دلایل و شواهد پیشگامی امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در متون اسلامی بهقدری فراوان است که بیان همۀ آنها از حد گنجایش این مطلب بیرون است ولی بهعنوان نمونه تعدادی از روایات را با مضمون اولین نمازگزار پساز پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) در ادامه از پیش نظر میگذرانید.
- پیشاز همه، خود پیامبر گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآله) به پیشقدم بودن حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) تصریح کرده و در میان جمعی از یاران خود فرمود: «نخستین کسی که در روز رستاخیز با من در کنار حوض (کوثر) ملاقات میکند پیشقدمترین شما در اسلام، علی بن ابیطالب است.»[۱]
- دانشمندان و محدثان نقل میکنند: نبی مکرم اسلام حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآله) روز دوشنبه به نبوت مبعوث شد و مولای متقیان علی (علیهالسلام) فردای آن روز (سهشنبه) با او نماز خواند.[۲]
- امام در جای دیگر از سبقت خود در اسلام چنین یاد میکند:«خدایا من نخستین کسی هستم که بهسوی تو بازگشت، و پیام تو را شنید و به دعوت پیامبر تو پاسخ گفت و پیشاز من جز رسول خدا کسی نماز نگزارد.»[۳]
- و در جایی دیگر حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) میفرمود: «من بندۀ خدا و برادر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و صدیق اکبرم. این سخن را پساز من جز دروغگوی افتراساز، نمیگوید. من هفت سال پیش از مردم، با رسول خدا نماز گزاردم.»[۴]
- عفیف بن قیس کندی میگوید:
من در زمان جاهلیت بازرگان عطر بودم. در یکی از سفرهای تجارتی وارد مکه شدم و مهمان عباس (یکی از بازرگانان بزرگ مکه) شدم، در یکی از روزها در مسجدالحرام در کنار عباس نشسته بودم، در این هنگام که خورشید به اوج رسیده بود، جوانی به مسجد در آمد که صورتش همچون قرص ماه نورانی بود، نگاهی به آسمان کرد و سپس رو به کعبه ایستاد و شروع به خواندن نماز کرد، چیزی نگذشت که نوجوانی خوشسیما به وی پیوست و در سمت راست او ایستاد. سپس زنی که خود را پوشانده بود، آمد و در پشت سر آن دو نفر قرار گرفت و هر سه با هم مشغول نماز و رکوع و سجود شدند.
من (از دیدن این منظره که در مرکز بتپرستان، سه نفر آیین دیگری غیر از مرام بتپرستی را برگزیدهاند) در شگفت ماندم، رو به عباس کرده و گفتم: حادثۀ بزرگی است! او نیز این جمله را تکرار کرد و افزود: آیا این سه نفر را میشناسی؟ گفتم: نه. گفت: «نخستین کسی که وارد شد جلوتر از هر دو نفر ایستاد، برادرزادۀ من محمد بن عبدالله (صلیاللهعلیهوآله) و دومین فرد، برادرزادۀ دیگر من علی بن ابیطالب (علیهالسلام) و سومین شخص همسر محمد است. و او مدعی است که آیین وی از طرف خداوند نازل شده است و اکنون در روی زمین، جز این سه نفر کسی از این دین پیروی نمیکند.»[۵]
این قضیه نشان میدهد که در آغاز دعوت پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) غیر از همسرش خدیجه، تنها حضرت امیرمؤمنان علی (علیهالسلام) آیین او را پذیرفته بوده است. - در روایتی دیگر امیرمؤمنان حضرت علی (علیهالسلام) در پاسخ به سؤال مردی یهودی، فرمود: «من نخستین شخصی بودم که اسلام را پذیرفتم، و سه سال از این ماجرا گذشت، در این سه سال هیچکس جز من و خدیجه (سلاماللهعلیها) خدایش رحمتش کند، نبود که نماز بخواند و به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و آنچه بر او نازل شده گواهی دهد.»[۶]
- یكى از راویان حدیث و اصحاب امیرالمؤمنین، امام على (علیهالسلام) حكایت میكند:
روزی حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را در مسجد دیدم كه بر بالای منبر نشسته است و درحالیكه مشغول صحبت و سخنرانى بود، تبسّمى نمود بهطورى كه دندانهایش نمایان گشت، و در ادامۀ سخنانش فرمود: من در سنین هفتسالگى، با رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) در بیابان مشغول چوپانی بودیم، چون موقع نماز شد، نماز را دو نفرى به جماعت خواندیم، ابوطالب وارد شد و اظهار داشت: چه مىكنید؟ رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) در جواب چنین اظهار نمود: خداى سبحان را عبادت و پرستش مىكنیم، تو هم اسلام بیاور و با ما نماز بخوان؛ و خداوند متعال را پرستش نما. سپس حضرت علی (علیهالسلام) در ادامۀ داستان افزود: خداوندا! من نمىشناسم بندهاى از امّت پیغمبرت را كه قبل از من، همراه پیغمبرت نماز خوانده باشد، چون از سنّ هفتسالگى با او نماز خواندهام. و در روایتى دیگر وارد شده است كه امام على (علیهالسلام) فرمود: «پیش از آنكه كسى با حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآله) نماز بخواند، من سه سال همراه آن حضرت نماز مىخواندم.»[۷] - در آغاز اسلام هنگامى که وقت نماز فرا مىرسید پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) براى اداى نماز به بعضى از درههاى مکه مىرفت و تنها على بن ابىطالب بهصورت پنهانى همراه او بود. روزى پدرش ابوطالب گفت: «فرزندم! این چه دینى است که تو بر آن هستى؟» گفت: «اى پدر! من به خدا و رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) و آنچه را ازسوى او آورده ایمان آوردم و با او نماز خواندم»؛ ... ابوطالب گفت: «آگاه باش که او تو را جز به خیر و نیکى فرا نخوانده است؛ هرگز از او جدا مشو.»[۸]
شعرا و نخستین کسی که به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) ایمان آورد و نماز گزارد
ایمان آوردن امیرالمؤمنین حضرت على (علیهالسلام) بهعنوان نخستین نفر بهقدرى روشن است که جمعى از شعراى معروف نیز در اشعارشان آن را بهعنوان یکى از افتخارات مولای متقیان على (علیهالسلام) ذکر کردهاند.
