عابدۀ آل علی؛ بانویی فراتر از تاریخ

حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) همان حیدر کرار است در قامت یک بانو؛ دختری که آئینۀ تمام‌نمای شخصیت والا مقام امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) و زینت پدر بود.

بانوی صبر و استقامت، حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها)، سومین فرزند امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، در ۱۵رجب سال ۶۲هجری به دیار حق شتافت. بانویی از خاندان بنی‌هاشم که نه‌تنها در میان زنان، بلکه در مردان عالم، کمتر نظیرش را می‌توان یافت.

ایشان در طول حیات مبارک خویش، مورد ملاطفت و نظارت و تربیت مستقیم مولای متقیان بوده و علی‌وار زندگی کرده است. شجاعت، فصاحت و بلاغت کلامش در جریان واقعۀ عاشورا نشان می‌دهد که حضرت زینب کبری (سلام‌الله‌علیها)، زبان علی در کام، و رسالت حسین را بر دوش دارد!

 

راوی

حضرت زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) یکی از محدثان و راویان امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است که در زمان حیات پیامبر خاتم به دنیا آمد و در سال ۶۲هجری در دوران خلافت یزید بن معاویه، رحلت فرمود. کنیۀ او را ام‌عبدالله، ام‌الحسن، ام‌کلثوم، ام‌المصائب، ام‌الرزایا و ام‌النوائب ذکر کرده‌اند. [۱] [۲]
نام مبارکش توسط جبرئیل بر رسول خدا عرضه شد و آن حضرت فرمود: «به حاضران و غایبان وصیت می‌کنم که حرمت این دختر را پاس دارید، همانا جایگاه وی مانند خدیجه کبری (سلام‌الله‌علیها) است.»[۳]

موحد

روزی حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) در کودکی بر زانوی پدر نشسته بود و با امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بازی و گفت‌وگو می‌کرد. در این هنگام از پدر پرسید: «آیا خدا را دوست دارید؟»
امام فرمود: «مگر می‌شود خدا را دوست نداشت؟ کسی که بنده و دوستدار خدا نباشد، انسان نیست.»
حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) پرسید: «پس ما را هم دوست دارید؟»
امام پاسخ داد: «چگونه ممکن است انسان فرزندان خود، آن هم بندگان خدا را دوست نداشته باشد؟»
زینب (سلام‌الله‌علیها) پرسید: «پس چگونه دو محبت در یک دل جا می‌گیرد؟» سپس با اجازه پدر، خود پاسخ داد و گفت:
«شما تنها خدا را دوست دارید و هر محبتی که هست، برای خداست؛ اگر ما را دوست دارید نیز به خاطر خدا و در مسیر فرمان اوست.»

این سخن، عمق نگاه توحیدی و تربیت الهی حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) را به زیبایی نشان می‌دهد.

عابد

حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) در دوران زندگی، هیچ‌گاه عبادت را ترک نکرد. آنچنان به عبادت مشغول بود که ملقب به «عابدۀ آل علی» شد. عبادت شبانه وی حتی در شب دهم و یازدهم محرم، در اوج مصیبت کربلا ترک نشد. [۴]

فاطمه دختر امام حسین (علیه‌السلام) می‌گوید: «در شب عاشورا، عمه‌ام پیوسته به عبادت مشغول بود، نماز و نیایش داشت و پیوسته اشک‌هایش سرازیر می‌شد.»

ارتباط حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) با خداوند آن‌گونه بود که امام حسین (علیه‌السلام) در روز عاشورا هنگام وداع، به خواهرش فرمود:

«یا اختی لا تنسینی فی نافلة اللیل؛ خواهرم! مرا در نمازهای شب، فراموش نکن» [۵]

سخنور

سخنوری و خطابه‌ حضرت زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) در کوفه و دربار یزید، با استدلال به آیات قرآن، به‌روشنی از دانش عمیق و بینش الهی ایشان حکایت دارد. گفت‌وگوهای آن حضرت با عبیدالله بن زیاد، شباهتی آشکار به خطبه‌های امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) و خطبۀ فدکیه از مادرش حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) دارد.

در هنگام سخنرانی حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) در کوفه، پیرمردی گریان چنین گفت: «پدر و مادرم فدای آنان؛ سالخوردگانشان بهترین سالخوردگان، کودکانشان بهترین کودکان، زنانشان برترین زنان و نسلشان والاتر از همه نسل‌هاست.»

همچنین خطبۀ بلند حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) در دفاع از حق امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و ماجرای فدک، توسط ابن‌عباس ـ با آن جایگاه والا در علم و حدیث ـ از حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) نقل شده است؛ آن هم در حالی که ایشان در آن زمان کودکی خردسال، حدود هفت ساله یا کمتر بودند.

مدرس

حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) هنگام حضور امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام)  برای زنان کوفه، تفسیر قرآن ارائه می‌داد. زنان به قصد آموختن احکام دین نزد او می‌رفتند و از وی حدیث فرا می‌گرفتند، چنان‌که او را «عقیلۀ بنی‌هاشم» می گفتند.

