در عالم است و عالم و آدم در پرتوی او، فیض الهی دریافت میکنند.
نوری كه هرگز غروب نمیكند
این بخش از روایات، با بیانی تمثیلی و در عین حال صریح، به استمرار خط هدایت الهی در امت اسلامی پساز پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) اشاره دارد و جایگاه اهلبیت را بهعنوان راهنمایان همیشگی جامعه تبیین میکند.
حضرت امیرمؤمنان (علیهالسلام)، در نهج البلاغه میفرمایند: «آگاه باشید مثل آل محمد (صلیاللهعلیهوآله) مثل ستارگان آسمان است. اگر ستارهای غروب کند. ستارۀ دیگری طلوع خواهد کرد.» [۴]
تشبیه آل محمد به ستارگان آسمان، تصویری روشن از پیوستگی امامت و خاموش نشدن نور هدایت ارائه میدهد؛ نوری که با غروب هر امام، در وجود امامی دیگر جلوهگر میشود.
مولای متقیان فرمودند: «برای این امت دوازده امام عادل پساز پیامبرش وجود دارد که مخالفت مخالفین ضرری به آنان نمیرساند.» [۵]
حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در جای دیگری فرمودند: «ای هارونی! پساز محمد (صلیاللهعلیهوآله) دوازده امام عادل خواهد بود که تلاش خوارکنندگان به آنها ضرری نرساند.» [۶]
تأکید بر دوازده امام عادل نیز نشان میدهد که امامت، جریانی الهی و مصون از آسیب مخالفتها و تلاش خوارکنندگان است و این مسیر حق، بر پایۀ ارادۀ الهی تا تحقق کامل هدایت امت استمرار خواهد داشت.
بازتاب مهدویت در آیات قرآن از نگاه امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
مسئلۀ حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) از موضوعات بنیادین اندیشۀ اسلامی است که ریشههای آن بهصورت گسترده در آیات قرآن کریم قابل پیگیری است. در آیات قرآن کریم مفاهیمی چون وعدۀ پیروزی نهایی حق، وراثت زمین توسط صالحان، امامت مستضعفان و تحقق کامل عدل الهی، چهارچوب قرآنی روشنی برای اعتقاد به ظهور منجی الهی ترسیم میکند. تفسیر این آیات در روایات اهلبیت، بهویژه در سخنان امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، نشان میدهد که قرآن کریم با بیانی ژرف و آیندهنگر، زمینۀ فهم جایگاه و نقش حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) را در تاریخ هدایت بشر فراهم ساخته است.
مولای متقیان در بیان تفسیر سورۀ نور، موضوع امامت را اینگونه بیان میکنند. ایشان فرمودند: «نور همان قرآن است و نور اسمی از اسمهای خداوند تبارک و تعالی نیز هست. خداوند عزّوجل در سورۀ نور میفرمایند: خدا نور آسمانها و زمین است، نور او همانند مشکاتی است که در آن چراغی باشد و آن چراغ در میان شیشهای که تلألؤ آن همچون ستارهای است درخشان و روشن از درخت مبارک زیتون...» [۷]
آنگاه فرمودند: «مشکات رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) است و مصباح وصی و اوصیا هستند، منظور از زجاجه، حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) است، و مراد از کوکب دُرّی حضرت قائم المنتظر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) است. کسی که زمین را پر از عدل و داد میکند. [۸]
حضرت امیرمؤمنان (علیهالسلام)، در بیان تفسیر سورۀ قصص، موضوع امامت حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) در آخرالزمان را اینگونه توضیح میدهند.
حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرمایند: «مستضعفان زمین که در قرآن یاد شدهاند و خداوند وعده داده است آنها را پیشوایان مردم قرار دهد، ما اهلبیت هستیم و خداوند، مهدی ما اهلبیت را (در آخرالزمان) برمیانگیزاند تا آنها را عزیز و دشمنانشان را خوار و ذلیل کند. [۹] [۱۰]
بررسی فرمایشات امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نشان میدهد که اصل مهدویت، حقیقتی استوار و ریشهدار در نظام اعتقادی اسلام است که با سنت الهی «خالی نبودن زمین از حجت» پیوندی ناگسستنی دارد. حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) با تبیین پیوستگی امامت، معرفی دوازده امام عادل و تفسیر آیات کلیدی قرآن، جایگاه حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) را بهعنوان آخرین حلقۀ زنجیر هدایت الهی روشن ساختهاند. برایناساس، انتظار فرج نه صرفاً یک حالت درونی، بلکه باور به تحقق وعدههای قطعی الهی و آمادگی برای برپایی عدالت نهایی در زمین است؛ وعدهای که در پرتوی ظهور حضرت ولی عصر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) به کمال خواهد رسید.
منبع:
[۱] کمال الدین، ج۱، ص۳۰۲، ح۱۱
[۲] نهج البلاغه، حکمت۱۴۷
[۳] محمدبن یعقوب کلینى، اصول کافى، بنیاد رسالت، ۱۳۶۴، ج۲۱، ص۲۵۱، کتاب «الحجه» باب «انّ الارضَ لاتخلوا من حجة»
[۴] نهج البلاغه، خطبۀ۱۰۰
[۵] كمال الدين و تمام النعمه، ج۱، ص۲۹۶
[۶] كمال الدين و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۰
[۷] سورۀ نور، آیۀ۳۵
[۸] بحار الانوار(ط -بيروت)، ج۹۰، ص۲۱
[۹] اشاره به آیۀ۵ سورۀ قصص «و نرید انّ نمنّ علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین؛ و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین مستضعف واقع شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان (مردم) گردانیم و ایشان را وارث (زمین) کنیم.»
[۱۰] بحار الانوار (ط – بيروت)، ج۵۱، ص۶۳