یکى از آنان دربارۀ او مىگوید: «اَلَیْسَ اَوَّلَ مَنْ صَلىّ لِقِبْلَتِکُمْ * وَاَعْلَمَ النّاسِ بِالْقُرآنِ وَالسُّننِ؟»؛ آیا او نخستین کسى نیست که بهسوى قبلۀ شما نماز گزارد و از همۀ مردم به قرآن و سنت آگاهتر بود؟
و دیگرى مىگوید: «فَهذا وَ فى الاِسْلامِ اَوَّلُ مُسْلِم * وَ اَوَّلُ مَنْ صَلّى وَ صامَ وَ هَلَّلا»؛ او نخستین مسلمان در (جهان) اسلام است و نخستین کسى است که نماز خواند و روزه گرفت و لا اله الا الله گفت!
مرحوم علامه امینى در الغدیر بیش از ده نفر از شعرا را نقل مىکند که در لابلاى اشعارشان این معنى را سرودهاند.[۹]
منابع
[۱] اوّلکم ورودا علی الحوض اوّلکم اسلاما علی بن ابیطالب:- ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، چاپ اول، بیروت، داراحیا التراث العربی، ۱۳۲۸ ه.ق، ج ۳، ص ۲۸.- ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، چاپ اول، قاهره، داراحیا الکتب العربیه، ۱۳۷۸ه.ق، ج ۱۳، ص ۱۱۹.با همین مضمون:- الحاکم النیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، تحقیق و اعداد: عبدالرحمن المرعشی، چاپ اول، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ه.ق، ج ۳، ص ۱۷. (منبع : سیرۀ پیشوایان , پیشوایی، مهدی)
[۲] استنبی النبی یوم الاثنین و صلی علی یوم الثلاثا:- ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، چاپ اول، بیروت، داراحیا التراث العربی، ۱۳۲۸ ه.ق، ج ۳، ص ۳۲.- ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ۱۳۹۹ ه.ق، ج ۲، ص ۵۷.این حدیث را حاکم نیشابوری از دو طریق بهصورت «نبی رسول الله...» نقل کرده است.(المستدرک علی الصحیحین، تحقیق و اعداد عبدالرحمن المرعشی، چاپ اول، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ه.ق، ج ۳، ص ۱۱۲. (منبع : سیرۀ پیشوایان , پیشوایی، مهدی)
[۳] اللهم انی اول من اناب، و سمع و اجاب،لم یسبقنی الا رسول الله ص بالصلوه. (نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه ۱۳۱) (منبع : سیرۀ پیشوایان , پیشوایی، مهدی)
[۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت دارالقاموس الحدیث، بی تا، ح ۲، ص.۳۱۲ الکامل، ح ۲، ص ۵۷. (منبع : سیرۀ پیشوایان , پیشوایی، مهدی)
[۵] به مآخذ زیر نگاه کنید:- ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، چاپ اول، قاهره، داراحیا الکتب العربیه، ۱۳۷۸ ه.ق، ج ۱۳، ص ۲۲۶.- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالقاموس الحدیث، (بی تا) ج ۲، ص.۲۱۲ (با اندکی اختلاف در لفظ.)- ابن ابیالحدید در همان کتاب این قضیه را از قول عبدالله بن مسعود نیز نقل کرده است که او نیز در سفر به مکه شاهد چنین صحنهای بوده است. (منبع : سیرۀ پیشوایان , پیشوایی، مهدی)
[۶] بحار، ج ۱، ص ۲.
[۷] ترجمۀ امام على بن ابىطالب از ابنعساكر: ج ۱، ص ۶۰ و ۶۴. (منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام علی (علیهالسلام)، حجتالاسلاموالمسلمین عبدالله صالحی)
[۸] السیرة النبویة، الحمیرى المعافرى، عبد الملك بن هشام، تحقیق مصطفى السقا و ابراهیم الأبیارى و عبد الحفیظ شلبى، دار المعرفة، بیروت، بى تا، ج ۱، ص ۲۴۶.
[۹] الغدیر فى الكتاب و السنه و الادب، علامه امینى، عبد الحسین، مركز الغدیر للدراسات الاسلامیه، قم، ۱۴۱۶، چاپ اول، ج ۳، ص ۳۲۸.