امام سجاد (علیه‌السلام) در حق ایشان فرمودند: «اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة؛ [اى زينب !] تو، بحمداللّه، عالمى هستى كه نزد كسى تعليم نديدى و دانايى هستى كه نزد كسى نياموختى.» [۶]

ام‌المصائب

حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) سختی‌های بسیاری در زندگی متحمل شد. ایشان شاهد مصیبت شهادت جدش رسول خدا (صلی‌الله‌وعلیه‌وآله)، رنج‌ها و شهادت مادرش زهرا (سلام‌الله‌علیها)، شهادت مظلومانۀ پدرش امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و برادرش حسن (علیه‌السلام) و مصیبت بزرگ کربلا و چگونگی شهادت برادرش سیدالشهدا (علیه‌السلام) و برادران و پسرانش و نیز نظاره‌گر حملۀ دشمن به خیمه‌ها و اسارت آل ‌رسول‌الله بود. به همین دلیل، به ایشان لقب «ام‌المصائب» داده‌اند.

متفکر

شیخ عزالدین معروف به ابن‌اثیر جزری، از علمای اهل‌سنت دربارۀ دختر امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌نویسد:
«زینب دختر علی بن ابی‌طالب، مادرش فاطمه دختر رسول خدا بود. او در زمان پیامبر خدا به دنیا آمد و مقداری از زندگی آن حضرت را درک نمود. زینب تنها خانم متفکر و دانشمندی بود که از قوت فکر بالایی برخوردار بود. او در واقعۀ کربلا همراه برادرش حسین بن علی بود. بعد از شهادتش به‌همراه قافله روانه شام گشت و در برابر یزید بن معاویه خطبه‌ای شیوا و پرمعنی ایراد کرد که در کتابهای تاریخی ذکر شده. ایراد آن خطبه درایت و عقل و اندیشه و قدرت بالای قلبی وی را می‌رساند.» [۷]

استاد محمد فرید وجدی سنی مذهب، نوشته است:
«زینب، دختر علی بن ابی‌طالب، ازجمله زنان با فضیلت و بزرگواری است که دوراندیشی و فکر با عظمتی داشت. او همراه برادرش حسین بن علی در واقعۀ کربلا حضور داشت به امر یزید بن معاویه، آن خانم را به همراه دیگر اسرا به شام و شهرهای مختلف بردند، که در شام زینب کبری در برابر یزید خطبه‌ای غرا خواند.» [۸]

محمد غالب شافعی مصری که از نویسندگان مقتدر سنی اهل مصر در مجلۀ «الاسلام»، علاقه و احترام خود را به حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) چنین می‌نگارد:
«یکی از بزرگترین زنان اهل‌بیت از نظر حسب و نسب و از بهترین بانوان طاهره که دارای روحی بزرگ و مقام تقوی و آیینۀ سر تا پا نمای رسالت و ولایت بوده، حضرت سیده زینب، دختر علی بن ابی‌طالب می‌باشد که به‌نحو کامل او را تربیت کرده بودند و از علم و دانش خاندان نبوت سیراب گشته بود. به حدی که در فصاحت و بلاغت یکی از آیات بزرگ الهی گردید و در حلم و کرم و بینایی و بصیرت و تدبیر کارها در میان خاندان بنی هاشم و بلکه عرب مشهور شد و میان جمال و جلال و سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت را جمع کرده بود. شبها در حال عبادت و روزها را روزه داشت و به تقوا و پرهیزگاری معروف بود.» [۹]

 

فضائل این بانوی بزرگ تاریخ، چنان است که قلم از بیان آن عاجز است و هرچه هم گفته شود، بازهم گفتار ناقص خواهد ماند. این نوشتار تنها گوشه‌ای از مقام والای ایشان را روایت کرده است.

در تاریخ وفات حضرت زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) اختلاف‌نظر وجود دارد، اما مشهور این است که آن حضرت در ۱۵رجب سال ۶۲هجری پس‌از تحمل مصائب کربلا و رنج‌های اسارت در ۵۷سالگی به دیدار معبود شتافت و در دمشق چشم از جهان فرو بست.[۱۰]

بحرالمصائب نوشته است: «حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) بعد‌از واقعۀ کربلا و رنج شام و محنت ایام، چندان گریست که قدش خمیده شد و گیسوانش سفید گردید تا به سرای دیگر رخت بربست.»[۱۱]

 

منابع
۱. پایگاه حوزه، مجلات، فصلنامۀ علوم حدیث شمارۀ ۱۲، زنان راوی حدیث امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

۲. ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۶۴.
۳. همان، ص ۳۸.
۴. جعفر نقدی، زینب کبری بنت الامام، ص۶۱.
۵. فیض الاسلام، خاتون دوسرا، ص۱۸۵.
۶. بحار الأنوار، ج ۴۵، ص ۱۶۴.
۷. زینب الکبری، علامه جعفر نقدی، ص ۱۹ – ۱۸.
۸. اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ابن‌اثیر، ج ۷، شماره ۶۹۶۱.
۹. دایرة معارف القرن العشرین، ج ۴، ص ۷۹۶ – ۷۹۵. 
۱۰. قزوینی، سید محمدکاظم، زینب الکبری (سلام‌الله‌علیها) من المهد الی اللحد، ص۵۹۱.
۱۱. تبريزی، جعفر بن سلطان احمد، بحرالمصائب، ص۲۵۳.

 

مطالب بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *