ماه مبارک رمضان از معدود زمانهایی است که همواره با خود اتمسفری متفاوت را به همراه آورده است. ماهی که در آن هر نَفَسی جان را تازهتر میکند و زنگارههای نَفْس را میتکاند. ماهی که لحظهبهلحظهاش را باید قدر دانست؛ گویا معبود به دنبال بهانهای است تا باب رحمت و مغفرت خویش را بگشاید و جانهای تشنۀ بندگان را از مهر و نور الهی سیراب کند. ماهی که شب و روز و لحظات افطار و سحر لبریز از معنویت است، طوریکه حتی کسانی که از معرفت روزهداری بیبهره ماندهاند را نیز، بر سر سفره مینشاند.
ماهی که عبادت ویژۀ آن، یعنی روزه، عبادتی است که در آن ریا راه ندارد، و روزهدار در تنهایی خود، خواستنیهای نفسانی را ترک میکند؛ کما اینکه در حدیث قدسی آمده است: «روزه مال من است و من، پاداش روزه هستم.» پس فرد مؤمن فقط برای حضرت معشوق روزه میگیرد و از ابتدای ماه مبارک رمضان بر سر سفرۀ ضیافت حضرت حق مینشیند. خوان گستردهای که مملو است از معرفت، یقین، طهارت، تزکیه نفس و ... .
در این میان همواره شنیدن دعاهایی دلچسب با آواهایی حزین، لحظات کمنظیری را میان عبد و معبود برقرار کرده است.
شاید کلامی که گفته شد مقدمهای باشد که از دعای نورانی حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) سخن به میان آوریم. کمتر کسی میداند که دعای «اَللّهُمَّ لَکَ صُمْنا وَعَلی رِزْقِکَ اَفْطَرْنا فَتَقَبَّلْ مِنّا اِنَّکَ اَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیم؛ خدایا برای تو روزه گرفتیم و با روزى تو افطار میکنیم، پس از ما بپذیر که بهراستى تو شنوا و دانایی.»[۱]
از توصیههای حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در لحظۀ افطار است.
قطعا این دعای حزین را بارها و بارها درحالیکه بر سر سفرۀ افطار نشستهایم زمزمه کردهایم، و بهوسیلۀ آن روحمان سبکبار شده است و سپس با نوشیدن جرعهای گرم یا رطبی شیرین حظ وافری بردهایم، از گذر یک روز دیگر از روزشمار بندگی.
با نگاهی به معنای ظاهری این دعای غنی و ارزشمند، مؤمن در لحظۀ افطار، خاضعانه و خاشعانه، ظرف وجودی خود را از هرچه منیت است، خالی میکند، معترف میشود عملی را که انجام داده برای رضای معبود است و سپس سببساز رزقوروزی را حضرت حق میخواند، تمنا میکند تا روزهداریاش پذیرفته شود، و سپس با خیالی آرام از اینکه شنیده و دیده شده است، به اسماء بزرگ الهی چنگ میآویزد.
منبع
[۱] شیخ عباس قمی؛ مفاتیح الجنان به نقل از کفعمی.




