رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) در آخرین لحظههاى زندگى، چشمان خود را باز کرد و گفت: «برادرم را صدا بزنید تا بیاید در کنار بسترم بنشیند.»
همه فهمیدند مقصودش امیرالمؤمنین على (علیهالسلام) است. امیرالمؤمنین على (علیهالسلام) در کنار بسترش نشست، ولى احساس کرد که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) مىخواهد از بستر برخیزد. امیرالمؤمنین على (علیهالسلام)، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را از بستر بلند نمود و به سینۀ خود تکیه داد.
چیزى نگذشت که علائم احتضار، در وجود شریف او پدید آمد.
شخصى از ابنعباس پرسید، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در آغوش چه کسى جان سپرد؟
ابنعباس گفت: «پیامبر گرامى (صلیاللهعلیهوآله) درحالیکه سر او در آغوش امیرالمؤمنین على (علیهالسلام) بود، جان سپرد.»
همان شخص افزود که یکی از زنان پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) مدعى است که سر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) بر سینۀ او بود که جان سپرد!
ابنعباس گفتۀ او را تکذیب کرد و گفت: «پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در آغوش امیرالمؤمنین على (علیهالسلام) جان داد، و على و برادر من، «فضل» او را غسل دادند.»
امیرمؤمنان (علیهالسلام)، در یکى از خطبههاى خود به این مطلب تصریح کرده مىفرماید: «و لقد قبض رسول اللّه و إنّ رأسه لعلى صدری. . . و لقد ولّیت غسله و الملائکة أعوانی؛پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) درحالىکه سر او بر سینۀ من بود، قبض روح شد... و من او را درحالىکه فرشتگان یارىام مىکردند، غسل دادم.»
منبع
الطبقات الکبری ج۲، ص ۲۶۳




