در بعض کتب مسطور است که چون حضرت زینب (سلاماللهعلیها) متولّد شد، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) متوجه به حجرۀ طاهره شد.
در آن وقت حضرت حسین (علیهالسلام) به استقبال پدر شتافت و عرض کرد:
«ای پدر بزرگوار! همانا خداوند کردگار خواهری به من عطا فرموده.»
حضرت از شنیدن این سخن بیاختیار اشک از دیدههای مبارک به رخسار همایونش جاری گردید.
چون حسین (علیهالسلام) این حال را از پدر بزرگوار مشاهده نمود افسرده خاطر گشت...
که آمد پدر را بشارت دهد، بشارت مبدل به مصیبت گردید.
از آنجا که سبب حزن و اندوه پدر شده، دل مبارکش به درد آمد و اشک از دیدۀ مبارکش بر رخسارش جاری گشت و عرض کرد:
«بابا! فدایت شوم من شما را بشارت آوردم شما گریه میکنید، سبب چیست و این گریستن بر کیست؟»
حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، حسینش را در بر گرفت و نوازش نمود فرمود:
«نور دیده! زود باشد که سرّ این گریستن آشکار و اثرش نمودار شود.»[۱]
برگرفته از کتاب ویژگیهای حضرت زینب (سلاماللهعلیها) (خصایص زینبیه )
[۱] ناسخ التواريخ، حضرت زینب کبری (سلاماللهعلیها)، ج ۱، ص ۴۵.


